آگاه: دشمن از این طریق، درصدد تحریک فضای عمومی علیه نظام اسلامی است تا در سایه تضعیف حاکمیت مرکزی، کنترل کامل منابع کشور را در دست بگیرد. شروع سیاست فشار حداکثری از سوی آمریکا طی سالهای بعد از ۸۸ نیز در همین راستا قابل تحلیل است. همانطور که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، نقطه آغاز سیاست فشار حداکثری را وقوع فتنه ۸۸ میداند. او اذعان کرد که قبل از وقوع فتنه، تصمیم آمریکا بر رفع تحریمها بود و در اثر همراهی یکپارچه مردم ایران با نظام سیاسی، از تداوم فشار اقتصادی کاملا مأیوس شده بود، اما حالا با وقوع فتنه ۸۸، آمریکا این فرصت را دارد که با تشدید فشار اقتصادی، شکاف اجتماعی ناشی از فتنه را عمیقتر کرده و نیروهای اجتماعی ایران را مقابل حاکمیت و در کنار آمریکا قرار دهد. سیاستی که در سالهای اخیر نیز در دستور آمریکا بوده است. آمریکا چه در جریان اتفاقات ۹۸ و چه در جریان اتفاقات ۱۴۰۱، به دنبال تشدید شکافهای داخلی ایران بود. در آبان ۹۸، با تخریب سیاستهای جمهوری اسلامی از جمله سیاست مقاومت و سیاست تداوم غنیسازی هستهای، فضای عمومی را تشویق به اقدام علیه امنیت ملی و تضعیف حاکمیت مرکزی میکرد. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت آمریکا نیز، اتفاقات ۹۸ را قیام شجاعانه مردم ایران علیه حکومت فاسد و ثروت اندوز جمهوری اسلامی توصیف کرد.
غافل از آنکه همین مقامات آمریکایی پیش از این، بارها در غارت ثروت ملی و نقض حقوق ایرانیان نقش برجستهای ایفا کردند! از جمله اینکه با تدارک کودتای ۲۸ مرداد، منابع نفتی ایران را به خود اختصاص دادند یا با اعمال طرح استعماری کاپیتولاسیون، حقوق شهروندی مردم ایران را پایمال کردند. در پاییز ۱۴۰۱ نیز، به گواه سند راهبردی سیاست خارجه آمریکا، در پی سوءاستفاده از نارضایتیهای موجود در جامعه ایران بود و از راه تحریم اقتصادی مضاعف، زمینههای تشدید اختلافات داخلی را فراهم میکرد. با توجه به توضیحات ذکر شده، پرسش اصلی اینجاست که آمریکا چه سودی از فتنهافروزی میبرد و در نهایت به دنبال تحقق چه اهدافی است؟
پاسخ این است که ثروت عظیم ایران در کنار موقعیت جغرافیایی استراتژیک و ظرفیتهای ویژه اقتصادی، دولت آمریکا را مجاب به اعمال سلطه و نقض استقلال ملی ایران کرده است.
از این رو ایران در طول تاریخ معاصر همواره در معرض تحرکات منفی دولتهای سلطهگر و در رأس آن دولت آمریکا قرار داشته است. راهبرد فتنه افروزی و تشدید شکاف داخلی نیز در راستای همین هدف دنبال میشود. اصرار جمهوری اسلامی ایران بر حفظ استقلال ملی ایران، دست آمریکا را از غارت ثروت کشور قطع کرده و آمریکا برای دسترسی مجدد به منابع عظیم و موقعیت جغرافیایی استراتژیک ایران ملزم به تضعیف توان مقاومت جمهوری اسلامی است. آمریکا این خواسته مهم را در شکافهای داخلی ایران جستوجو میکند تا با سوءاستفاده از نارضایتیها و اعتراضات داخلی مردم، پشتوانه اجتماعی نظام را سست کند. اینجاست که جمهوری اسلامی توان ایستادگی مقابل سلطهگری آمریکا را از دست میدهد و آمریکا به آنچه میخواهد، میرسد. اگر مردم ایران نظام اسلامی را رها کنند، دیگر جمهوری اسلامی چگونه میتواند از اعمال سلطه آمریکا جلوگیری کند، وقتی سالها به پشتوانه همین مردم استقلال ایران را حفظ کرده است؟ همانطور که رهبر انقلاب نیز تلاش گسترده آمریکا برای تضعیف پشتوانه مردمی نظام را در جهت سلب قدرت مقاومت جمهوری اسلامی میدانند: آمریکاییها میگویند تکیه نظام جمهوری اسلامی به این مردم است؛ اگر توانستیم این مردم را از نظام جمهوری اسلامی جدا کنیم، قدرت مقاومت از نظام جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد.۲۸/۱۱/۱۳۹۱
و در جایی دیگر بیشترین تلاش دشمن را نیز معطوف به ایجاد شکاف میان بدنه مردم و نظام اسلامی دانسته و میگویند: امروز بیشترین تلاش دشمن متمرکز بر خلق نقطه ضعف یا بزرگنمایی آن است تا مردم را از دلبستگی و پیوندی که با نظام اسلامی دارند، منقطع نماید.۰۲/۰۶/۱۳۷۷
۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۸
کد خبر: ۱۹٬۸۱۶
با وجود اینکه در جریان اغتشاشات اخیر هوشیاری ملت ایران، بار دیگر توطئه دشمن را در نطفه خفه کرد اما همچنان باید نسبت به تحرکات دشمن آگاه بود و هرگونه فرصت اختلاف افکنی و فتنه افروزی را از دشمن سلب کرد. به خصوص وقتی دشمن از دوران فتنه ۸۸ تاکنون، تمام چشم امید خود را به اختلافات داخلی ایران دوخته و به همین خاطر هیچگاه دست از تلاش برای فتنه افروزی و تفرقه افکنی داخلی برنخواهد داشت.
نظر شما