۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۳
کد خبر: ۱۹٬۸۱۴

تحلیل فتنه‌های دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که دشمن، هدف خود را از صرفا ایجاد اخلال در ساختار سیاسی، به سمت سرمایه‌گذاری روی نسل آینده معطوف کرده است.

آگاه: در فتنه‌های گذشته، اگرچه حضور جوانان قابل توجه بود، اما در رخداد اخیر، شاهد یک جهش کیفی در حضور سازمان‌یافته و هدایت‌شده نوجوانان (زیر۱۸ سال) بودیم. بررسی الگوی فتنه‌های اخیر نشان می‌دهد که تمرکز دشمن از سطح جوانان به نوجوانان و دانش‌آموزان معطوف شده است. این حضور، کم و کیف متفاوتی نسبت به دهه‌های گذشته دارد؛ این بار شاهد یک حضور سازمان‌یافته مبتنی بر هیجان هستیم. این امر، حکایت از یک تغییر استراتژیک در نقشه دشمن دارد؛ دشمن می‌داند که اگر بتواند «هویت» نسل آینده را مسخ کند، تضمین می‌کند که اهداف براندازانه خود را در دهه‌های آینده عملیاتی کند. بنابراین، وظیفه ما تبدیل «تحلیل‌های پسینی» به «پدافند راهبردی فعال» در حوزه نوجوانان است.
در همین راستا، رهبر حکیم انقلاب در بیانات اخیر خود درباره فتنه اخیر به این موضوع اشاره فرمودند: «...دسته دوم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف می‌زنند، تحت تاثیر قرارش می‌دهند، هیجان برایش به وجود می‌آورند؛ جوان‌ها هم هیجانی‌اند، نوجوان‌ها هیجانی‌اند، می‌آیند وارد میدان می‌شوند، کارهایی می‌کنند که نباید بکنند، شیطنت‌هایی می‌کنند که نباید بکنند. اینها پیاده‌نظام‌مند؛ ... در این فتنه، همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگی آن عناصر خبیث و آموزش‌دیده، کارهای بدی کردند، جنایت‌های بزرگی انجام دادند.» این بیانات، ضرورت درک روانشناختی و مقابله فعال با این موج هیجانی را برجسته می‌سازد  «واکاوی این راهبرد، صرفا یک تحلیل امنیتی نیست؛ بلکه قدم اول برای تحقق وعده الهی و اجرای گام دوم انقلاب در عرصه نبرد شناختی است. بدون خنثی‌سازی این عملیات سمی بر روی آینده‌سازان کشور، رسیدن به آرمان تمدن نوین اسلامی غیرممکن خواهد بود.»

درک سکوی نبرد؛ قلمرو نوجوانان
نوجوان در دنیای امروز، نه در محیط مدرسه و خانواده، بلکه در محیط‌های سایبری شکل‌گیری هویت می‌کند. دشمن این محیط‌ها را به‌عنوان «قلمرو نبرد» انتخاب کرده است:
سرعت و نفوذ الگوریتمی: پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام، سرعت انتشار محتوای ویروسی را به سطحی رسانده‌اند که هرگونه واکنش سازمان‌یافته رسمی را ناکارآمد می‌سازند. نوجوان به دلیل محدودیت در سواد رسانه‌ای تحلیلی، محتوای بصری کوتاه و هیجانی را به‌عنوان «حقیقت مطلق» می‌پذیرد. این سرعت عمل، فرصت مداخله و راستی‌آزمایی را از نهادهای رسمی سلب می‌کند.
جایگزینی مرجعیت: دشمن با محتوای جذاب و مبتذل، مرجعیت والدین، مربیان و نهادهای رسمی را به چالش می‌کشد. این محتوا، به‌جای ارائه بینش، بر ایجاد حس بیگانگی هویت و تمایز با گفتمان غالب جامعه تاکید دارد. در این فضا، اعتبار اجتماعی فرد به میزان پذیرش محتوای ضدسیستمی در گروه‌های مجازی بستگی پیدا می‌کند.
روانشناسی جذب؛ تبدیل سرخوردگی به هویت سیاسی
استراتژی جذب نوجوانان بر دو محور روانشناختی استوار است که آن را از جذب توده‌های عمومی متمایز می‌سازد:
تشدید احساس «درک‌نشدگی»: دشمن به‌طور هدفمند، نارضایتی‌های مشروع (مانند مشکلات اقتصادی خانواده یا فقدان تفریح مناسب) را بزرگ‌نمایی کرده و آن را به این نوجوانان القا می‌کند که «هیچ‌کس شما را نمی‌فهمد» و «تنها راه رهایی، اعتراض به هر شکل ممکن است.» این تکنیک، شکاف نسلی را از یک چالش مدیریتی به یک ابزار عملیاتی علیه نظام تبدیل می‌کند. هدف، سلب امید به اصلاحات درونی و سوق دادن به سمت راهکارهای بیرونی است.
ایجاد «هویت طغیانگر» در فضای مجازی: شبکه‌سازی از طریق هشتگ‌ها، چالش‌های تعریفی و تایید متقابل در فضای مجازی، به نوجوانان یک هویت اجتماعی موقت و هیجانی می‌دهد که در دنیای واقعی فاقد آن هستند. این «تایید جمعی سایبری»، جایگزین اعتماد و تعلق واقعی می‌شود و فرد را به عاملیت فتنه تبدیل می‌کند. این هویت‌سازی جعلی مبتنی بر «واکنش جمعی» در برابر یک امر مورد نفرت (ساخته شده توسط دشمن) است.

راهکارهای جهاد تبیین نوین (پدافند فعال)
مقابله با این استراتژی نیازمند رویکردی چندلایه و متناسب با ویژگی‌های این نسل است:
ارتقای سواد شناختی: آموزش رسمی و غیررسمی نوجوانان در مورد فرآیند مهندسی محتوا؛ نه صرفا آموزش سواد رسانه‌ای سنتی. نوجوان باید بداند که محتوای وایرال چگونه «ساخته» و «توزیع» می‌شود. این شامل آموزش‌هایی در سطح زیربنایی الگوریتم‌های پیشنهاددهنده و تکنیک‌های پروپاگاندای بصری است.
تولید محتوای «هویت‌ساز رقیب»: باید محتوایی تولید شود که از جذابیت‌های بصری و سرعت پلتفرم‌ها برخوردار باشد، اما پیام هویتی روشن و تمدنی ارائه دهد. این محتوا باید جایگزین عمیق و جذابی برای هویت «طغیانگر» فراهم آورد که بر مبنای عزت، آینده‌نگری و نقش فعال در ساختن آینده بنا شده باشد.
توانمندسازی مربیان و والدین (تغییر نقش): والدین و معلمان باید از حالت «ناظر» به «همراه و شریک» در فضای دیجیتال تغییر نقش دهند و با استفاده از ابزارهای موجود، کانال‌های ارتباطی امن و معنادار با نوجوانان برقرار کنند. این امر مستلزم آموزش تخصصی به کادر تربیتی در خصوص زبان، جذابیت‌ها و خطرات پلتفرم‌های مورد استفاده نوجوانان است.

جمع‌بندی: جهاد برای آینده
جذب نوجوانان، صرفا یک نگرانی فرهنگی نیست؛ این جبهه اصلی جنگ شناختی است. هر نوجوان گم‌شده، سرمایه‌ای است که دشمن برای دهه‌های آینده سازماندهی کرده است. راهبرد ما باید مبتنی بر درک عمیق این تهاجم روانشناختی باشد تا بتوانیم با ارائه یک «هویت ملی قوی و جذاب»، سد دفاعی فعال و ماندگاری در برابر هرگونه فتنه‌آفرینی سازمان‌یافته در آینده ایجاد کنیم. مسامحه در این حوزه، به معنای واگذاری آینده به محاسبات دشمن است. راهبردهای مقابله‌ای صرفا تاکتیکی نیستند؛ آنها باید ریشه در فهم عمیق تحولات بنیادین داشته باشند. پیروزی در این عرصه، نه تنها کنترل اغتشاشات، بلکه فراهم‌سازی بستر فکری و روانی برای تحقق گام دوم انقلاب و به ثمر نشستن تمدن نوین اسلامی مبتنی بر هویت‌سازی اصیل است. این جهاد تبیین، مسئولیت ملی است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.