۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۴۷
کد خبر: ۱۹٬۴۷۵

تبیین ثبات ساختاری نظام

علی پورمحمدی _ آگاه مسائل سیاسی

در سالیان اخیر و به ویژه در پی تشدید تقابل‌های منطقه‌ای، اتاق‌های فکر غربی و رسانه‌های معاند بر سناریوهایی متمرکز شده‌اند که محور اصلی آنها القای «بن‌بست»، «خلأ رهبری» و «تنش داخلی» در ایران پس از دوران زعامت رهبر انقلاب است.

آگاه: این گزارش‌ها با ترسیم تصویری اغراق‌آمیز، مدعی هستند که فشارهای ترکیبی و تغییر نسل مدیریتی، شیرازه امور را از هم می‌پاشد. اما این روایت‌ها، به‌رغم ظاهر کارشناسی، دچار یک خطای راهبردی در شناخت ماهیت «نظام اسلامی» هستند؛ آنها جمهوری اسلامی را صرفا به‌مثابه یک ساختار اداری خشک تحلیل می‌کنند و از درک «عمق راهبردی» و «ریشه‌های عقیدتی» آن عاجزند. تاریخ تحولات چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که ظرفیت‌های نهادینه شده در قانون اساسی و حافظه تاریخی ملت ایران در مدیریت بحران، بسیار فراتر از محاسبات مادی ناظران بیرونی است.

استقرار ساختار؛ فراتر از اشخاص
یکی از القائات رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی، بزرگ‌نمایی مسئله «تهدیدات امنیتی» و احتمال ایجاد گسست در زنجیره فرماندهی در دوران انتقال است. تحلیلگران غربی بر این پندارند که فقدان شخصیت‌های برجسته نسل اول انقلاب، موجب تزلزل خواهد شد. اما تاریخ انقلاب اسلامی، الگویی متفاوت را اثبات کرده است. جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰، تجربه‌ای سهمگین را با موفقیت پشت سر گذاشت؛ سالی که در آن، عالی‌ترین مقامات اجرایی و قضایی کشور در ترورهای هدفمند منافقین به شهادت رسیدند. اگر تئوری «وابستگی محض نظام به فرد» صحیح بود، ساختار سیاسی باید در همان سال فرومی‌ریخت. اما آنچه رخ داد، جوشش خون تازه‌ای در رگ‌های انقلاب و اثبات استحکام درونی نظام بود.
جمهوری اسلامی در عمل نشان داده است که قائم به «شخص» نیست، بلکه متکی به «مکتب» و «نهادهای قانونی» است. امروز ساختار امنیتی و سیاسی کشور با اتکا به تجربیات گران‌سنگ و پروتکل‌های دقیق قانونی (به ویژه اصل مترقی ولایت فقیه و مجلس خبرگان)، از چنان قوامی برخوردار است که تغییر افراد، خللی در مسیر حرکت انقلاب ایجاد نمی‌کند. مضاف بر این، نگرانی از ناشناخته بودن سکاندار آینده، ناشی از عدم درک ساختار الهی-سیاسی در ایران است. تجربه سال ۱۳۶۸ نشان داد که در منظومه فکری امام خمینی (ره)، این «جایگاه ولایت» و «مشروعیت الهی و مردمی» است که به فرد قدرت نفوذ می‌دهد، نه صرفا شهرت پیشین او.

ولایت فقیه؛ لنگرگاه ثبات و آرامش
نکته‌ای که اغلب در تحلیل‌های مادی‌گرایانه مغفول می‌ماند، «بعد معنوی و قدسی» قدرت در جمهوری اسلامی است. برخلاف نظام‌های سکولار که تنها بر اساس قراردادهای اجتماعی شکل می‌گیرند، ستون فقرات نظام اسلامی بر پایه نظریه مترقی «ولایت فقیه» استوار است. در این تفکر، اطاعت از ولی فقیه و حفظ نظام، نه یک قرارداد سیاسی صرف، بلکه یک «تکلیف شرعی» و ادامه ولایت رسول‌الله (ص) محسوب می‌شود. این باور عمیق دینی، همان مولفه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، دل‌ها را آرام و صفوف را متحد می‌کند. در دوران گذار، این «اعتقاد ایمانی» بدنه نخبگانی، نیروهای مسلح و توده‌های مردم است که به عنوان «ملات» اصلی، ساختار را حفظ می‌کند. زمانی که جامعه احساس کند کشتیبان انقلاب تغییر کرده اما مسیر همان مسیر الهی است، مفهوم «اطاعت‌پذیری» مانع از هرگونه انشقاق می‌شود. این پیوند قلبی میان امت و امامت، سرمایه‌ای است که در هیچ فرمول سیاسی غربی قابل محاسبه نیست و دقیقا همان عاملی است که ضامن عبور سلامت کشور از طوفان‌ها خواهد بود.

وحدت راهبردی نخبگان و نیروهای انقلاب
چالش دیگری که دشمن بر آن سرمایه‌گذاری می‌کند، القای شکاف میان «میدان» و «دیپلماسی» یا نیروهای نظامی و سیاسی است. توهم رسانه‌های بیگانه این است که این جریان‌ها برای کسب قدرت با یکدیگر درگیر خواهند شد. اما این تحلیل، عنصر حیاتی «عقلانیت بقا» و «درک منافع ملی» در میان کارگزاران نظام را نادیده می‌گیرد. تاریخ انقلاب ثابت کرده است که جناح‌های مختلف، هرچقدر هم که اختلاف سلیقه داشته باشند، در برابر «تهدید خارجی» و برای «حفظ کیان نظام» ید واحده می‌شوند.
تجربیات گذشته نشان داده است که نیروهای مسلح (به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و بدنه اجرایی کشور، زیر سایه تدابیر رهبری همواره به هم‌افزایی رسیده‌اند. در آینده، همه جریان‌های دلسوز انقلاب می‌دانند که هرگونه تفرقه، بازی در زمین دشمن است. بنابراین، محتمل‌ترین رخداد، شکل‌گیری نوعی «انسجام ملی» است که در آن اقتدار دفاعی و ظرفیت دیپلماتیک مکمل یکدیگر عمل خواهند کرد تا امنیت و اقتصاد کشور تضمین شود. در خصوص نگرانی‌ها پیرامون محور مقاومت نیز باید به ماهیت «عقیدتی» و «بومی» این جریان توجه داشت. برخلاف تحلیل‌های سطحی که این شبکه را صرفا ابزاری وابسته به دستورات لحظه‌ای می‌دانند، جبهه مقاومت دارای ساختاری ارگانیک و مبتنی بر آرمان‌های مشترک اسلامی است. پیوند راهبردی میان اجزای مقاومت، فراتر از اشخاص است و ریشه در باور به مبارزه با استکبار دارد. حتی در دوران انتقال قدرت، ساختار دفاعی و بازدارندگی کشور با هوشمندی کامل فعال است و دشمن به خوبی می‌داند که هرگونه خطای محاسباتی، با پاسخ کوبنده و خودکار سیستم‌های آفندی و پدافندی مواجه خواهد شد.

هوشمندی مردم و مدیریت فضای اجتماعی
در نهایت، پیرامون مباحث اجتماعی و اقتصادی، باید به نقش بی‌بدیل «نهادهای مردمی» و لایه‌های اجتماعی حامی نظام اشاره کرد. جمهوری اسلامی در طول چهار دهه، با اتکا به بسیج مردمی، شبکه‌ای مستحکم از سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است. جامعه‌شناسی سیاسی ایران نشان می‌دهد که ملت ایران در لحظات حساس، با درک صحیح از شرایط منطقه و خطرات ناامنی، به صورت غریزی و عقلانی به سمت حفظ ثبات و امنیت کشور متمایل می‌شوند. هراس از «ناامنی و هرج‌ومرج» در کنار اعتماد به ساختارهای حافظ امنیت، فرصت هرگونه سوءاستفاده را از بدخواهان سلب می‌کند. نظام اسلامی نیز با تکیه بر این پشتوانه مردمی و مدیریت هوشمندانه، فضا را به سمت آرامش هدایت خواهد کرد.

بهره سخن
بنابراین، تحلیل‌هایی که بدون در نظر گرفتن سنت‌های الهی و ساختار حقیقی و حقوقی نظام تدوین شده‌اند، فاقد اعتبارند. ایران عزیز در مسیر پیش‌رو، قطعا تحولاتی را تجربه خواهد کرد، اما نه به معنای بن‌بست، بلکه به معنای «بلوغ ساختاری.» مجلس خبرگان رهبری (به عنوان نهاد تشخیص)، نیروهای مسلح و انقلابی (به عنوان بازوی اقتدار) و باورهای عمیق دینی مردم (به عنوان روح حاکم)، اضلاع مثلثی هستند که هرگونه تهدید را به فرصتی برای تجدید عهد و استحکام بیشتر تبدیل خواهند کرد. آنچه در انتظار است، تداوم مقتدرانه مسیر انقلاب اسلامی با تکیه بر قانون و ایمان خواهد بود.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.