شهید نصرالله؛ نماد مقاومت

اسطوره زنده

محمدرضا بابایی ـ نویسنده و پژوهشگر
۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۱۲

در جنگ‌های نامتقارن، «نمادها» سلاح‌هایی استراتژیک هستند. سیدحسن شهید نصرالله، فراتر از یک فرمانده نظامی، تجسمِ اراده تاریخیِ مردمی است که پنجه در پنجه استعمار و صهیونیسم افکنده‌اند. تلاش رژیم صهیونیستی برای حذف فیزیکی او با ۸۰تُن بمب، نه یک عملیات نظامی که اعترافی تلخ به ناتوانی در درک «قدرت نمادین» است.

آگاه: رژیم صهیونیستی، با الگوگیری از نظریه‌های کلاسیک جنگ، همواره بر این باور بوده که «حذف فرماندهان دشمن» به فروپاشی ساختار مقاومت می‌انجامد. اما حزب‌الله، برخلاف ارتش‌های متعارف، یک «شبکه مقاومت غیرمتمرکز» است که حیاتش به شخص خاصی وابسته نیست. ساختار عمودی-افقی حزب‌الله (ترکیبی از یگان‌های مستقل و هماهنگ) باعث شده حتی با حذف شهید نصرالله، این سازمان نه‌تنها تضعیف نشود، بلکه به‌دلیل «اثر شهید»، انسجام بیشتری یابد. نمونه تاریخی این پدیده را در عملیات «انفیاذ» (۲۰۱۵) شاهد بودیم که ترور عماد مغنیه، به جای تضعیف، باعث گسترش نفوذ منطقه‌ای حزب‌الله شد.

شهید نصرالله به‌مثابه «اسطوره زنده»
در جامعه‌شناسی سیاسی، «اسطوره‌سازی» مکانیزمی برای تبدیل افراد به نمادهای جمعی است. شهید نصرالله، با تکیه بر سه ویژگی، به اسطوره‌ای فرامنطقه‌ای تبدیل شده است: گفتمان ضداستعماری، ساده‌زیستی و پیروزی‌های میدانی. سخنرانی‌های او، بازتاب خشم تاریخی ملت‌های تحت ستم از هژمونی غرب است. همچنین، زندگی متواضعانه او در تقابل با تجملات رهبران عربی، او را به «قهرمان توده‌ها» تبدیل کرده است. از سوی دیگر در جنگ ۳۳‌روزه (۲۰۰۶) که اولین شکست استراتژیک رژیم صهیونیستی بود، جایگاه او به‌عنوان «سپهبد مقاومت» تثبیت شد. حذف چنین نمادی، نه‌تنها اسطوره‌اش را نمی‌کشد که آن را به «اسطوره شهید» ارتقا می‌دهد؛ پدیده‌ای که در اسلام شیعی با مفهوم «حی» پیوند خورده است. باید توجه داشت که مقاومت در خاورمیانه، تنها یک استراتژی نظامی نیست، بلکه «حافظه تاریخی» ملت‌هایی است که قرن‌ها زیر چکمه استعمار زیسته‌اند. شهید نصرالله، وارث نمادین شخصیت‌هایی چون ابوذر، عمار، مالک اشتر و شهید سلیمانی است. ترور او، تلاشی برای پاک‌سازی این حافظه است‌ اما تاریخ نشان داده چنین اقداماتی تنها بر شدت آتش مقاومت می‌افزایند. به گفته ادوارد سعید: «استعمارگران هرگز نمی‌فهمند که مقاومت، در دی‌ان‌ای ملت‌های تحت ستم ریشه دارد.»

چرا استکبار از اشتباهاتش درس نمی‌گیرد؟
اشتباه استراتژیک رژیم صهیونیستی در تلاش برای حذف شهید نصرالله، ریشه در سه توهم دارد:
الف) توهم عقلانیت ابزاری:  غرب و رژیم صهیونیستی، با تکیه بر «عقلانیت ابزاری» (وبر)، گمان می‌کنند هر پدیده‌ای با حذف فیزیکی رهبرش کنترل می‌شود. اما مقاومت، سیستمی پیچیده و انطباق‌پذیر است که بر پایه ایدئولوژی و هویت جمعی بنا شده، نه ساختار سلسله‌مراتبی.
ب) توهم انحصار خشونت:  نظریه «انحصار خشونت» ماکس وبر، در خاورمیانه امروز کارایی ندارد. جبهه مقاومت، با تکیه بر مشروعیت مردمی، خشم را حق طبیعی ملت‌های تحت ستم می‌داند.
ج) توهم برتری تکنولوژیک: ۸۰ تُن بمب، نماد برتری تکنولوژیک است، اما در جنگ نامتقارن، این اراده است که بر تکنولوژی پیروز می‌شود. جنگ ۳۳روزه و عملیات «طوفان الاقصی» حماس، گواه این واقعیت است.
در حقیقت دستگاه استکبار، در دام «منطق کمی» گرفتار شده است و گمان می‌کند با محاسبه تناسب بمب‌ها و کشته‌ها می‌تواند معادلات را تغییر دهد. اما مقاومت، پدیده‌ای «کیفی» است که در خون، ایمان و حافظه تاریخی ملت‌ها جریان دارد. شهید نصرالله، تنها یک نام نیست؛ او تجسم خشم مقدسی است که از دل جنایت‌های صهیونیسم و استکبار زاده شده است.
شهادت او، نه پایان، که آغاز فصلی جدید خواهد بود. شهید نصرالله به «نماد مقاومت» تبدیل می‌شود؛ چراغی که راه را برای نسل‌های آینده روشن می‌کند. حزب‌الله نیز با الگوگیری از ساختارهای انعطاف‌پذیر، رهبری جمعی را تقویت می‌کند و جبهه مقاومت، با همگرایی بیشتر (ایران، حزب‌الله، انصارالله، حماس)، ضربات خود را تشدید خواهد کرد. 
رژیم صهیونیستی، با این اقدام، نه‌تنها شهید نصرالله را نکشته که او را به «افسانه‌ای جاویدان» تبدیل کرده است. تاریخ به ما می‌آموزد که استعمارگران، هرگز از اشتباهاتشان درس نمی‌گیرند، چراکه غرور، چشمانشان را بر واقعیت‌ها بسته است. اما مقاومت، چون رودی خروشان، از میان سنگ‌های سخت می‌گذرد و راه خود را به‌سوی آزادی می‌گشاید.