آگاه: این موقعیت چه تاثیری در شکوفایی استعدادها و رشد شایستگیهای شخصیتی ایشان داشت؟ این موقعیت باعث شد استعدادها و شایستگیهای ایشان در این جهات رشد یافته و شکوفا شود:
تفکر و نگرش راهبردی: ارتباط مستمر مستقیم با برجستهترین استراتژیست تاریخ جمهوری اسلامی و یکی از تاثیرگذارترین استراتژیستهای جهان امروز و دریافت نگرشهای پدر در مسائل و چالشهای مختلف داخلی و خارجی (اعم از اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و...)، از ایشان یک استراتژیست بالقوه در امتداد #رهبر_شهید ساخته است.
توانمندی مدیریتی: همان ارتباط مستقیم به همراه قبول ماموریتهای مدیریتی از سوی کلانترین جایگاه مدیریتی کشور (رهبری) طی سه دهه، باعث شد که ایشان مستقیما انواع الزامات و چالشهای مدیریت کلان کشور را از نزدیک لمس کنند و پس از قبول مسئولیت رهبری، کمترین خطای ممکن را در این زمینه داشته باشند.
سیاستورزی: از جوانی در بطن پیچیدهترین مناسبات سیاسی بود و نیز به دلیل معتمد پدر بودن، در ارتباط و تعامل مستمر با سیاستمداران و شخصیتهای تاثیرگذار کشوری و لشکری به جهت وساطت در انتقال پیام میان رهبر و آنها، باعث پختگی و بلوغ ویژهای در این زمینه در ایشان شد. همچنین باعث شد سیاستمداران و موثران لشکری و کشوری که شاهد این ارتباطات و وساطتها بودند، بیشترین اعتماد را به ایشان داشته باشند و پس از رهبری، انقیاد کامل نسبت به ایشان داشته باشند.
فقاهت: علاوه بر طی مدارج علمی رایج حوزوی که باعث تربیت فقهی ایشان شد، اولا بهرهمندی مستمر از استاد قدری چونان پدر که از جامعیت فکری و نبوغ ذهنی و فقهی و علمی ویژهای برخوردار بود و ثانیا ارتباط مستمر با انواع مسئلهها و پرسشها و چالشهای حاکمیتی از منظر فقهی، باعث شد که ذهن ایشان در کلیشههای رایج فقهی متوقف نشود و از خلال اینها، همواره در جستوجوی نگرش فقهی پویا و کارآمد برای حل مسائل حکومتی بوده است.
این امر باعث شده که ایشان برتر از هر فقیهی، مستقیما با ظرفیتهای دانش فقه به مثابه «نرمافزار حاکمیت دینی» واقف باشند و ایدههای بدیع و راهگشایی در این زمینه داشته باشند.
تربیت اخلاقی و شخصیتی: تربیتیافتگی نزد پدری چونان #رهبر_شهید که در قله فضائل اخلاقی و معنوی بوده و به ویژه خصال ضروری برای رهبری جامعه اسلامی را داراست، حتما فراتر از یک تربیت معمولی است؛ بلکه معقولترین انتظار این است که فرزندی که در دامن چنین پدری رشد میکند، در کسب این فضائل اخلاقی و معنوی هم نزدیکترین شخص به ایشان باشد.
مشی انقلابی: یکی از مهمترین دغدغهها و نگرانیها درباره رهبر انقلاب اسلامی (که خود #رهبر_شهید بسیار بر آن تاکید داشتند) همواره این بوده که مسئولین نظام به ویژه شخص رهبر، در مشی حکمرانی و سیاستورزی و تعامل با مردم و نیز مسائل حاکمیتی، بر اساس خطوط اصلی تفکر انقلابی (=اسلام ناب) حرکت کند و مشی فردی و مدیریتیاش کاملا هماهنگ با این اصول باشد.
فرزندی که از جوانی این اصول را در جزئیترین رفتارها و سخنان پدر از نزدیک لمس کرده و در متن چنین حرکتی تربیت یافته، بهتر از هر کسی میتواند الزامات چنین رهبری خطیری را درک کند و به آنها ملتزم باشد. اینها یعنی بهترین فردی که در حال حاضر با خیال آسوده میتوان چنین مسئولیت خطیری را به او سپرد و از جهات مختلف نگرانی نداشت، همایشان بودند. البته که این بدین معنا نیست که زینپس هم باید رهبری بین پدرها و پسرها در جریان باشد؛ چرا که این موضوع به شدت وابسته به استعدادها و ویژگیهای شخصی پسر و دیگر متغیرهای بیرونی است که از قضا این شرایط در مورد آیتالله مجتبی خامنهای امکان تحقق پیدا کرد؛ اما همانطور که میبینیم، در مورد برادران ایشان حتی برادر بزرگترشان هم (لااقل در این حد) جریان نیافت. از این منظر، «فرزند رهبر بودن» نهتنها برای ولی امر جدید یک ویژگی منفی نیست، بلکه از این جهت میتوان اذعان کرد که یکی از الطاف خفیه الهی بوده که چنین فرزندی را به #رهبر_شهید عطا کرده و سالیانی دراز او را در دامان پدر تربیت کرد تا انقلاب اسلامی در این شرایط خطیر، دچار خلأ و مشکل در حرکت تمدنیاش نشود.
۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۴
کد خبر: ۲۰٬۹۶۷
پیشتر در یادداشتی گفتم که «فرزند رهبر بودن» برای آیتالله مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) در عین اینکه بهتنهایی هیچ مزیتی برای ایشان به حساب نمیآید، اما ایشان را در موقعیتی ویژه قرار داد که بستری شد برای رشد استعدادها و شایستگیهای ویژه در ایشان تا معیارهای قانون اساسی برای رهبری، بیش از هرکسی در ایشان محقق شود. اکنون میخواهم بعضی مصادیق این موقعیت ویژه را توضیح دهم.
نظر شما