آنچه روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در کف خیابان‌های ایران دیده شد، حلقه‌های پایانی یک چرخه بود. چرخه‌ای که پیش از آن، با یک آتش تهیه خونین آماده‌سازی شده بود؛ آتشی که در آن، نقش سلبریتی‌ها و برخی شبه‌هنرمندان، از فردی که در خیابان دست به اسلحه می‌برد، کمتر نیست.

آتـش‌بـیار مـعرکه

آگاه: پیش از آغاز اغتشاشات و فتنه خشن ایجاد شده، برخی سلبریتی‌ها با استوری‌های تحریک‌آمیزشان همان خبطی را مرتکب شدند که افسران رسانه‌ای موساد در اینترنشنال انجام دادند؛ اینها اجزای یک زنجیره‌اند، نه پدیده‌هایی جدا از هم. نمی‌شود انتهای یک چرخه مورد مجازات قرار گیرد، اما ابتدای همان چرخه آزادانه بچرخد و همزمان در حال تولید موج جدیدی از همان چیزی باشد که دشمن طلب می‌کند.
در فتنه خشن اخیر، طبق اطلاعات رصد شده، انبارها و مراکز توزیع کالا، جزو اهداف اصلی تروریست‌ها قرار گرفته بود و آنها قصد داشتند، طبق یک برنامه دقیق از جانب آمریکا از مسیر ازبین‌بردن کالاهای اساسی و شبکه تامین و توزیع آن، در کشور قحطی مصنوعی ایجاد کنند. آتش‌زدن ۴۱۹ فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ در سطح کشور که آن روزها مشغول تامین کالا برای فروش در قالب کالابرگ به مردم بودند، تنها یک بخش از برنامه شکل‌گیری قحطی بزرگ در دی‌ توسط تروریست‌ها بود. در بسیاری از شهرهای ایران تعداد فروشگاه‌های زنجیره‌ای بسیار محدود است و آتش زدن یک فروشگاه به معنای اخلال در عمده توزیع کالا در آن شهر است. نکته قابل تأمل اینکه در عملیات‌های تروریستی علیه فروشگاه‌های زنجیره‌ای خبری از غارت فروشگاه نبود و تنها به آتش‌کشیدن کالاها هدف تروریست‌ها قرار گرفت. در این میان برخی سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی این اقدامات را مردمی و نشانه اعتراض به تصمیم دولت مبنی بر پرداخت کالابرگ جلوه دادند و عملا نقش پوشش رسانه‌ای این عملیات تروریستی را خواسته یا ناخواسته پیش بردند.

 نقش مخرب سلبریتی‌ها
بدون‌تردید، در فتنه خشن اخیر نیز نقش مخرب برخی سلبریتی‌های خودفروخته یا فریب‌خورده که متاسفانه در رخدادهای قبلی نیز با گفتار و رفتار خود، خسارات زیادی را به کشور وارد کردند، برجسته بود؛ آنان با مواضع مجازی خود بر آتش اغتشاشات دمیدند و برای تروریست‌ها فضای مانور ایجاد کردند. این سلبریتی‌ها، به ویژه بازیگران و افراد مشهور در عرصه فرهنگ و هنر و مشخصا فوتبالیست‌های فعلی و سابق، با بازنشر محتواهایی که رسما آشوب‌طلبانه و محرک اغتشاش محسوب می‌شدند، مردم را به اغتشاش فراخواندند و به نوعی دست خود را در دست پهلوی تروریست گذاشتند.
برخی سلبریتی‌ها در وقایع اخیر، به مزدوران بی‌جیره و مواجب فرقه تروریستی پهلوی تبدیل شدند؛ نکته تعیین‌کننده در تحلیل فرقه تروریستی پهلوی این است که این پدیده بیش و پیش از آنکه یک جنبش اجتماعی با پایگاه مردمی گسترده و ساختارهای نهادی ریشه‌دار باشد، یک ساختار اساسا رسانه‌ای و برساخته فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای است. پایگاه اصلی آن، تلویزیون‌های ظاهرا انترتینمنت (سرگرمی‌ساز) مانند شبکه من و تو و صفحات اینستاگرامی و کانال‌های تلگرامی است. منطق حاکم بر این فضاها، نه تدوین برنامه‌های سیاسی مدون یا سازمان‌دهی تشکیلاتی، بلکه تولید بی‌وقفه هیجان، تشدید قطبی‌سازی اجتماعی و ایجاد درگیری‌های کلامی دائمی برای حفظ مخاطب است. در چنین بستری، جای هر تحلیل عمیق و مباحثه مستدلی را، ویدیوها و کلیپ‌های زیر یک‌دقیقه‌ای، عمدتا با هدف ایجاد احساس زیان و غبن نسبت به گذشته‌ای برساخته و تحریف‌شده و در پی آن کینه و نفرت نسبت به وضع موجود می‌گیرد. این فضا را فعال سیاسی شناسنامه‌دار و بامحتوا نمی‌سازد، بلکه سلبریتی‌ها و چهره‌های تحریک‌گر، میدان‌دار آن هستند. بنابراین، چهره‌های شاخص فرقه پهلوی عمدتا زاییده فرآیندهای تبلیغاتی و تصویرفروشی است، نه برآمده از یک مبارزه سیاسی سازمان‌یافته یا یک شبکه اجتماعی اصیل. در چنین فضایی، سلبریتی‌های خارج‌نشین و برخی سلبریتی‌های داخلی، کنشگر و نقش‌آفرین محسوب می‌شوند.
امروز صحنه کاملا روشن است؛ صحنه امروز، صف‌بندی حامیان ایران با حامیان ترامپ و نتانیاهو است؛ صف‌بندی مردم با مزدور است. صف‌بندی معترض و آشوبگر دیگر تمام شده است؛ بنابراین سلبریتی‌های حمایت‌کننده از اغتشاش و تروریست را نمی‌توان جدا از سیاهی‌لشکر برای ارتش اسرائیل و آمریکا دانست. بدون تردید، در جنگی نابرابر ایستاده‌ایم و هر کسی دلگرمی برای دشمن بیاورد، از اتهام خیانت به وطن و ملت مبرا نیست.
در فتنه خشن اخیر که به دنباله آن، اقدامات تروریستی مزدوران موساد در خیابان‌های شهرهای ایران اجرا شد و مردم و مدافعان امنیت آنان بعضا زنده زنده سوزانده شده و برخی نیز سلاخی شدند، سلبریتی‌های خارج‌نشین همپای افسران موساد در اینترنشنال، نقش‌آفرین بودند و آتش تهیه اقدامات تروریستی را آماده کردند؛ اما به استثنای این سلبریتی‌های خارج‌نشین که تکلیف‌شان معلوم است و وطن‌شان را به پشیزی فروخته‌اند، برخی سلبریتی‌های داخلی نیز رفوزه و مردود شدند.
افرادی نظیر رضا کیانیان، هدیه تهرانی، کتایون ریاحی، هومن سیدی، نوید محمدزاده، فرشته حسینی، تینا پاکروان، ایرج طهماسب، عادل فردوسی‌پور، آناهیتا همتی، نیکی کریمی، کیهان کلهر، سهراب پورناظری، جواد هاشمی، رخشان بنی‌اعتماد، رؤیا تیموری، باران کوثری، صفی یزدانیان، سامان سالور، لیلی رشیدی، محسن تنابنده، امضاکنندگان بیانیه خانه سینما، علی دایی، مهدی طارمی، سردار آزمون، علیرضا جهانبخش، علی ضیا، محسن یگانه، بهنام بانی، محمد نصرتی، مسعود شجاعی، مهدی مهدوی‌کیا، فرهاد مجیدی، رضا شکاری، امید روانخواه، حامد لک، زهرا خواجوی و ... در زمره سلبریتی‌هایی بودند که پیش از ۱۸ و ۱۹ دی و پس از آن، آب به آسیاب تروریست‌ها و اربابان تروریست‌ها ریختند؛ این افراد که اگر خوشبینانه بنگریم، در بهترین حالت، نادان و جاهل هستند و نمی‌دانند در اتاق فرمان ایران‌ستیزان چه می‌گذرد، طی مدت اخیر، در نقش پیاده نظام جبهه ایران‌ستیز عمل کردند و با اقدامات مجازی‌شان، آتش تهیه اغتشاشات شدند.
برخی این افراد، نانجیبانه، مدافعان امنیت مردم را سرکوب‌گر نامیدند؛ عده‌ای دیگر جای جلاد و شهید را عوض کردند؛ برخی رویش جوانه گفتند و غیرمستقیم از آرزوی سقوط نظام سخن گفتند؛ آن یکی نوشت «اینکه چه نمی‌خواهیم که مشخص است»! آن دیگری، جمله «سپهر بابا کجایی» را دستمایه ذکر مصیبت خود کرد تا مردم را تهییج کند؛ چندین نفر از این سلبریتی‌های جاهل نیز تصویر فرد شیطان‌پرستی را که در مقابل ماموران نشست، بازنشر دادند؛ آن یکی که میلیاردها دلار ثروت دارد و از رانت‌های کلانی نیز بهره برده، برای معیشت مردم اشک تمساح ریخت و قس‌علیهذا.
این افراد سلبریتی به هر ترتیب، مجرم هستند و باید پاسخگوی خسارات وارده به کشور و اموال عمومی و خصوصی و همچنین خون‌های به ناحق ریخته شده باشند؛ مطالبه مردمی، نقره داغ کردن این موجودات نانجیب است؛ البته مسئولان امر باید مداقه کنند، چرا که ممکن است برخی آنان نیز به خارج وابسته باشند و از بیگانه خط گرفته باشند؛ در آن صورت قطعا جرم آنان سنگین‌تر است!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.