تجربه، معلم تاریخ و سیاست

علی حیدری ـ آگاه مسائل سیاسی
۲ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۲۰

در دنیای سیاست، اهمیت تجربه و واقع‌بینی بسیار برجسته است. امیرالمومنین(ع) در نامه‌ای به ابوموسی اشعری، نماینده خود در مذاکرات با معاویه، بر اهمیت تجربه و عقل تاکید کردند و فرمودند: «کسی که به تجربه و عقل بی‌اعتنا باشد، شقیّ است» (نهج‌البلاغه، نامه ۷۸).

آگاه: این هشدار به ابوموسی که شناخت کافی از فریبکاری عمروعاص داشت، بیانگر ضرورت توجه به تجربه در سیاست است. اما او، باوجود توصیه حضرت، دچار فریب شد.
عمروعاص با احترام‌گذاری به ابوموسی اشعری، او را به اشتباه انداخت. ابوموسی که تمایل داشت راهی میانه اتخاذ کند، تصور کرد که طرف مقابل اهل انصاف است. درنهایت، این خوش‌بینی بی‌پایه باعث شکست او شد. شعار «مرگ بر لیبرال‌دموکراسی خون‌آشام غرب» نه از سر احساسات، بلکه براساس تجربه تاریخی مطرح می‌شود. در تحولات منطقه‌ای، برخی دولت‌های داخلی تمایل به مذاکره و تعامل با غرب و کشورهای حامی تروریسم داشتند که این رویکرد، در عمل، به نفع دشمنان مقاومت تمام شد. دولت‌های قبل روزی تصمیم گرفتند برای مذاکره اقدام کنند اما همان‌جا نیز باید عقل و تجربه را لحاظ می‌کردند که نکردند و فریب خوردند. امروز، عقل و تجربه به ما می‌گوید که اصلا مذاکره نکنیم.
رهبر انقلاب دراین‌باره تصریح می‌کنند: «مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه! ما در دهه۹۰ حدود دو سال با آمریکا و چند کشور مذاکره کردیم، معاهده‌ای تشکیل شد اما آمریکایی‌ها به همان معاهده عمل نکردند و هم شخصی که سر کار است آن را پاره کرد و عمل نکرد.»
سیاستمداران باید از تجربه‌های گذشته درس بگیرند و با واقع‌بینی تصمیم بگیرند. فریبکاری دشمنان، همکاری برخی دولت‌های منطقه‌ای با جریان‌های تروریستی و حمایت‌های غرب از افراط‌گرایی، همگی مسائلی هستند که نباید مورد غفلت قرار گیرند. تجربه و عقل، دو رکن اساسی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی‌اند که بی‌اعتنایی به آنها می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری داشته باشد.
تجربه تاریخی، مهم‌ترین معیار برای سنجش اعتبار یک کنشگر بین‌المللی است. مرور عملکرد برخی کشورها، ازجمله ایالات‌متحده آمریکا، نشان می‌دهد که پایبندی به تعهدات، همواره در دستورکار آنها نبوده است. این واقعیت، نه یک تحلیل پیچیده، بلکه نتیجه‌ای آشکار از تجربه‌های پیشین است.
در تصمیم‌گیری‌های راهبردی، همواره بر لزوم بصیرت و تحلیل‌های عمیق تاکید می‌شود. اما تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد، نیازی به تحلیل‌های پیچیده نیست، چراکه سابقه رفتار یک بازیگر سیاسی، به‌تنهایی گویای مسیر آینده اوست. بدعهدی‌های مکرر یک کشور در توافقات بین‌المللی، خودبه‌خود به‌عنوان یک شاخص تصمیم‌گیری کفایت می‌کند.
تاریخ معاصر ایران، پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد خوش‌بینی بی‌دلیل به قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات‌متحده، پیامدهای ناگواری به همراه داشته است. از کودتای ۲۸مرداد که منجر به سرنگونی دولت دکتر مصدق شد تا توافقات مربوط به آزادی گروگان‌های آمریکایی که واشنگتن به تعهداتش عمل نکرد، همگی شواهدی بر این واقعیت هستند که اعتماد بدون پشتوانه به قدرت‌های بزرگ، نتایج مطلوبی به همراه ندارد.
این واقعیت نه‌تنها در تاریخ سیاسی، بلکه در آموزه‌های دینی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: «مومن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود.» (علل‌الشرایع/۱/۴۹) این حدیث، هشداری روشن درباره ضرورت استفاده از تجربیات گذشته و پرهیز از تکرار اشتباهات است.
در دنیای سیاست، ساده‌انگاری و نادیده‌گرفتن تجربه، پیامدهای جبران‌ناپذیری به همراه دارد. کشوری که سابقه آن در نقض تعهدات روشن است، به‌سختی می‌تواند شریکی قابل‌اعتماد باشد. ازاین‌رو، در هر مذاکره و تعامل بین‌المللی، ضروری است که عقل و تجربه، در کنار هم مورد استفاده قرار گیرند؛ چراکه تاریخ، بزرگ‌ترین آموزگار سیاست است.