آگاه: امام امت و رهبر انقلاب آن سازه امتی را پایهگذاری و استوار کردند. این سازه مستحکم میل قوی و بیبازگشتی در مردم منطقه برای الگوگیری از این بنای استوار ایجاد کرد. حالا دیگر این فرزندان معنوی انقلاب اسلامی بودند که با ملیتهای مختلف نقش پیشتازی در برآورد این میل قوی یافتند، تا بهتدریج به موقف و جایگاه پیشرانی و هدایت این مطالبه امتی و سپس به شأن پیشوایی بهمدد همین امت معظم برسند.
شهید سیدحسن نصرالله یکی از این عناصر پیشتاز بود که بهسرعت جایگاه خود را در حلقههای میانی منطقهای و امتی بازیافت و کمکم و بهتدریج به مرحله پیشرانی حرکت اسلامی رسید تا بعد از شهادت دبیرکل سابق حزبالله لبنان، خودبهخود و با رغبت بینظیر عناصر حزبالله و مردم مقاوم لبنان واجد شأن پیشوایی این حرکت شود. درعینحال پیشرفت معنوی و معنایی سیدحسن نصرالله با رسیدن به جایگاه پیشوایی و دبیرکلی حزبالله متوقف نشد، بلکه ایشان افقهای نو و قلههای فتحنشدهای را پیش پای امت اسلامی گذاشت که در سطح منطقه و حتی بینالمللی و جهانی بیسابقه بود.
سیدحسن نصرالله چیزهایی به امت اسلامی افزود و چشماندازهایی ترسیم کرد که با شهادتش تثبیت شده و میشود و مایه الگوگیری و تکرار مبتکرانه در گستره جهان اسلام و ملتهای مظلوم دنیا خواهد شد. برخی از این افزودهها بدین شرح است:
۱. شجاعت خردمندانه و غیرت اسلامی: بارزترین و رویتپذیرترین جلوه درسآموز شخصیت سیدحسن نصرالله، شجاعت و غیرت اسلامی ایشان بود که انصافا بر دوز شجاعت و غیرت امتی جهان اسلام افزود. مردم منطقه و ملتهای مظلوم به وجود چنین شخصیت شجاع و نترسی میبالید، تکیه میکرد و قوت قلب میگرفت؛ شجاعتی که موصوف به صفت خرد و عقلانیت اسلامی بود، دشمن صهیونیستی را با کمترین هزینه ممکن و بالاترین دستاورد حاصل خفه کرده و ساختارسازی و سازماندهی آسیبناپذیری در حزبالله ایجاد کرد و ظرفیتهای مردمی شدن آن را به منصه ظهور رساند.
۲. قدرت تبیین فعالانه صحنه: افزوده و درس امتی دیگری که سیدحسن نصرالله تقدیم ملتهای مسلمان کرد، قدرت تبیین فعالانه صحنه بود، دیدن حقایق در پس وقایع رمز این تبیین فعالانه بود؛ رمزی که ثمره اشراب معنایی ایشان از هدایتهای داهیانه رهبر انقلاب بود و نشان میداد چرا امت اسلامی برای برونرفت از بنبستها و فروبستگیهای استعماری نیاز به نگاه حقبین رهبری قرآنی دارد که از معارف اهلبیت(ع) در فهم صحنه واقعیت به بهترین شکل ممکن بهرهمند میشود.
۳. اعتمادبهنفس جنگ شناختی: درس مهمی دیگری که سیدحسن نصرالله از خود بهجا گذاشت، امکان پیروزی در جنگ شناختی علیه قویترین دستگاه عملیات روانی و ذهنی دنیا، یعنی جریان صهیونیسم رسانهای است. بیانات به موقع، نقطهزن، بجا و ترسافکن ایشان، مدلی درسآموز برای امت اسلامی در خروج از هژمونی پساحقیقت است. او خارج از این چرخه تحمیل واقعیت جعلی، عملیات میکرد و گفتههایش نه یک حرف خالی که یک حمله امنیتی به چهارستون رژیم جعلی صهیونیستی بود.
۴. قدرت سخن و خروج از لکنت زبانی: درس بزرگ امتی دیگر سیدحسن نصرالله، نشان دادن قدرت کلمه با معناپردازی و فصاحت و بلاغت بینظیری بود که ایشان داشت. این مهارت، جامعه اسلامی را از لکنت زبانی خارج میکرد و موجب میشد آنها باورمندانه و از ته قلب خانه عنکبوت بودن رژیم جعلی را فریاد بزنند. این قدرت سخن بود که بر تهییج بیمعنا و کمرمق بلندگوداران، غلبه میکرد و فراز و فرود سخنان ایشان را منطقی جلوه میداد.
۵.قدرت ایمان در ساخت قهرمانان جهانی: الگوی شایع قهرمانسازی در وضع جدید، ابتنای شدید آن به یک برساخت ذهنی است که بهواسطه تکرار رسانهای و تکثر بازنمایی ساخته و پرداخته میشود. الگوی دیگر قهرمانسازی نزد چپهاست که افرادی را بهعنوان قهرمانان فدای خلق معرفی کرده و سردست میگیرند.
این دو الگوی قهرمانسازی در طول قرن بیستم رقابت نفسگیری برای تسخیر اذهان و افکار عمومی داشتند و به هیچ الگوی سوم و بدیلی اجازه بروز و ظهور نمیدانند. اما الگوی سوم با ظهور امام خمینی شکل گرفت، الگویی که ابتنا به تحول قلبی و درونی داشت و بازتاب آن در بیرون تبدیل به اعتماد قلبی و معنوی مردم میشد. این الگو بهخوبی و عمیقا با زعامت رهبر انقلاب تداوم پیدا کرد و در دیگر شخصیتهای دارای هویت امتی مانند حاجقاسم متبلور شد.
نمونه امتی و غیروطنی این الگو با افزونه و افزودههای جدید، سیدحسن نصرالله بود که در یکی از ظهورات رسانهای، توجه میلیاردی بینندگان تلویزیونی را در موضعگیری بعد از رخداد طوفانالاقصی به خود جلب کرد. اسطورهای که با قدرت معطوف به ایمان چنین شأن قهرمانی یافت و چنین توجهی برانگیخت. مردم در ناصیه قهرمانان معنایی، این را بهخوبی میفهمند و میگویند او بهراستی برای این دنیا نبود و تازه پس از شهادتش دنبال کسی مثل او میگردند و این موضوع میل به قهرمان معنایی را تکثیر میکند.
۶. فهم موقعیت لبنان در ظرف امت اسلامی: برجستگی و درس بزرگ و مهم دیگری که سیدحسن نصرالله برای امت اسلامی داشت، فهم موقعیت سرزمینی با تمام ویژگیها و تکثرات دینی، قومی و مذهبی لبنان و همسازی آن با هویت امتی یا اسلامی بود. موضعگیری و سخنان او به درستی با درک چنین موقعیتی همراه بود و این تناسب زبانی شاخصه متمایز گفتار سیدحسن بود که هم لبنان را داشت و هم امت اسلامی و توانسته بود از آن کشور منفعل در برابر استعمار و استکبار عالیترین دژ مقاومت در برابر دشمن را بسازد. این موضوع قدرت اندیشه محیطی سیدحسن را میرساند که پیامبرگونه دلهای مردم لبنان را از مسیحی، دروزی و اهل سنت متوجه خود میکرد و به آنها میباوراند چرا تداوم زندگی مساوی است با مقاومت اسلامی.