آگاه: دشمن امروز از جنگ شناختی چندلایه بهره میبرد که مبتنی بر یک زیرساخت پیچیده عمل میکند. پرداختن به سطح آشکار حوادث، بدون رمزگشایی از «سیستم عامل» پشت صحنه، منجر به واکنشهای مقطعی و ناکارآمد خواهد شد. این یادداشت با هدف صورتبندی تحلیلی مختصات این سیستم عامل طراحی شده است.
۱. قلب تپنده جنگ شناختی
سیستم عامل و قلب تپنده جنگ شناختی یک فتنه مدرن، مجموعهای هماهنگ از سختافزارها، نرمافزارها و کدهای عملیاتی است که در پشت پرده کار میکنند تا یک نارضایتی بالقوه را به یک اغتشاش سازمانیافته تبدیل کنند.
سختافزار فکری (اتاقهای فکر و معماران استراتژیک): در رأس این سیستم، اتاقهای فکر غربی و متخصصان حوزه جنگ نرم قرار دارند. این مراکز، مبتنی بر رصدهای دقیق فرهنگی و اجتماعی، سناریوهای تغییر محاسبات نظام و تخریب هویت ملی و دینی را طراحی میکنند. اسناد و گزارشهای اندیشکدههایی نظیر رند یا بنیادهای آمریکایی، به صراحت بر ضرورت «بیثباتسازی نرم» از طریق هدف قرار دادن لایههای هویتی و ایجاد تفرقه تاکید دارند. این مراکز نقش «طراح ارشد» را ایفا میکنند.
نرمافزار عملیاتی (پلتفرمها و موتورهای الگوریتمی): اجرای این طراحی بر عهده شبکههای اجتماعی بینالمللی است. این پلتفرمها دیگر صرفا ابزار ارتباطی نیستند، بلکه موتورهای محرکه و الگوریتمهای جهتدهنده هستند. الگوریتمها طوری تنظیم شدهاند که محتوای تفرقهافکن، احساسی، خشونتزا و ویرانگر را به طور تصاعدی در برابر مخاطبان هدف قرار دهند. این فرآیند، همان «کد عملیاتی» است که به سرعت احساسات را از نقطه نارضایتی به نقطه انفجار هدایت و اعتراضات منطقهای را به روایت ملی تبدیل میکند.
شبکه کنشگران (پیادهسازی میدانی): این لایه شامل ترکیبی از عوامل فعال، دنبالهکنندگان تحت تاثیر، سلبریتیهای اجارهای و حتی جوانانی است که در فضای رسانهای تغذیه شدهاند. آنها نقش «کانالهای توزیع» را ایفا میکنند که پیامها را از فضای مجازی به کف خیابان منتقل کرده و روایتهای طراحیشده را به کنشهای عینی تبدیل میکنند.
۲. نسبتسنجی میان جوانان قربانی، گمراهشدگان آگاه و مهندسان پشت پرده
پیچیدهترین لایه این فتنه، استفاده ابزاری و هدفمند از سرمایه عاطفی و اجتماعی جوانان کشور است. این سیستم، بازیگران میدانی را در یک هرم سه سطحی جای میدهد:
۱- مهندسان پشت پرده (معماران اصلی): در رأس هرم، طراحان ژئوپلیتیک قرار دارند که اهداف کلان دشمن را دنبال میکنند؛ شامل تغییر محاسبات حاکمیت، تزریق ناامیدی ساختاری و مشروعیتزدایی از نهادهای ملی.
۲- گمراهشدگان (ابزارهای میانی): این افراد تحت تاثیر شدید پروپاگاندای الگوریتمی قرار گرفته و آگاهانه یا ناآگاهانه، مطالبات مشروع خود را در قالبهایی که طراحان تعریف کردهاند، مطرح میکنند. آنها قربانیان اصلی هستند زیرا هویت و ادبیات میدانیشان توسط پلتفرمهای خارجی مصادره میشود و خود را در خدمت هدف نهایی قرار میدهند.
۳- بدنه اجتماعی (سوخت و سپر انسانی): اکثریت مردم و جوانانی که ممکن است دارای نارضایتیهای اقتصادی، معیشتی یا اجتماعی باشند. دشمن تلاش میکند با بزرگنمایی هدفمند این مشکلات و القای بنبست، این بدنه را به سمت کنشهای رادیکال سوق دهد تا به عنوان «سپر انسانی» در مقابل دستگاههای امنیتی قرار گیرند و فضا برای مداخله بیرونی یا پذیرش روایتهای تجزیهطلبانه فراهم شود.
۳. مستندسازی بر مبنای اسناد اندیشکدههای غرب
برای فهم مختصات این سیستم عامل، رجوع به اعترافات و گزارشهای خود دشمن ضروری است. پس از تحلیل شکستهای پیشین در براندازیهای مبتنی بر انقلابهای رنگی، سرویسهای اطلاعاتی و مراکز مطالعاتی غرب، استراتژی خود را بر عملیاتهای سایبری متمرکز کردهاند. گزارشهای معتبر بینالمللی پس از هر موج ناآرامی، به وضوح نشان میدهند که موفقیت کمپینهای نفوذ، وابسته به «سناریونویسی هدفمند در فضای مجازی» و بهرهگیری از ابزارهای تحریک احساسات است. این مستندات، مبنای محکمی برای شناخت تاکتیکهای مستمر دشمن فراهم میآورد.
۴. نارضایتی ساختاری، سوخت موشکهای رسانهای
در کنار مولفههای رسانهای و روانی که پیشتر تشریح شد، زمینههای ساختاری سوءاستفاده دشمن نیز نقش تعیینکنندهای در فرآیند فتنه ایفا میکنند. وضعیت گرانی، فشارهای معیشتی و احساس تبعیض، مواد اولیه لازم برای فعالسازی موتور نفوذ هستند؛ وقتی خانوادهها نگران تامین خوراک و مسکن هستند و جوانان چشمانداز آینده روشنی نمیبینند، پذیرش روایتهای بدیل و رفتارهای رادیکال آسانتر میشود.
۵. نقش کلیدی جریان لیبرال در ایران
جریان لیبرال در ایران و وابستگی عمیق آن به غرب با ارائه تصویری خوشبینانه از غرب و پذیرش بیچون و چرا ارزشهای غربی، به عنوان یک عنصر تسهیلگر در نفوذ فرهنگی و سیاسی دشمن عمل کرده است. تاکید بر آزادیهای فردی به عنوان تنها معیار ارزیابی، نادیده گرفتن ارزشهای فرهنگی و دینی و مشروعیتدهی به نظامهای سیاسی و اجتماعی غربی، زمینهای برای تضعیف هویت ملی و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی فراهم آورده است. در همین راستا، وابستگی اقتصادی و سیاسی جریان لیبرال به غرب، باعث شده تا این جریان، بهطور ضمنی یا صریح، منافع غرب را در اولویت قرار دهد و در جهت تحقق اهداف استراتژیک دشمن گام بردارد. این وابستگی، در قالب درخواستهای مکرر برای لغو تحریمها، پذیرش مقررات بینالمللی غیراخلاقی و توسعه روابط تجاری با کشورهای متخاصم تجلی مییابد.
نتیجهگیری: خلع سلاح سیستم عامل با روشنگری و هوشمندی
خلع سلاح سیستم عامل فتنه، نیازمند راهبرد و عملیات ترکیبی فوری است: دفاع نرمافزاری و اصلاح سختافزاری.
۱. دفاع نرمافزاری: روشنگری مستمر، تقویت سواد رسانهای نخبگان و عموم برای درک پیوند اتاقهای فکر غرب با الگوریتمهای شبکههای اجتماعی. باید دست جریانهای وابسته لیبرال از بیتالمال و ثروت ملی کوتاه شود.
۲. اصلاح سختافزاری: دولت باید تمرکز خود را بر کاهش ساختاری زمینههای نارضایتی قرار دهد: اجرای قاطع عدالت اجتماعی، کنترل تورم، تقویت شبکههای حمایتی و سرمایهگذاری جدی در ظرفیتهای اشتغالمحور.
نتیجه عملیاتی: مواجهه صحیح، صرفا امنیتی نیست؛ بلکه ترکیبی از اطلاعرسانی هدفمند و بهبود ملموس شرایط اقتصادی و عدالت توزیعی است. این رویکرد دوگانه، تنها راه برای تولید پادزهر و خنثیسازی طراحیهای آتی دشمن است.
نظر شما