۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۱۵
کد خبر: ۱۱٬۲۴۶

شهادت سیدحسن نصرالله، تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ نمادی است از پیوند ناگسستنی میان «فرد» و «آرمانی فراملی» که مرزهای جغرافیا و هویت‌های قومی را درمی‌نوردد.

آگاه: در نگاه نخست، شاید دفاع از فلسطین و جان‌فشانی برای لبنان دو هدف مجزا به نظر برسند اما ژرفای این ارتباط در گفتمان «امت اسلامی» نهفته است؛ گفتمانی که شهید نصرالله را از یک رهبر ملی به نماد جهانی مقاومت تبدیل کرد. این یادداشت می‌کوشد با واکاوی بنیان‌های فکری و تاریخی این اندیشه، به این پرسش پاسخ دهد که چرا اولویتِ اهداف امت بر ملت، نه‌تنها تناقضی با میهن‌پرستی ندارد که تکامل آن است.

بنیان‌های تاریخی – ایدئولوژیک؛ از کربلا تا قدس
شعار «راه قدس از کربلا می‌گذرد» که در دوران جنگ ایران و عراق بر زبان رزمندگان جاری شد، تنها یک شعار تبلیغاتی نبود. این گزاره، تجلیِ باور به «وحدت سرنوشت امت اسلامی» است؛ اندیشه‌ای که امام خمینی(ره) با تاسیس جمهوری اسلامی، آن را از حاشیه به متن گفتمان سیاسی جهان اسلام آورد. سیدحسن نصرالله به‌عنوان شاگرد این مکتب، مقاومت در لبنان را نه صرفا دفاعی محلی، بلکه حلقه‌ای از زنجیره مبارزه با استکبار جهانی می‌دانست. نمونه عینی این نگاه، عملیات حزب‌الله در دهه۹۰ علیه اشغالگران صهیونیست بود که همزمان با تامین امنیت لبنان، هویتی فراملی به مقاومت بخشید.
پرسش کلیدی اینجاست: چگونه می‌توان میان دفاع از سرزمینی خاص (مثل لبنان) و آرمانی جهان‌شمول (مثل آزادی فلسطین) جمع کرد؟ پاسخ در تفاوت «ملت» به‌مثابه یک مفهوم مدرنِ مبتنی بر مرزهای سیاسی و «امت» به‌عنوان جامعه‌ای ایمانی است. شاید بتوان سخنان سیدعباس موسوی، بنیان‌گذار حزب‌الله، در خطبه تاریخی‌شان در آخرین روزهای حیات پربرکت منتهی به شهادت را چنان خلاصه کرد: «ما برای لبنان می‌میریم اما برای فلسطین زندگی می‌کنیم!» این گزاره، نشان‌دهنده گذار از دفاع مبتنی‌بر ملی‌گرایی صرف به مقاومتی است که هویت خود را از تعلقات دینی می‌گیرد. تحلیل داده‌های میدانی از مراسم تشییع شهید نصرالله نشان می‌دهد شعارهای حاضران نه حول محور «لبنان»، بلکه حول محور «قدس» و «امت» متمرکز بود – پدیده‌ای که جامعه‌شناسان دینی آن را «تولد دوباره گفتمان امت‌گرایی» می‌نامند.

از واقعیت تا حقیقت
واقعیتِ فیزیکی شهادت نصرالله (به‌عنوان یک رخداد) با حقیقتِ استمرار مقاومت (به‌مثابه یک فرآیند) تفاوت بنیادین دارد. تاریخ معاصر خاورمیانه نشان می‌دهد هرگاه رهبری جهادی به شهادت رسیده (مانند سیدمحمدباقر صدر، امام موسی صدر یا سیدعباس موسوی)، نه‌تنها جنبش متوقف نشده که به‌دلیل تبدیل‌شدن شهید به «اسطوره فرامکانی»، شعله مقاومت فروزان‌تر شده است. نظریه «استمرار از طریق شهادت» بر این اصل استوار است که شهادت، نقطه پایان نیست، بلکه انتقال مسئولیت از فرد به جامعه مومنان است. بیرون‌راندن رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در ۲۰۰۰ پس از شهادت سیدعباس موسوی  و تشدید عملیات مقاومت در کرانه باختری پس از ۲۰۲۳، مصداق عینی این نظریه است.
از همین رو می‌توان گفت که شهادت سیدحسن نصرالله، حلقه وصل دو مفهوم به‌ظاهر متناقض است: وفاداری به سرزمین و فراروی از آن در مسیر آرمانی جهانی. این پارادوکس، نه ضعف که نقطه قوت گفتمان مقاومت اسلامی است؛ گفتمانی که با تبدیل «مرگ فیزیکی» به «زندگی حقیقی»، مرزهای هویتی را بازتعریف می‌کند. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، خطر تقلیل این اندیشه به ملی‌گرایی تنگ‌نظرانه یا آرمان‌گرایی انتزاعی است. مقاومت زمانی پایدار می‌ماند که همچون شهید سیدحسن نصرالله، همزمان پاسدار حریم لبنان باشد و پرچم‌دار آزادی قدس. در نهایت، شهادت، نه پایان راه که تولد نگاهی است که جغرافیا را درمی‌نوردد و امت را به‌مثابه یک «تن واحد» بازمی‌آفریند. هر تشییع‌جنازه‌ای در این مسیر، نه مراسم وداع که بیعت دوباره انسان‌ها با آرمانی است که مرز نمی‌شناسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.