آگاه: در اندیشه اسلامی، امت واحدی است که با تکیه بر اصول توحید و جهاد در مسیر تحقق عدالت، به مبارزه با استکبار میپردازد. شهادت سیدحسن نصرالله، به عنوان نماد مجاهدتی چنددهساله، فرصتی برای بازخوانی نقش رهبری مقاومت در تقویت هویت امتی و تداوم جهاد فی سبیلالله است.
امت اسلامی و مقاومت، از نظریه تا عمل
امت اسلامی در گفتمان قرآن کریم، با تأکید بر «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا» (آلعمران: ۱۰۳)، بر وحدت مبتنی بر ایمان و مبارزه جمعی علیه ظلم استوار است. شهید نصرالله با درک این اصل قرآنی، جبهه مقاومت را نهتنها بهعنوان حرکتی دفاعی، بلکه بهمثابه پروژهای امتساز تعریف کرد. پایهگذاری نهادهای مقاومت در لبنان و جهتدهی به دیگر مراکز جهادی، تجلی عینی همگرایی امت اسلامی در برابر دشمن مشترک بود. این رویکرد، مرزهای ملی را درنوردید و مقاومت را به گفتمانی فراگیر تبدیل کرد که فلسطین، یمن، عراق و دیگر نقاط را در مسیر واحدی همسو ساخت.
مطابق آیه «کانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً» (بقره: ۲۱۳)، امت اسلامی نه مجموعهای از ملتها، که موجودیتی زنده و یکپارچه است که اختلافات ظاهری، وحدت درونی آن را مخدوش نمیکند. شهید نصرالله با تبدیل حزبالله به «عصب ارتباطی» میان جبهههای مقاومت در لبنان، یمن، عراق و فلسطین، این پیکره واحد را احیا کرد. شبکهسازیهای او مبتنی بر «ولایت» بهعنوان محور همبستگی امت، مرزهای جعلی ملت-دولتها را درنوردید و اثبات کرد که امت اسلامی میتواند در عین حفظ هویتهای محلی، در چارچوب آرمانی کلان به نام «نصرت دین الله» هماهنگ عمل کند. استراتژی مقاومت تحت رهبری شهید نصرالله، مبتنی بر درک قرآنیِ «صبر» به مثابه انتظاری توأم با برنامهریزی بود: «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (احقاف: ۳۵). او با اتخاذ سیاست جنگ فرسایشی علیه رژیم صهیونیستی، نشان داد که امت اسلامی، زمان را نه محدودیت، که ابزاری برای تبدیل دشمن به پیکرهای فرسوده میداند. این نگاه، در تقابل با گفتمان سکولار برای دستیابی به پیروزیهای مقطعی قرار دارد و ثابت میکند که «نصرت الهی» (فتح: ۱) در بستر صبر امتی محقق میشود.
حزبالله لبنان با الهام از آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (أنفال: ۶۰)، مدلی از اقتصاد جهادی را پایهگذاری کرد که متکی بر مشارکت مردمی و کمکهای امت اسلامی (بدون وابستگی به دولتها) بود. این الگو، نهتنها توان عملیاتی مقاومت را تامین میکرد، بلکه شکست نظریههای توسعه سکولار را نشان داد که پیشرفت مادی را در گرو پذیرش ذلت در برابر استکبار میدانند. خوداتکایی مالی، حزبالله را به نمادی از «امتِ خودباور» تبدیل کرد که کرامت را بر رفاه ترجیح میدهد.
شهادت، نقطه اوج مجاهدت و تداوم راه
شهادت، در قرآن کریم، نه پایان راه، که «احیا» و «بقا»ی آرمانهاست: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (آلعمران: ۱۶۹). شهادت سیدحسن نصرالله نیز در این چارچوب، به مانند نقشی تحولآفرین در استمرار جهاد امت اسلامی تحلیل میشود. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به «استحکام بیشتر پایههای مقاومت به برکت خون شهیدان»، بر این واقعیت تاکید میکنند که فقدان شخصیتها، مسیر امت را متوقف نمیکند، بلکه با تکیه بر مکتبی که شهیدان بنیان نهادهاند، جهاد تجدیدپذیر میشود. این همان راه و مکتبی است که نصرالله نماد آن بود و شهادتش، بر پویایی آن مُهر تایید زد.
شهادت سیدحسن نصرالله، گفتمان رسانهای غرب را که حذف فیزیکی رهبران را برابر با نابودی مقاومت میدانست، به چالش کشید. این واقعه نشان داد که مقاومت، وابسته به افراد نیست، بلکه مکتبی است که شهادت، به بازتولید آن میانجامد. رسانههای مقاومت نیز با تبدیل شهادت به نماد امید، در برابر روایتپردازیهای تراژیک غرب ایستادند و اثبات کردند که قدرت واقعی، در قلبهای امت اسلامی است.
عزت امتی و فروپاشی رژیمهای استکباری
آیه شریفه «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (منافقون: ۸)، عزت را به مومنانی نسبت میدهد که در مسیر مقاومت، از کرامت خویش دفاع میکنند. مجاهدات نصرالله، تجلی عملی این عزت بود؛ چراکه مقاومت تحت رهبری او، رژیم صهیونیستی را از هیمنه به ضعف کشاند و توهم پیروزی دشمن را در شهادت او باطل ساخت. استراتژیهای دفاعی او، از ضاحیه بیروت تا قدس شریف، نشان داد که امت اسلامی میتواند با تکیه بر توان درونی، استکبار را به زانو درآورد. شهادت او نیز، با تاکید بر «عزت ابدی شهید»، این پیام را تقویت میکند که مقاومت تا تحقق سرمنزل مقصود و آزادی قدس تداوم خواهد یافت.
مراسم تشییع شهید نصرالله، تجسم آیه «وَذَکِّرْهُم بِأَیَّامِ اللَّهِ» (ابراهیم: ۵) بود؛ آیینی که سوگواری را به فرصتی برای بازخوانی آرمانهای امت تبدیل کرد. مکانهای نمادین مانند مقبره شهدا یا مساجد بازسازیشده جنوب لبنان، به کالبدهایی از حافظه جمعی بدل شدهاند که هویت مقاومت را به نسلهای جدید منتقل میکنند. این حافظه، پاسخی به توطئه فراموشسازی استکبار است و ثابت میکند که امت اسلامی، تاریخ خود را با محوریت شهادت مینویسد. حزبالله تحت رهبری شهید نصرالله، نشان داد که امت اسلامی میتواند در بستر حکمرانیهای مدرنِ مبتنی بر دولت-ملت، الگویی بدیل ارائه دهد. آنها با حفظ ساختار سیاسی لبنان اما تاکید بر «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء: ۵۹)، اثبات کردند که وفاداری به آرمانهای امت، با مشارکت در نهادهای رسمی ناسازگار نیست. این مدل، راه را برای حکمرانیهای غیرمتمرکزِ مبتنی بر ارزشهای اسلامی در جهان معاصر گشوده است.
واقعیت زنده و پویا
شهید نصرالله، با تبدیل «مقاومت» به گفتمانی فراملی، ثابت کرد که امت اسلامی نه یک آرمان تاریخی، که واقعیتی زنده و پویاست. شهادت او، حلقه جدیدی از زنجیره امتسازی را رقم زد که در آن، اقتصاد، ایمان، جهاد، مقاومت و حافظه جمعی، به ابزارهایی برای تداوم راه بدل میشوند. این مسیر، تا تحقق «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ» (منافقون: ۸) ادامه خواهد یافت؛ عزتی که نه در قصرهای ستمگران که در خون شهیدان و دیوارهای ویرانشده بیروت تجلی مییابد.
شهادت سیدحسن نصرالله، نهتنها خلئیی در جبهه مقاومت ایجاد نکرد، بلکه با تبدیل او به نمادی فرامرزی، همگرایی امت اسلامی را عمق بخشید. خون او و یارانش، همچون خون شهیدان پیشین، بذرهای مقاومت را آبیاری میکند و پایههای حزبالله را استوارتر میسازد. در این مسیر، امت اسلامی با تکیه بر مفاهیم قرآنیِ وحدت، عزت و شهادت، به پیشبرد پروژه مقاومت ادامه خواهد داد تا آرمان شهیدان در نابودی رژیمهای استکباری محقق شود. این است معنای راستین امتسازی در گفتمان اسلامی: زنجیرهای بههمپیوسته از مجاهدت، شهادت و پیروزی.