آگاه: خداوند مردم را یکپارچه آفرید، همچون یک تن. تفاوتها برای شناخته شدن استعدادها و نقشها و نظامبخشی به اقدام جمعی بود، نه اختلاف و تفرقه و برتریطلبی و زیادهخواهی عدهای علیه دیگران. برای سخن گفتن از مردم باید ابتدا آن را شناخت. میتوان مردم را در نسبت با حکومتها تعریف کرد؛ یا در نسبت با سرزمینها؛ یا حتی در نسبت با احزاب و اقوام؛ ادیان و مذاهب و فرهنگها یا حتی در نسبتهای بسیار جزئیتر. بهطور روزمره این کلمه بارها و بارها و بارها در رسانهها و کوچه و بازار به کار میرود. گاه حتی خطاب به یک یا چند نفر واقعی یا حتی مجازی. اما تعریف مادر، در شناسایی مردم، در نسبت انسان با خدا فهمیده میشود. همه مردم نسبتی با خدا دارند و خداوند نسبتی با تکتک مردم. تمام تعاریف دیگر از مردم، تخصیصی بر این معناست، جزئی از آن یا فرعی بر آن یا حتی در تقابل با آن. از روزی که انسان نسبت خود با خدا را گم کرد، نسبت خود با مردم را نیز دیگر نیافت. واژه مردم نیز دچار تفرقه شد و هر روز از مفهوم و مصداق آن کاسته شد.
همچنان که پیامبران مردم را به اصل و نسب واقعیشان دعوت میکردند، پادشاهان مردم را به خویش میخواندند و آنان را در نسبت با خویش پاره پاره میکردند. هیچ پادشاهی آنقدر بزرگ نبود که بتواند هویت واحد مردم را بازیابد. همواره عدهای محدود گرداگرد پادشاهان، علیه دعوت پیامبران که خداوند را صاحب، مالک و سلطان عالم معرفی میکرد، مسلح شدند و پایه خودی و ناخودی را بنا نهادند. این در حالی است که عالم در نسبت با خدا تماما خودمانی آفریده شده و همگی در نسبتی تعریف شده، بنده خدا هستند. غریبگی و بیگانگی محصول نگاه تحقیرآمیز و کوتاهاندیش خودخواهان خرد و کلان بود.
در این میان امت، هویت مردمساز است. امت یعنی محصول تلاش پیامبران برای بازگشت به یگانگی و اتحاد. امت ذخیره تاریخی مردان خدا و ظرف تمدنی مردمان خدایی برای تولد جامعه و حکومت و حیات اجتماعی است. امت از یکسو منجی مردم گرفتار، از قید بندگی طاغوت است و از سوی دیگر، انسجامبخش مردمی است که در آغوش او به سر میبرند. امت آن هویت محترم و مغتنم است که اختلافات بیهوده و بیفایده اصحاب جهل، غفلت و عداوت را در سعه صدر تاریخی و تمدنی خویش هضم میکند و این فرصت را میدهد که بدون هدررفت توانمندیها و نابودی سرمایهها برای خنثیکردن قدرت دوستان و نزدیکان همپشت و همسرنوشت، جمعیت بیشتری در دایره مردم وارد شوند.
داستان امت...
امت هویت حیاتبخش مردم است. پیوند مردم با قرار فطرت. آنان را از پراکندگی رها میکند و امکان یکپارچگی و یکتن بودن به آنها میدهد. امت پیوندهای موجود را تقویت میکند و گسستهای جمعیتی و گسلهای زمینهای را با توان جمعی خویش برطرف میکند. امت، تابآوری مردم را بالا میبرد و این امکان را فراهم میکند تا مشکلات بزرگ و موانع عظیم به آسانی و آسودگی بیشتری از سر راه صلح، دوستی، آرامش و زندگی برداشته شود. امت گستره پهناور معناست تا فرصت امنی برای برآمدن ملتها و معرفی آرام قومیتها باشد. امت مراقب، محافظ و حامی مردمان خویش است تا دچار روندهای فروکاهنده، پراکنده و فروپاشنده نشوند. از همینجاست که پادشاهان، سلاطین، استکبارگران و طواغیت هیچگاه امت را برنمیتابند و باز از همینجاست که افراد و گروههای خرد و کلان ضعیفالنفس، خودشیفته و خودمحور یا خودباخته و ازخودبیگانه نمیتوانند در برابر هویت فاخر و فرارونده امت تاببیاورند و مسئولیت تعامل با آن را بپذیرند. هویت پرجوشوخروش امت، نظامهای استبدادی و دیکتاتوری را هضم میکند و با ایجاد تحولات عمیق و حرکتهای درونزای پیشروی قدرت را به وحدت مردم میسپارد و روزنههای سوءاستفاده از سرمایه مردم را مسدود میکند. یکی از ماموریتهای اصلی نظام انقلابی، امتسازی یا بهعبارت دقیقتر، بازگشت به امت است. روند بیدارسازی، هشیارسازی و احیای امت که خود محیی و مقوم مردم است، چگونه ممکن میشود؟ در این فرصت توجه ما به سهگانه قیام، مقاومت و شهادت جلب میشود. به شهادت تاریخ این سه میتوانند روایت قابل اعتنایی از مسیر بازگشت به امت و یافتن آن داشته باشند.
شیوه شهادت...
شهادت نه بهعنوان شکلی از مرگ، بلکه بهعنوان شیوهای از زندگی نقطه عطف و قله طلایی مبارزه با دشمن مردم است. شهادت عبور از «من» فروتر به «من» فراتر است. امروزه هویت امت زخمهای عمیقی ازسوی حکومتهایی برداشته که منافعشان در سرکوب مردم و انحصار قدرت و احتکار فرصت است. استعمار پس از دریدن منطقه و دمیدن نفس شوم اختلاف و تکهتکه کردن مردم و سپردن آنان به دست حکمرانان مستبد و غیراهلی، یقین پیدا کرد که هیچ مقاومتی شکل نخواهد گرفت یا لااقل یارای برخاستن و قد کشیدن در برابر این طراحی شوم را نخواهد داشت. حاکمان دستنشانده مردم را تهدید میبینند. از آنان میترسند و برای در امان ماندن آنها را تحقیر و تضعیف میکنند. سلاطین بیگانه از مردم تا سر حد امکان پوچی و خودخواهی و بیمعنایی را رواج میدهند تا نظام اجتماعی بهدستآمده نه توان نفی استبداد داشته باشد و نه اراده انکار طاغوت را. مردمانی زودباور، ناباور و بدباور. مردمانی سرگرم بازی زندگی نه در پی معنای زندگی.
اما مؤمنین...
ایمان به انسان هویتی فرارونده میدهد که دائم بهدنبال رشد است. جامعه ایمانی همواره تلاش میکند شایسته روحی عظیمتر و معنایی لطیفتر و حضوری عمیقتر شود. جامعه باورمندان، تشکیلشده از انسانهایی است که بهجای جعل فرصتها در شکافها، اختلافات، تفاوتها و ضدیتها، فرصتهای پنهان در دوستی، محبت، انس، رفاقت، جمع و الفت را کشف میکند. مومن مردم را نه به خود که بهسوی خدا میخواند و از این مسیر تمام تفاوتها را به فرصتی برای بدنه شدن تبدیل میکند. هر کس هر استعدادی دارد، در خدمت پیچیدگیهای عرصه عمل قرار میدهد تا آن شکل منسجم واحد قدرتمند فراهم شود و آگاهیها، تواناییها و مهارتهای فراهم آمده از آن همه اعضا و اجزا را متنعم کند.
شهید امت...
همگونی فطرت در بین بشر، عنصر آشنایی و همگرایی جهانی بهسوی ساختار امت است. شهادت اثبات صداقت ایمان و شجاعت عمل است. همان چیزی که بسیاری به عنوان تضمین حقانیت برای پیوستن به امت به آن اعتماد دارند؛ اعتمادی که در تشییع پیکر مجاهد بیمانند، سیدحسن نصرالله برای جهانیان آشکار شد.
همچنان که پیکر مطهر شهید امت، سیدحسن نصرالله، بر دوش محبانش بدرقه میشد، امت به هواخواهی و دلداری، ملت لبنان را در آغوش عشق خویش فشرد و آزادگان جهان گرد امت اسلام حلقه زدند و به آنان تسلیت گفتند. نمایشی عظیم از آنچه به رغم میل بیگانگان در حال رخ دادن است. موجی اجتماعی و فراگیر که هر روز وسعت مییابد و معنی عمیقتری پیدا میکند. نقطه عطفی در تاریخ لبنان، منطقه و جهان به نام ملت لبنان که با سلاح حزبالله و عنصر قیاملله و مقاومت در برابر دشمنان خدا و شهادت در راه خدا در خط اول امتسازی و احیای هویت جهانی رقم خورد. لبنان با حضور مردان بزرگی همچون شهید سیدموسی صدر، شهید سیدعباس موسوی و شهید سیدحسن نصرالله، پرچم مقاومت را در برابر سلطان جائر دستنشانده غرب در منطقه یعنی اسراییل، برکشید و در خط مقدم جهاد از نثار عزیزترین سرمایههای مادی و معنوی خود دریغ نکرد و دیوار بلندی شد پیشاپیش جهان اسلام در برابر هجمه جنایتکارترین رژیم زمانه و حامیان بینالمللی آن. این بلوغ جمعی و رشد تمدنی مردم لبنان را به ملتی جهانی تبدیل کرد. سرمایهای که پس از این آثار خود را بیش از گذشته آشکار خواهد ساخت. مردم لبنان زیر پرچم حزبالله پای آرمان فلسطین جانانه ایستادند و بهتنهایی جور جهان عرب را در دفاع از حق مردم فلسطین به دوش کشیدند.
مردم لبنان در عمل نشان دادند که بیشترین قوه و انگیزه را برای احیای هویت امت دارند. آزادگانی که در حصار تنگ جمعیت خویش اسیر و محصور نیستند و با همت عالی و صبر و شجاعت کمنظیر، از حریت انسان در تمام جهان دفاع میکنند. اکنون پیام مردم لبنان به گوش جهانیان رسیده و همگان دیدند چگونه میتوان در برابر صخرههای انفجار و پیجرهای خیانت تاب آورد، میدان را رها نکرد و برای هدفی ارزشمند تا پایان ایستاد و پیروز شد.
خبر بد برای حکومتهای طاغوتی اینکه در پنهانیهای زمین، نیرویی عظیم ملتها را به سوی یکدیگر جذب میکند تا در برابر دولتهایی که مردمان جهان را پاره پاره میکنند بایستند و طرح شوم شیطانی آنان را واژگون کنند. مقاومت تمام مرزهایی را که استعمار در صدههای اخیر بین مردم کشید سنگرهایی برای راندن بیگانه میداند.
همتهای امتساز ملتهای قهرمان منطقه باعث شد تمام آنچه را بیگانگان طی دهها سال روی کاغذ نشانده بودند به آتش کشیده شود. حال گزاف نیست بگوییم که سیدعزیز حزبالله، شهید امت بود، بلکه آن شهید عالیمقام خود یک امت بود. مردی که توانست اختلافها را از میان بردارد و انسانها را حول یک هدف مقدس گرد هم آورد و نگاهها را درست بهسمت دشمن خیره کند و سرانگشتان خود و یارانش را به دستان شهادت گره بزند و این پلی باشد برای عبور بازماندگان بهسوی آینده امت مقاومت.
شخصیتهای جامع توان جامعهسازی دارند. جامعیت برای جمعیت جذاب است. پس از این حضرت سیدحسن نصرالله و شهدای مقاومت الگوی پرتکرار و غیرقابل انکار مردمان جهان خواهند بود. امروز دیگر لبنان یک ملت چهار و نیم میلیون نفری نیست، بلکه به برکت خون مظلومان جبهه مقاومت، هویتی چند صدمیلیونی یافته و شأن و شخصیتی بیمانند دارد.
شهادت سیدحسن نصرالله و یارانش زیباییهای بسیار پراکند و قلبهای تپنده و فطرتهای تابنده را بهسوی کانون اتفاقات کشید و بار دیگر مسئله فلسطین را به موضوع اول جهان تبدیل کرد. شهید سیدحسن نصرالله -رضوان الله تعالی علیه- شیوهای پیامبرگونه داشت. همواره با مردمان جهان به درستی و راستی سخن میگفت. صدایش رسا و بیانش روشن بود. قلبش قوی و سینهاش گشاده بود. چهرهاش متبسم و نگاهش نافذ بود. او زیبا و با شکوه میرزمید و با افتخار و شوکت، مقاومت میکرد و با عزت و عظمت شهید شد. او قلبهای بسیاری را زنده کرد و به امت مقاومت بخشید. او آینده را با خط و خون خویش امضا فرمود. سید شهید مقاومت، تمام قدرت شیطان را متوجه خویش ساخت تا برادرانش بیشتر در امان بمانند. درخشندگی مردانگی و وفاداری آن مرد بیتکرار چنان وحشتی در دشمن افکند که شدیدترین خشونت را بر تن شریف و جسم پاکش روا دارند. شدیدترین ضربه برای بزرگترین مرد. مرد تا ابد جاودانه حضرت سیدحسن نصرالله.