علیرضا احمدی تبار، آگاه مسائل فرهنگی:  یک سال از آغاز به کار دولت چهاردهم سپری شده و اکنون فرصت آن فرارسیده است که عرصه فرهنگ، به‌مثابه یکی از حساس‌ترین میدان‌های حکمرانی، به‌طور واقع‌بینانه ارزیابی شود. فرهنگ نه‌تنها ابزار هویت‌سازی و انسجام اجتماعی است، بلکه در شرایط جنگ روایت‌ها و فشارهای رسانه‌ای دشمن، سنگر نخست امنیت ملی نیز به‌شمار می‌رود. بررسی کارنامه فرهنگی دولت در سال نخست، هم برای شناخت فرصت‌ها و دستاوردها ضروری است و هم برای تبیین چالش‌ها و اصلاح مسیر آینده.

سنجش واقع‌گرایانه میان وعده و واقعیت

آگاه: در نگاه نخست، می‌توان از برخی تلاش‌ها به‌عنوان نقطه قوت یاد کرد. دولت در این سال کوشید تا حوزه فرهنگ را از انفعال خارج کند و باردیگر توجه به جشنواره‌ها، رویدادهای هنری و ظرفیت‌های دانشگاهی را در دستور کار قرار دهد. برخی حرکت‌ها در زمینه «جهاد تبیین» - هر چند هنوز پراکنده و فاقد انسجام ملی - نشانه‌ای از عزم برای بازآفرینی روایت‌های اصیل به‌شمار می‌رود. همچنین تلاش برای ارتقای تعامل با جوانان و نخبگان فرهنگی، ولو محدود و ابتدایی، می‌تواند نقطه امیدی برای آینده تلقی شود. با این حال، ضعف‌ها و کاستی‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است. ساختارهای اداری و بروکراسی سنگین همچنان پویایی سیاست‌های فرهنگی را کند کرده و نهادهای مسئول در بسیاری موارد به جای نوآوری، درگیر روزمرگی‌های طاقت‌فرسا شده‌اند. فاصله میان دولت و بخشی از بدنه اجتماعی، به‌ویژه نسل جوان، همچنان محسوس است؛ گویی پل‌های ارتباطی به‌خوبی ساخته نشده یا در همان آغاز راه دچار فرسایش شده‌اند. 
در عرصه رسانه‌ای نیز دولت بیش از آنکه ابتکار عمل را به دست گیرد، در موضع تدافعی باقی‌مانده است. درحالی‌که دشمنان با بهره‌گیری از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی، به‌صورت مستمر بر دوقطبی‌سازی و ناامیدسازی متمرکزند، سیاست رسانه‌ای داخلی هنوز به سطح واکنش محدود است و کمتر شاهد روایت‌گری ایجابی و آینده‌ساز بوده‌ایم. این وضعیت می‌تواند در بلندمدت سرمایه اجتماعی را فرسوده و اعتماد عمومی را تضعیف کند.  مطالبات رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ طی سال گذشته بر سه محور اصلی استوار بوده است: امیدآفرینی، جهاد تبیین و تحول در نظام‌های آموزشی و تربیتی. مقایسه این مطالبات با عملکرد دولت، نشان‌دهنده فاصله‌ای معنادار است. امید به‌عنوان سیاست محوری کمتر در قالب برنامه‌های مشخص و سنجش‌پذیر پیاده‌سازی شده و جهاد تبیین هنوز به سطحی از نهادینه‌سازی و شبکه‌سازی پایدار نرسیده است. تحول در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها نیز بیش از آنکه محصول اقدامات اجرایی باشد، در حد شعار و اسناد باقی مانده است. 
با وجود این تحولات منطقه‌ای - به‌ویژه جنگ ۱۲ روزه - نشان داد که ظرفیت‌های عظیم فرهنگی برای بازتولید انسجام ملی وجود دارد. اگر دولت بتواند دستاوردهای میدانی و مقاومت را به روایت فرهنگی در داخل ترجمه کند، فرهنگ نه‌تنها سپر دفاعی، بلکه موتور محرک امید اجتماعی خواهد شد. پیوندزدن موفقیت‌های منطقه‌ای با زندگی روزمره مردم، نیازمند سیاست‌های خلاق، هنرمندانه و مبتنی بر مشارکت عمومی است.
اکنون این پرسش اساسی پیش‌روی دولت است که آیا فرهنگ در سال‌های آینده به حاشیه رانده خواهد شد یا می‌تواند جایگاه خود را به‌عنوان محور هویت و پیشرفت باز یابد؟ پاسخ به این پرسش نه‌تنها سرنوشت دولت، بلکه مسیر آینده کشور را رقم خواهد زد. بی‌تردید، بدون سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر فرهنگ، هیچ دستاورد پایدار سیاسی یا اقتصادی دوام نخواهدداشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.