آگاه: امکان ارسال پیامک تنها در ساعاتی از روز و نه برای همه ممکن است و تلفنها هم کماکان اینترنت ندارند؛ اتفاقی نادر که نه در روزهای جنگ ۱۲ روزه و نه حتی در اتفاقات سال ۱۴۰۱ ایران هم به این شکل اجرا نشده بود. اما این بستر در صف نخست خود ضربهای جدی به رسانههای رسمی و داخلی کشور، مرجعیت و اعتبار آن وارد کرده است.
متاسفانه اگر با دید واقعبینانه نگاه کنیم، این روزها رسانه داخلی هیچ توانی برای انعکاس صدای مردم ندارد. وقتی این توان وجود نداشته باشد، اثرگذاری هم به حداقل میرسد. مسئولان کشور باید بدانند که اگر روزنامهنگاری آزاد بیشتر از توان نظامی یک کشور برای آن جامعه امنیت به همراه نداشته باشد، ارزش آن کمتر هم نیست. فقط باید این اهمیت را باور کرد. در ادامه، نظرات چند کارشناس و فعال رسانه در مورد وضعیت فعلی رسانهها را میخوانید:
روشهای سنتی و سلبی دیگر جوابگو نیست
محمد سلطانیفر، استاد ارتباطات دانشگاه، درباره وضعیت فعلی رسانهها گفت: نسل جدید رسانه اساسا راه دیگری برای خبررسانی بدون اینترنت نمیشناسد. اگر در سالهای نخست شکوفایی اینترنت در دنیا و ایران بود، اهالی رسانه هم میتوانستند با این قطعیها تا حدی کنار بیایند. دولت هم توان نادیدهگرفتن داشت. اما در روزهایی که اهالی رسانه ما متولد نسل اینترنت هستند، در همین بستر رشد کردهاند و روزنامهنگاری به شکل دیگری را ندیدهاند، قطعی اینترنت به معنای از دست دادن تمام ابزارهای کاریشان خواهد بود. چون اساسا مسیر دیگری را برای دستیابی به خبر و انعکاس آن نمیشناسند. چنین فضایی به معنای از دست دادن کامل ساحت کلان روزنامهنگاری است. اشکال دیگر روزنامهنگاری، ازجمله روزنامهنگاری شهروندی، مردمی، وب دوم و تولید محتوا از سوی مخاطب نیز دچار همین وضعیت شده است و چنین فضایی به معنای حذف صورتمسئله از طرف تصمیمگیرندگان است.
وی با اشاره به گفتمان رایج در زبان تکنولوژی و وب توضیح داد: یک شعار برجسته در زبان ارتباطات وجود دارد که میگوید تکنولوژی محدودکردنی نیست. چون مدام خود را میسازد و پویا عمل میکند. همین استارلینگ که البته شبیه ویدئو و ماهواره و موتورسواری زنان جزو قوانین بازدارنده نوشتهنشده کشور ما محسوب میشود، نشانی از همین موضوع است که فضای وب را نمیتوان محدود کرد و بست، چون بالاخره راهی به بیرون مییابد. این استاد دانشگاه با تحلیل موقعیت فعلی، فضا را برای رسانههای فارسیزبان خارجی مهیا دانست و بیان کرد: ما وقتی اینترنت و رسانه داخلی را میبندیم، با دست خودمان فضای داخلی را در اختیار شبکههای ماهوارهای قرار میدهیم. شبکههایی که تحت هر شرایطی منافع و سیاستهای خودشان را دنبال میکنند. با این اوصاف، ضایعات و مخاطراتی که از طریق قفلکردن اینترنت به کشور و جامعه وارد میشود، کمتر از آسیبهایی نیست که این رسانهها به فضای جامعه تزریق میکنند. خلاصه که روشهای سنتی و سلبی دیگر جوابگو نیست؛ مشکل اینجاست که فقط روشهای سنتی در موقعیتهای مختلف تکرار میشود، درحالیکه با ورود تکنولوژی همه مؤلفهها عوض میشود. نمیشود که موبایل آخرین مدل به دست بگیریم و بخواهیم همان رفتارهای گذشته را انجام دهیم که چند دهه پیش انجام میدادیم. فضای وب غیرقابل کنترل و ابدی است. دولتها هم اگر آن را در یک لحظه محدود کنند، در لحظات دیگر مجبور به تطبیق پیداکردن با فضا خواهند بود. تطبیقی که اگر در زمان درستش رخ ندهد، تبعات زیادی دارد و دیگر اثرگذار نخواهد بود. مشکل بعدی آنجاست که روشها نهتنها سنتی، بلکه سلبی هم هستند. حال آنکه ما نیازمند رویکردهای ایجابی هستیم. سانسور جواب نمیدهد، بلکه باید موجهای سازنده ایجاد کرد.
رسانه، محل انعکاس و پژواک صدا و تصویر مردم است
فاطمه علیاصغر، سردبیر روزنامه «پیام ما» درباره وضعیت رسانهها برای انعکاس اخبار گفت: زمانی که یک رسانه نتواند فعالیت کند و از آن مهمتر، نتواند مشکلات واقعی مردم را بروز دهد و در رسانهها منتشر کند، رابط اصلی بین مردم و بدنه قدرت از بین میرود. همچنین یک خلأ بزرگ در میان مردم و گروههای مختلف جامعه حاکم میشود که توان شنیدن صداهای متکثر را از بین میبرد. دولت پیشتر وعده داده بود که مرجعیت رسانه را به داخل کشور برمیگرداند اما ما شاهدیم که حتی در ۱۲ روز جنگ هم چنین وضعیتی را ندیده بودیم و این میزان از قطعی اینترنت را تجربه نکرده بودیم. در شرایطی که نیاز داریم موضوعات مختلف جاری در کشور را به چالش بکشیم، بحث کنیم و به ابعاد مختلف آن بپردازیم، تنها نظارهگر شرایط هستیم. این سردبیر که رسانه و نیروهای تحریریهاش مانند بسیاری از روزنامهها با دسترسی محدود به اینترنت، کار کردهاند، میگوید: آنچه آموختهایم، این است که رسانه محل انعکاس و پژواک صدا و تصویر مردم است. زمانی که این امکان از رسانه سلب شود، دیگر هیچ سودی در آنچه تولید میشود، وجود نخواهد داشت. ارتباط یک مفهوم دوطرفه است. شما بهعنوان اهالی رسانه نمیتوانی مونولوگ کنی، بلکه باید گفتوگو کنی. حرف بزنی و حرف بشنوی. هم زبان و قلمت کار کند و هم گوش شنوا داشته باشی، چراکه اگرچه ما چیزهایی مینویسیم و روزنامه منتشر میشود اما مردم جز خریدن نسخه کاغذی امکانی برای خواندن ما ندارند. حال آنکه مدتهاست مردم جامعه به خواندن رسانهها در سایت و وب و حتی شبکههای اجتماعی عادت کردهاند.
شرایط موجود، دور از شأن رسانههاست
بیژن مقدم، مدیرمسئول پایگاه خبری الف هم با اشاره به وضعیت بغرنج رسانهها هشدار گفت: متولیان باید فکری به حال رسانهها در موقع بحران کنند؛ رسانههایی که با وجود مشکلات فراوانی که دارند معمولا به دنبال کار خودشان نیستند. مسائل و مشکلات مردم و جامعه را پیگیری میکنند، در عین حال ممکن است انتقاداتی هم به برخی تصمیمها و سیاستها داشته باشند. وی با بیان اینکه ما غایبان شبکههای اجتماعی شدیم، این شرایط را به دور از شأن رسانه توصیف و تاکید کرد که باید فکری به حال آن شود. او با اشاره به تجارب گذشته کشور، یادآور شد: ما تجربه جنگ ۱۲ روزه را داشتیم که حاصل آن گفتوگوها و تحلیلهای بسیاری بود؛ اینکه رسانهها به یک ستاد رسانهای نیازمندند، افرادی متخصص باید در آن بنشینند و بایدها و نبایدهای آن را بگویند، امکانات را بگویند و بعد هم طبق آن امکانات جلو برویم. ممکن بود جنگ بیش از ۱۲ روز طول بکشد و ما نمیدانستیم وضعیت چگونه پیش خواهد رفت. با وجود آنکه با چنین تجربهای روبهرو بودیم در این شرایط آن تجربه به کار گرفته و استفاده نشد. این سردبیر با بیان اینکه «اینترنت باید در اختیار رسانهها قرار میگرفت چراکه ابزار کارشان بود» تاکید کرد: نتیجه این دریغ کردن کاملا مشهود است که چه اتفاقی افتاده و ما در حوزه رسانه داخلی اصلا شرایط خوبی نداریم. ممکن است شرایطی پیش بیاید که کشور از نظر امنیتی این مسیر را انتخاب کند که البته تشخیص ما نیست اما نکته اینجاست که رسانه باید فعالیت کند و باید بتواند پیام خودش را بدهد؛ یعنی شرایطی برایش فراهم شود که هم ببیند، هم بنویسد و هم بجنگد. وقتی این امکان سلب میشود، حجم زیادی از پتانسیل جامعه یا هرز یا حبس میشود. این اتفاقی بود که در این چند روز افتاد و همچنان هم در شبکههای اجتماعی این شرایط برای ما ادامه دارد.
شنا در استخری با دستان بسته
مهدی رحمانیان، مدیرمسئول روزنامه شرق هم در گفتوگویی درباره وضعیت فعلی رسانهها بیان کرده است: آدمهایی که در این دوره کار رسانه میکنند آدمهای نسل اینترنت هستند و وقتی قطع میشود به شکلی رسانهها خلع سلاح میشوند. مشکل فعلی رسانهها این است که خیلی اجازه حضور میدانی در اعتراضها را ندارند که گزارش تهیه کنند و با موانع روبهرو هستند. اگر این موانع نبود اتفاقا دوره کارآموزی خوبی بود برای رسانههایی که در عصر اینترنت کار رسانه میکنند اینکه دوباره به تولید محتوا و توانایی و قلم خودشان برگردند. میتوانستند در این دوره توانایی و خود واقعیشان را بشناسند ولی متاسفانه از همه جهات دستها بسته است و در واقع توانایی ویژه میخواهد برای کسی که با دستان بسته در استخر شنا کند.
مدیرمسئول روزنامه شرق با بیان اینکه چارهای نیست و روزنامهنگاران و خبرنگاران باید از فرصتها و روزنهها استفاده کنند، گفت: آنها میتوانند گزارشهایی تهیه و تولید کنند که رضایت مخاطبان را جلب کند. به هر حال وقتی مخاطب به یک رسانه اعتماد کرده حتما به سراغش میرود و او هم خبرهایی که میدهد باید از صحت لازم برخوردار باشد. رحمانیان با تاکید بر عنصر تحلیل در مطبوعات در عین حال با اشاره به وضعیت موجود و موانعی که سر راه رسانه قرار گرفته بیان کرد: در حال حاضر مسئلهای که وجود دارد این است که کسانی که صاحب تحلیلاند و میتوانند تحلیل به مخاطبانشان ارائه بدهند، آنها هم دست به عصا شدند؛ یعنی ما وقتی با افراد صاحبنظر در حوزههای مختلف اعم از جامعهشناسان، صاحبنظران سیاسی و روانشناسان صحبت میکنیم آنها نوعا از ارائه سخن خودداری میکنند و میگویند الان ما نمیدانیم چه باید بگوییم.
اینترنت کنترل شده در اختیار رسانهها قرار بگیرد
مجید رفیعی، سردبیر تابناک هم با اشاره به روند کنونی رسانهها در حوزه اطلاعرسانی با حفظ امنیت ملی گفت: اتفاقی که شاهدش هستیم و بهرغم اینکه کشور در شرایط خاصی است، باید فضایی برای رسانههای رسمی کشور، رسانههای شناسنامهدار و رسانههای ثبتشده پیشبینی میشد تا بتوانند فضای روایت را به دست بگیرند.
وی افزود: متاسفانه این روزها روایت حوادث به دست رسانههای معاند افتاده، در حالی که میتوانستند یکسری تسهیلات و امکاناتی برای رسانههای رسمی کشور قائل شوند. به هر حال ما شرایط امنیتی و فضای جنگی کشور را درک میکنیم و هر نقطهای از این کشور، نقطه خاص است اما با تمام این تفاسیر هیچ برنامهای توسط مسئولان برای رسانهها را شاهد نبودیم. حتی روزهایی را پیشبینی نکردیم که اگر داخل بحران قرار بگیریم، رسانهها چگونه باید به اطلاعرسانی بپردازند.
وی خاطرنشان کرد: هماکنون ارتباط ما قطع شده است و تعداد بازدیدکنندگانمان نسبت به قبل یکسوم شده است. همه اینها نشان میدهد که مسئولان کشور در شرایط کنونی برنامه و ایدهای برای رسانهها ندارند و نمیدانند که چگونه باید رسانهها و فضای رسانهای کشور را مدیریت کنند. همیشه سادهترین راهها انتخاب میشود و آن هم قطعی اینترنت است.
رفیعی گفت: ما یکسری رسانه اصلی پرمخاطب، تعدادی خبرگزاری و تعدادی سایت پربازدید خبری داریم. همه اینها روند فعالیتهایشان کاملا مشخص است. ای کاش حداقل دسترسی آنها را باز میکردیم. زیرا کنترل این رسانهها راحت است و حتی اگر در روند فعالیتهایشان اشتباهی صورت بگیرد، به هر حال میتوانند اصلاح کنند و در نهایت روند اطلاعرسانی درستی داشته باشند. برای مثال تابناک مخاطبان خوبی دارد و در این شرایط میتوانست بخشی از بار کشور را به دوش بکشد اما متاسفانه کاملا قطع شده است و تنها سایت قابل دسترسی است. وی افزود: کاملا شرایط را درک میکنم و میدانم که نمیتوان دسترسی همه رسانهها را باز کرد اما بهنظر میرسد میتوان یک اینترنت کنترل شدهای را در اختیار رسانههای رسمی قرار داد. پیشنهادم به مسئولان این است که در شرایط کنونی اینترنت کنترل شدهای در اختیار رسانهها قرار دهند. مسئولان باید به شعور اصحاب رسانه احترام بگذارند.
رسانههای نصفه نیمه
با تمام این گفتهها، نگاهی به رسانههای کشور نشان از حرفی دیگر دارد. گویا زمانه رسانه تحلیلی و خبر تولیدی به سر آمده و با قطع شدن اینترنت و دسترسی به مرکز دادههای عظیم آن، تولید محتوا دچار چالشی شده که پیش از آن دیده نمیشد. عدم دسترسی به هوشمصنوعی، ناتوانی در تولید آن حجم عظیم محتوا که پیش از آن با اولین جرقه، در تمام رسانهها میچرخید و نیز تحلیلهایی که یک به یک در دسترس قرار میگرفتند و هر کس ذرهای به آن میافزود، رسانه را دچار مشکلی کرده که امروز خود را نشان میدهد. رسانههای ما امروز در وضعیتی هستند که خبرنگاران مؤلف و تحلیلگران خود را کمتر در دسترس دارند و با از دسترس خارج شدن موتورهای جستوجو و شبکههای مجازی، به بحران دچار شدهاند. اگر فکری به حال این وضعیت نکنیم، نه تنها مرجعیت خبری را از دست خواهیم داد که این میدان سهم دیگر مبارزانش خواهد شد.
نظر شما