آگاه: آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی در برخی خیابانها دیده شد، آخرین پرده یک نمایش بود؛ نمایشی که صحنه اصلی آن نه میدان و چهارراه، که ذهن و ادراک جامعه بود. نگاه خیره به خیابان، اگر با غفلت از پشتصحنه همراه شود، ما را به خطای تحلیل میکشاند. خیابان، همیشه رابط کاربری است؛ سیستمعامل در جای دیگری قرار دارد.
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (ص)، تحلیل را از سطح حادثه به عمق ساختار بردند. آنجا که فرمودند: «ظاهرش را که نگاه میکنی یک جوانی است، اما قضیه چیست؟» در واقع هشدار میدهند که توقف در ظاهر کنشگر، بزرگترین خطای فتنهشناسی است. جوان کف خیابان، مسئله نهایی نیست؛ او محصول یک فرآیند است. مسئله، فرآیندی است که پیش از خیابان، در ذهن او طی شده است.
اگر اتفاقاتی از این دست را صرفا یک بحران امنیتی ببینیم، پاسخمان هم امنیتی خواهد بود؛ واکنشی، مقطعی و مصرفشونده. اما با پدیدهای پیچیدهتر مواجهایم: اختلال در نظام یادگیری اجتماعی. جامعه یاد میگیرد؛ از رسانه، از روایت، از تجربههای جمعی. دشمن دقیقا همین نقطه را هدف میگیرد و در تلاش است این نظام یادگیری را به تعبیری هک کند و در پی آن است که تحلیل را با هیجان و آموزش با تحریک جایگزین کند.
در حوادث این چند روز گذشته، رسانه صرفا ابزار اطلاعرسانی نبود؛ کلاس درس بود. لیدرهای میدانی، صرفا اغتشاشگر نبودند؛ مربیان عملیاتی بودند. پلتفرمها، صرفا بستر ارتباط نبودند؛ محیط آموزشی بودند که در آن، خشم تمرین میشد و خشونت عادیسازی. این همان «سیستمعامل فتنه» است؛ شبکهای بههمپیوسته از آموزشهای غیررسمی، روایتهای تحریفشده و تکنیکهای القای هیجان. تفکیکی که رهبر حکیم انقلاب اسلامی میان عوامل فتنه قائل میشوند، دقیقا در همین چارچوب معنا پیدا میکند. از یکسو، عناصر آموزشدیده و سازمانیافتهای که طراحی، هدایت و تامین میشوند و از سوی دیگر، نوجوانان و جوانانی که نه طراحند و نه تصمیمساز، بلکه پیادهنظامند. این تفکیک، نه برای تطهیر جرم، بلکه برای فهم درست مسئله است. خطای بزرگ آنجاست که جامعه، همه را یکدست ببیند و تحلیل را ساده کند؛ چرا که سادهسازی، خود بخشی از منطق فتنه است. حمله به مسجد، تخریب مراکز علمی و هدفگرفتن نمادهای هویتی، نشانه آشوب کور نیست؛ نشانه یک آموزش نمادین است. دشمن میداند که پیش از فروپاشی نظم سیاسی، باید نظم معنایی را فرو بریزد. مسجد، فقط یک ساختمان نیست؛ نقطه اتصال ایمان، اجتماع و معناست و حمله به آن، حمله به ستونهای ادراکی جامعه است. اینجاست که فتنه از سطح اعتراض عبور میکند و وارد قلمرو جنگ معنا میشود.
در این میان حضور حماسی ۲۲ دی ۱۴۰۴ صرفا یک راهپیمایی نبود. لحظهای بود که جامعه، بهصورت جمعی، روایت غلط را پس زد. نوعی بازآموزی اجتماعی رخ داد و به نوعی اصلاح یک خطای ادراکی در مقیاس ملی به وقوع پیوست. جامعه یاد گرفت که میان اعتراض و فتنه، میان مطالبه و براندازی و میان جوان هیجانی و طراح خبیث، فرق بگذارد. فتنه، نه با زور، که با بازگشت فهم شکست خورد!
اما این پایان کار نیست. خاموششدن فتنه، بهمعنای اصلاح یا تغییر سیستمعامل نیست. اگر اختلال در یادگیری اجتماعیترمیم نشود، فتنه در شکلی دیگر بازخواهد گشت. اینجاست که مسئولیت نخبگان، رسانهها و نظام آموزشی آغاز میشود. رسانه دیگر فقط راوی واقعه نیست؛ مربی ادراک است. دانشگاه و حوزه، فقط محل تولید دانش نیستند؛ محل تربیت بصیرتند و نخبگان، اگر بهجای تبیین، صرفا موضع بگیرند، ناخواسته به بازتولید فضای هیجانی کمک میکنند.
فتنه ۱۴۰۴ یک هشدار بود: جامعهای که یادگیریاش به پلتفرمها واگذار شود، دیر یا زود، خیابان را هم به دیگران واگذار خواهد کرد. راه پیشگیری از حوادث مشابه، فقط افزایش ابزار امنیتی نیست؛ ارتقای عقلانیت جمعی، سواد رسانهای و تربیت ایمانی بصیرتساز است. همان ایمانی که رهبر انقلاب از آن با تعبیر ایمان ابوذرساز یاد میکنند؛ ایمانی که میفهمد، نه فقط میجوشد.
فتنهها میآیند تا نسبتها را برهم بزنند. وظیفه ما، بازگرداندن نسبتهاست؛ نسبت عقل با هیجان، ایمان با سیاست و آزادی با مسئولیت. اگر این نسبتها درست بماند، خیابان هرگز به صحنه اصلی تبدیل نخواهد شد و این، شاید مهمترین درس فتنه ۱۴۰۴ باشد.
۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۷
کد خبر: ۱۹٬۸۱۱
سیستمعامل فتنه و اختلال در یادگیری اجتماعی
از خطای ادراک تا کنش میدانی
دکتر شهابالدین عالمی _ پژوهشگر و مدرس دانشگاه
فتنه، آنگونه که در تاریخ تکرار میشود، هرگز با صدای بلند آغاز نشده است. پیش از آنکه به خیابان برسد، در ذهنها، معنا آرامآرام جابهجا میشود و نسبتها بدون صدا تغییر میکنند. فتنه، پیش از آنکه امنیت را هدف بگیرد، فهم را نشانه میرود و شاید به همین دلیل است که در قرآن کریم، فتنه نه صرفا آشوب، که «امتحان» نام گرفته است؛ آزمونی برای تشخیص و نه برای هیجان.
نظر شما