• کتاب‌های جنگ‌زده، راویان زندگی

    کتاب‌های جنگ‌زده، راویان زندگی

    زهرا بذرافکن، خبرنگار گروه فرهنگ: وقتی دستت را روی جلد تا برداشته و گوشه‌های پاره این کتاب‌ها می‌کشی، خوب می‌دانی که اینها فقط کاغذ و جوهر معمولی نیستند؛ اینها نجات‌یافتگان شریف یک حادثه‌اند که با خود سهمی از یک مقاومت خاموش را به قلبت پیوند می‌زنند. هرچند مدت‌هاست که بوی تند باروت از تن دیوارهای ویران‌شده شهر رفته اما کافی است یکی از این کتاب‌های جنگ‌زده را باز کنی تا ببینی چطور آن روزهای پرآشوب، در حصار امن واژه‌ها پناه گرفته و باقی مانده‌اند.

  • کلماتی که زمان و مرزها را دور می‌زند

    وصیت‌نامه شهدا؛ رسانه‌ای که هرگز منقضی نمی‌شود

    کلماتی که زمان و مرزها را دور می‌زند

    مرضیه کیان- خبرنگار: ترافیک سنگین بزرگراه‌ها، بوق‌های ممتد و کلافه‌کننده، بحث‌های داغ مسافران خسته مترو و تاکسی درباره گرانی بنزین، تورم، اجاره‌خانه‌ها و دغدغه‌های پایان‌ناپذیر روزمره؛ این تصویر آشنای هر روزه ما در کلان‌شهرهای دودگرفته است. در میان این هیاهوی کرکننده و در لابه‌لای اخبار لحظه‌ای و سیل‌آسای شبکه‌های اجتماعی که عمرشان گاهی به چند ساعت هم قد نمی‌دهد و خیلی زود در زباله‌دان تاریخ مجازی گم می‌شوند، ناگهان به کلماتی برمی‌خوریم که از جنس این زمانه پرشتاب و سطحی نیستند. کلماتی که نه بوی روزمرگی می‌دهند، نه درگیر لایک و بازنشرند و نه تاریخ مصرف دارند.

  • اینجا مزار امیران است

    اینجا مزار امیران است

    الناز عباسیان- خبرنگار: جرات نگاه کردن به عکس‌های امیرمحمد بوستانی را ندارم. هربار که نگاهش می‌کنم، چشمان پسرم را می‌بینم و شرم می‌کنم از اینکه به پدر شهید بگویم امیر تو شبیه امیر من است. هم سن و سال و هم نام و هم چهره! حتی فعل‌ها هم یاری‌ام نمی‌کنند که «بود» بگویم یا «است.» بیشتر از هر گزارش شهیدی در طول این سال‌ها، این روزها با مادران و پدران میناب همدرد شده‌ام.

تیتر سه سرویس