آگاه: جنگی که هدف آن تخریب درونی سرمایههای اجتماعی و وحدت ملی و در کنار آن جنگ اقتصادی، نظامی و از همه مهمتر جنگ نرم است.
۱. ترویج بیاعتمادی با بحرانسازی
رهبر انقلاب، جنگ نرم را جنگی «شناختی-روانی» میدانند که مستقیما باورها و محاسبات مردم را هدف قرار داده و حتی میتواند گریبانگیر مسئولان و قشر نخبگانی جامعه نیز بشود. ایشان فرمودهاند: «در جنگ نرم، دشمن بهدنبال این است که فهم مردم را تغییر بدهد؛ قضاوتها را منحرف کند؛ امید را از دلها بگیرد.» و به تعبیر ایشان، رسانهها بیش از موشک، پهپاد و هواپیما در عقبماندن دشمن تاثیرگذارند و دلها و ذهنها را تحت تاثیر قرار میدهند.
در زمان حال، دشمن با بهرهگیری از اغتشاشات اجتماعی، تلاش میکند مطالبات واقعی و به حق مردم را به بستری برای بیثباتسازی برای نیل به اهداف شوم ۴۷ سالهاش تبدیل کند. شایعهسازی هدفمند، تقطیع رسانهای، روایتهای احساسی، القای دوگانههای جعلی (مردم-نظام، آزادی-امنیت) و سیاهنمایی و القای ناامیدی محض نسبت به وضعیت موجود، شاخصههای بارز این مرحله از جنگ نرم است. نکته مهم آن است که این عملیات با هزینههای کلان رسانهای در پلتفرمهای مختلف اجتماعی و حمایت مستقیم شبکههای فراملی دنبال میشود؛ موضوعی که نشاندهنده برنامهریزی راهبردی دشمن فراتر از نارضایتیهای مقطعی است. الگوی آن در کشورهایی چون سوریه، لیبی و اوکراین پیاده شده و به کودتای مخملی و ویرانی منجر شده است.
۲. اغتشاش خیابانی، تکهای از پازل جنگ روایی
برخلاف فتنههای پیشین که بیشتر بر خیابان و آشوب فیزیکی متمرکز و سرانجام کودتای شبهنظامی بود، امروز «ماندگاری روانی ناآرامی» اهمیت بیشتری یافته است. رهبر انقلاب در تبیین این تغییر تاکتیک میفرمایند: «امروز بیش از آنکه جنگ خیابانی باشد، جنگ روایتهاست؛ هر کسی بتواند روایت خود را غالب کند، دست بالا را خواهد داشت.» در اغتشاشات اخیر نیز مشاهده شد که حتی پس از فروکش کردن ناامنی میدانی، بمباران روایتسازیها، القای یأس و بازآرایی تصویر بحران ادامه مییابد. این همان «جنگ فرسایشی روانی» است که هدف آن خستهکردن جامعه و تخریب اعتماد متقابل مردم و حاکمیت است تا در بزنگاه مناسب، دشمن بتواند در فضای این بیاعتمادی نقشههای خود، اعم از مهرههای دستنشانده تا حمله نظامی را به جامعه و کشور تحمیل کند.
۳. غفلتی راهبردی در تعیین مرز آشوب و اعتراض
یکی از نقاط اساسی سوءاستفاده دشمن در فتنهانگیزی، اختلاط عمدی «اعتراض» با «اغتشاش» و «عملیات تروریستی» است. رهبر انقلاب با صراحت این مرز را تفکیک کردهاند: «اعتراض، مطالبه و انتقاد حق مردم است؛ اما تخریب، آشوب، آتشزدن و ناامنسازی هیچ نسبتی با خواست مردم ندارد و کار دشمن است.» بر اساس این نگاه، مدیریت هوشمندانه اعتراضات به حق نه با سرکوب احساسات اجتماعی، بلکه با پاسخگویی مناسب، شنیدن بهموقع مطالبات و جلوگیری از انباشت نارضایتی توسط مسئولان ممکن است. نادیده گرفتن مطالبات مردم، مسیری به سوی ورود دوباره دشمن است؛ دشمن تلاش میکند آن را به گسلی اجتماعی تبدیل کند و بدون پاسخ گذاشتن آن، مانند شمشیر داموکلس، مدام کیان ایرانی را تهدید کند و به پاشنه آشیل آن تبدیل شود.
۴. آفند و پدافند در جنگ نرم
رهبر انقلاب، آگاهی و بصیرت عمومی را موثرترین ابزار مقابله با جنگ نرم میدانند: «در مقابل جنگ نرم، راهحل، آگاهسازی مردم است؛ بصیرتافزایی است؛ شناخت دقیق صحنه است.» در این چارچوب، رسانههای داخلی، نخبگان فکری و هنرمندان وظیفهای دوچندان دارند: نه پنهانسازی مشکلات و نه سیاهنمایی مطلق؛ بلکه تبیینی صادقانه، منصفانه و امیدآفرین و همراه با افزایش سواد عمومی، نه تنها مردم را در مقابل این فتنهها واکسینه میکند، بلکه در مسیر جهاد تبیین و جهانیشدن انقلاب اسلامی نیز اثرگذار است. واکنشهای صرفا احساسی یا امنیتی، بدون پیوست رسانهای و اقناعی، نه تنها زمین بازی را به دشمن واگذار میکند، بلکه خود تبدیل به روایتی و فتنهای جدید در تعمیق یا ایجاد گسلهای اجتماعی میشود.
۵. نقطه قوتی که دشمن میخواهد مسکوت بماند
یکی از محورهای شیطانی جنگ نرم، سانسور محض پیشرفتها و بزرگنمایی ضعفهاست. رهبر انقلاب هشدار میدهند: «دشمن سعی میکند تواناییها و پیشرفتهای ملت ایران را مسکوت بگذارد و نقاط ضعف را بزرگ و برجسته کند.»
در شرایطی که جامعه با فشارهای مضاعف اقتصادی و اجتماعی مواجه است، یادآوری صادقانه دستاوردها از امنیت ملی تا پیشرفتهای علمی و زیرساختی، با زبان مردم و مطابق با زیست مجازی روز و بهرهگیری از ابزارهای متنوع، نه تنها نقش مهمی در حفظ خودباوری و انسجام اجتماعی دارد، بلکه خود تبدیل به یک چراغ امیدی در طوفان شبهات دشمن میشود. بیتوجهی به این داشتهها، سیاهچالهای از تحقیر، یأس و در نهایت تسلیم را فراهم میکند. اغتشاشات مقطعی، اگرچه پرهزینه و نگرانکنندهاند، اما بیش از هر چیز نشانه فعال بودن جنگ نرم دشمن هستند که اگر درست تبیین شوند، بهترین فرصت جهت تنویر افکار عمومی، دشمنشناسی و رشد جمعی خواهند بود. عبور موفق از این مقطع، در گرو وحدت ملی آگاهانه، بصیرتافزایی، پاسخگویی شفاف، تقویت هدفمند امید اجتماعی و باور به توانمندیهای داخلی و ایجاد سازوکاری موثر برای شکل نگرفتن دوباره آنهاست؛ راهبردی قطعی برای حفظ اقتدار و آرامش جامعه ایرانی که بارها رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردهاند.
نظر شما