آگاه: در بزنگاههای حساس، ملتها صرفا تماشاگر حوادث نیستند؛ آنها میتوانند خود به بازیگران اصلی صحنه تبدیل شوند. تحولات روزهای اخیر نیز از همین جنس است؛ لحظهای که جامعه ایرانی بار دیگر نشان داد قدرت ملی تنها در سازوکارهای رسمی خلاصه نمیشود، بلکه در اراده جمعی مردمی ریشه دارد که در لحظههای حساس از سرنوشت خود دفاع میکنند.
رهبر جوان انقلاب، حضرت امام خامنهای، در نخستین پیام خود با اشاره به همین واقعیت تاکید کردند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» این جمله نه یک تعبیر احساسی، بلکه اشارهای دقیق به یک حقیقت اجتماعی است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، این مردم بودهاند که با حفظ آرامش عمومی، با پشتیبانی اجتماعی و با شکل دادن به شبکههای همیاری، اجازه ندادهاند بحران به بیثباتی تبدیل شود. تجربه دوران انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی هشت ساله، حوادث غیرمترقبه پرشمار سالهای گذشته، دوران سخت همهگیری کرونا، جنگ ۱۲ روزه و... موید این ادعاست. آنچه در روزهای اخیر و پس از تجاوز صهیونیستی ـ آمریکایی در قالب همدلی اجتماعی، کمکهای مردمی و حضور مسئولانه در کف خیابان دیده شد، نشانهای از همین ظرفیت عمیق اجتماعی است.
در روایتهای معمول تاریخ، بیشتر دولتها، فرماندهان و تصمیمگیران به عنوان عاملان اصلی معرفی میشوند. با این حال، در لحظههای بحرانی نقش مردم بسیار تعیینکننده است. زمانی که افراد یک جامعه فعال شوند و به شکل جمعی عمل کنند، میتوانند مسیر رویدادها را تغییر دهند. در چنین شرایطی، جامعه دیگر فقط تحت تاثیر حوادث تاریخی نیست، بلکه خود نیز در شکل دادن به آن نقش دارد.
از سوی دیگر، تاریخ مجموعهای از وقایعی است که روایت شدهاند. حضور مردم در صحنه حوادث، بهتنهایی برای ماندگار شدن آن در تاریخ کافی نیست. جلوههای حضور مردم اگر ثبت و روایت نشوند، بهتدریج در حافظه عمومی رنگ میبازند. آنچه یک رخداد را از سطح یک خبر روزمره فراتر میبرد و به بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه تبدیل میکند، روایت آن است.
رخداد بدون روایت، تنها خبری گذرا در جریان زمان است؛ اما رخداد روایتشده وارد حافظه جمعی میشود. حافظه جمعی مجموعهای از روایتها و تجربههاست که به یک جامعه میگوید در لحظههای دشوار چگونه رفتار کرده و چه مسیری را پیموده است. از دل همین روایتهاست که تصویر یک ملت از خود شکل میگیرد. جامعهای که روایت روشنی از لحظههای همبستگی و کنش جمعی خود داشته باشد، در مواجهه با بحرانهای آینده نیز با اعتماد و انسجام بیشتری عمل خواهد کرد.
تجربه جهان غرب پس از جنگ جهانی دوم نمونه روشنی از اهمیت روایت در شکلگیری حافظه تاریخی است. جنگ جهانی دوم یکی از بزرگترین بحرانهای قرن بیستم بود، اما آنچه این تجربه را در حافظه ملتهای اروپایی و آمریکایی ماندگار کرد، تنها اسناد نظامی و گزارشهای رسمی نبود. بخش مهمی از این حافظه از طریق روایتهایی شکل گرفت که در قالب خاطرات سربازان، رمانهای ضد جنگ و آثار سینمایی منتشر شد. رمانهایی که تجربه مستقیم جنگ را روایت کردند و فیلمهایی که رنج، ترس و امید انسانها را به تصویر کشیدند، کمک کردند تا آن جنگ به بخشی از هویت تاریخی ملتها تبدیل شود. این روایتها جنگ را از یک واقعه نظامی به تجربهای انسانی و قابل فهم بدل کردند.
از این منظر، روایت پلی است میان رخداد و هویت. رخدادها مواد خام تاریخاند، اما روایتها آنها را به تجربهای ماندگار تبدیل میکنند. جامعه از طریق روایت است که میتواند گذشته خود را بازخوانی و معنای آن را برای آینده بازسازی کند. هر روایت در نهایت تلاشی است برای پاسخ دادن به این پرسش بنیادین که: ما در آن لحظه چه کردیم و چه شدیم؟
روایت تجربههای اجتماعی میتواند در قالبهای گوناگونی شکل بگیرد: تاریخنگاری، گزارشهای رسانهای، خاطرهنگاری، روایتهای شفاهی، مستندها و فیلمهای سینمایی. هر یک از این قالبها بخشی از واقعیت اجتماعی را ثبت و آن را به حافظه جامعه منتقل میکنند. با این حال، در میان همه این شیوهها، ادبیات جایگاهی ویژه دارد. ادبیات میتواند تجربههای انسانی را با عمقی بیشتر و ماندگاری طولانیتر روایت کند. بسیاری از تجربههای تاریخی ملتها نه از طریق اسناد رسمی، بلکه از طریق رمانها، داستانها و خاطرات در حافظه جمعی باقی ماندهاند.
در ادبیات معاصر ایران نیز تجربه سالهای دفاع مقدس به شکلگیری جریان مهمی با عنوان «ادبیات پایداری» انجامید؛ جریانی که تلاش کرد تجربه مقاومت، همبستگی اجتماعی و زندگی مردم در دل بحران را روایت کند. بخش مهمی از آنچه امروز از آن دوره در حافظه جامعه باقی مانده، روایتهایی است که در قالب داستان، خاطره و روایتهای ادبی ثبت شدهاند. ادبیات پایداری نشان داد که چگونه میتوان از دل یک بحران تاریخی، روایتی انسانی و ماندگار ساخت.
ادبیات قادر است آنسوی حادثه را ببیند؛ جایی که احساسات، ترسها، امیدها و شجاعتهای انسانها شکل میگیرد. نویسنده میتواند تجربه یک جامعه را از سطح گزارشهای بیرونی فراتر ببرد و آن را به تجربهای قابل لمس و ماندگار تبدیل کند. از همین رو، روایت ادبی یکی از موثرترین راهها برای ثبت لحظههای تاریخی است.
از این منظر، روایت تجربههای اجتماعی امروز تنها یک فعالیت فرهنگی یا رسانهای نیست، بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری حافظه تاریخی جامعه است. رمانهایی که در آینده نوشته خواهند شد، فیلمهایی که ساخته خواهند شد و روایتهایی که نسلهای بعد خواهند خواند، همگی به روایتهایی وابستهاند که امروز ثبت میشوند.
شاید یکی از مهمترین وظایف نویسندگان و روایتگران اجتماعی در چنین زمانهای همین باشد: دیدن و نوشتن آنسوی حادثه. توجه به مردمی که در دل بحران، با رفتارهای آرام اما موثر، ثبات اجتماعی را حفظ میکنند. چرا که آنسوی هر حادثه، مردمی ایستادهاند که تاریخ واقعی را میسازند و اگر این تجربهها روایت نشوند، بخشی از حافظه و هویت یک ملت برای همیشه از دست خواهد رفت.
۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۶
کد مطلب: ۲۱٬۴۶۲
نگاهی به اهمیت روایتسازی از حضور مردم در تاریخ معاصر
آنسوی حادثه
سیدطاهر جوادیان _ آگاه مسائل فرهنگی
در لحظههای بحران، آنچه بیش از همه دیده میشود خبرهای فوری، تصمیمهای بزرگ و تحولات امنیتی است. اما در پشت این صحنه پرهیاهو، لایهای عمیقتر از واقعیت اجتماعی جریان دارد که اغلب کمتر به آن توجه میشود؛ رفتار مردم.
نظر شما