آگاه: او نه تنها به عنوان استراتژیستی نظامی، بلکه بهعنوان عالمی دینمدار و مصلحی اجتماعی شناخته میشد که همواره بر گسترش گفتمان وحدت میان پیروان ادیان الهی و تقویت همگرایی فرامذهبی تأکید داشت. این نوشتار با نگاهی تحلیلی میکوشد ابعاد شخصیتی و کنشگری او را در چارچوب پروژه امتسازی مبتنی بر کرامت انسانی و مقاومت ضداستعماری بازخوانی کند.
علم دینی، ابزار تحقق عدالت اجتماعی
در منظومه فکری شهید نصرالله، علم دینی نه فعالیتی انتزاعی، بلکه ابزاری برای تحقق عدالت و پاسخگویی به نیازهای عینی جامعه بود. او با الهام از آموزههای قرآنی که علم را مایه تقوا و مسئولیتپذیری در قبال خلق میداند، مسیر تحصیلات حوزوی خود را در نجف و لبنان با نگاهی مسئلهمحور دنبال کرد. این نگرش، او را به فقیهی تبدیل کرد که احکام اسلامی را در پرتو ضرورتهای زمانه و در تعامل با چالشهای معاصر تفسیر میکرد. بهعنوان مثال، دفاع از حق مقاومت در برابر اشغالگران را نهتنها یک حق شرعی، بلکه بهعنوان تکلیفی الهی در راستای حفظ کرامت انسانی تبیین مینمود. سادهزیستی او در عین دسترسی به منابع قدرت، بازتابی از باور عمیق او به سبک زندگی علوی بود که در آن، مرزبندی دقیقی میان خدمتگزاری و سلطهگری وجود دارد.
پیوند ناگسستنی با اقشار مختلف جامعه
شهید نصرالله در شیوه رهبری خود، از الگوی پیامبراکرم(ص) الهام میگرفت که همواره در متن جامعه حضور داشت و با محرومان همدلی میکرد. او با درک مفهوم قرآنی امت بهعنوان جامعهای فراتر از مرزهای مذهبی و قومی، همواره بر تعامل سازنده با پیروان ادیان مختلف در لبنان، از جمله مسیحیان و دروزیان، تأکید داشت. حضور او در مناطق مختلف لبنان، از محلههای فقیرنشین شیعه تا مناطق مسیحینشین، و ارتباط موثر با رهبران دینی مسیحی، نشاندهنده تلاش او برای ایجاد هویتی مشترک مبتنی بر مقاومت در برابر اشغال و دفاع از حقوق ملی بود. این رویکرد، مبتنی بر تفسیری از امت اسلامی بود که در آن، همزیستی مسالمتآمیز با اهلکتاب، بهویژه در جوامعی با تنوع مذهبی مانند لبنان، نهتنها ممکن بلکه ضروری قلمداد میشد.
از هویت محلی تا آرمان جهانی
شجاعت نصرالله در مواجهه با رژیم صهیونیستی، ریشه در خوانش او از مفهوم جهاد در اسلام داشت که دفاع از مظلوم را فراتر از مرزهای جغرافیایی و تعلقات فرقهای تعریف میکند. او با تکیه بر اصول قرآنی دفاع مشروع، مقاومت لبنان را جزئی از پیکره بزرگتری به نام «امت مقاومت» میدانست که از فلسطین تا یمن و عراق امتداد دارد. این نگاه کلان، باعث شد تا جنبش حزبالله تحت رهبری او، به نمادی فراملی تبدیل شود که مبارزه با اشغالگری و استکبار را به گفتمانی جهانشمول در میان ملتهای مسلمان و حتی غیرمسلمان تبدیل کند. رویکرد او به مقاومت، تنها محدود به بعد نظامی نبود، بلکه سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را نیز دربر میگرفت؛ از ساخت مؤسسات آموزشی و بهداشتی تا تقویت اقتصاد مردمی در مناطق محروم.
امتسازی توحیدی؛ وحدت در عین کثرت
مفهوم امت در اندیشه شهید نصرالله، برپایه تفسیری فراگیر از آیات قرآنی شکل گرفته بود که تمامی جوامع توحیدی را به همکاری در جهت تحقق فضیلت و مقابله با ظلم فرامیخواند. او با تأکید بر اشتراکات ادیان ابراهیمی در حوزه اخلاق اجتماعی و دفاع از عدالت، میکوشید گفتمان مقاومت را به پلی برای همگرایی میان مسلمانان، مسیحیان و دیگر پیروان ادیان تبدیل کند. این نگرش، در بستر لبنانِ چندمذهبی، به ایجاد ائتلافهایی تاریخی میان گروههای مختلف اجتماعی انجامید که پیش از این درگیر اختلافات فرقهای بودند. از نظر او، امتسازی مستلزم شناخت و وحدت در مقابل دشمن مشترک بود که تمامی ارزشهای الهی را تهدید میکند؛ بنابراین، مقابله با صهیونیسم بهعنوان نماد اشغالگری و نژادپرستی، نهتنها مسئلهای اسلامی، بلکه انسانی و جهانی تلقی میشد.
آنچه از نصرالله به جا مانده است
تجربه رهبری نصرالله، گواهی است بر امکان تحقق الگویی جایگزین در حکمرانی اسلامی که سه عنصر کلیدی را ترکیب میکند:
پایبندی به اصول دینی بدون افتادن در دام جمودگرایی
انعطافپذیری راهبردی در تعامل با واقعیتهای متغیر ژئوپلیتیک
گفتمان فراگیر امتی که بر اشتراکات ادیان توحیدی در دفاع از کرامت انسانی تأکید دارد.
این الگو، پاسخی به بحران هویت در جهانی است که میان سنت و مدرنیته، ملیگرایی و امتگرایی، و انزوا و تعامل جهانی سرگردان شده. شهید نصرالله نشان داد که مقاومت در برابر استعمار نوین، مستلزم بازتعریف امت بهمثابه شبکهای جهانی از نیروهای عدالتخواه است که حول محور آرمانهای مشترک، اعم از دینی و انسانی، همگرایی میکنند.
سیدحسن نصرالله، با احیای مفهوم امت در پرتو چالشهای معاصر، نشان داد که وحدت اسلامی نهتنها به معنای نادیدهگرفتن تنوع مذاهب و ادیان نیست، بلکه مستلزم بازشناسی اشتراکات عمیقتری است که ریشه در توحید و انسانیت دارد. پروژه امتسازی او، با تلفیق هوشمندانه هویت شیعی، ملیت لبنانی و آرمان جهان اسلام، الگویی ارائه میدهد که میتواند الهامبخش جنبشهای عدالتخواه در سراسر جهان باشد. این میراث، زمینهای برای بازاندیشی در مفاهیمی کلیدی مانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، و ولایت در عصر حاضر فراهم میسازد.