آگاه: مسئله امروز، شناخت «معماری فتنه» است نه صرفا نقد مصادیق آن.
فتنه در جهان امروز دیگر فریاد خیابانی نیست، نجوا در معماری ادراک است. آنجا که روایت، الگوریتم و شبکه کنشگران دست به دست هم میدهند تا انسان، ندانسته علیه حقیقت موضع بگیرد.
لایه انسانی: شبکه کنشگران و مهندسی نقشها
در سطح اول، با شبکهای از کنشگران مواجهایم: فعالان رسانهای، سلبریتیها، اینفلوئنسرها، به ظاهر پژوهشگران مستقل، اکانتهای ناشناس و حتی برخی نهادهای مردمنهاد. جامعهشناسی شبکهها نشان میدهد که اثرگذاری دیگر مبتنی بر «مرکز واحد» نیست، بلکه بر «گرههای پرنفوذ» استوار است. هر گره نقش خاصی دارد: یکی هیجان تولید میکند، دیگری روایت میسازد، سومی مشروعیت علمی میدهد و چهارمی خشم انباشته را به خیابان ذهنها میکشاند. این همان چیزی است که رهبر انقلاب از آن به «آرایش جنگی دشمن در عرصه ذهن و ادراک» تعبیر کردهاند؛ جنگی که در آن، سرباز الزاما لباس نظامی ندارد، بلکه ممکن است تصویر پروفایل داشته باشد.
لایه رسانهای: کارخانه روایت و مهندسی احساس
رسانه در این سیستمعامل، صرفا ناقل خبر نیست، «کارخانه معنا»ست. مطالعات رسانه نشان میدهد که قدرت امروز بیش از آنکه در سانسور باشد، در «قالب بندی» (Framing) است: اینکه چه چیزی مسئله شود، چگونه دیده شود و کدام احساس به آن پیوست شود. فتنههای نوین، کمتر بر دروغ عریان تکیه دارند و بیشتر بر «نیمه حقیقتهای عاطفی». روایتهایی که بخشی از واقعیت را میگیرند، آن را از زمینه جدا میکنند و در قاب مظلوم، ظالم یا پیشرفت و تحجر مینشانند. رهبر انقلاب بارها هشدار دادهاند که «تحریف، خطرناکتر از حذف است»، زیرا تحریف، ذهن را به ابزار علیه حقیقت تبدیل میکند.
لایه فناورانه: پلتفرمها و الگوریتمها به مثابه بازیگران سیاسی
در دهه اخیر، علوم سیاسی ناگزیر شدهاند پلتفرمها را به عنوان «بازیگران جدید قدرت» به رسمیت بشناسند. الگوریتمها بیطرف نیستند؛ آنها بر اساس منطق اقتصاد توجه طراحی شدهاند. هر چه خشم، ترس، دو قطبی و شوک بیشتر، ماندگاری کاربر بالاتر. اینجاست که فناوری، ناآگاهانه به همپیمان فتنه بدل میشود. الگوریتمها، اتاق پژواک میسازند، کاربر را در محاصره محتوای همسو قرار میدهند و توهم «اکثریت بودن» تولید میکنند. از منظر مطالعات ارتباطات، این وضعیت «رادیکالیزه سازی نرم» است: بدون دستور مستقیم، اما با مهندسی جریان دیده شدن.
لایه راهبردی: اتاقهای فکر و طراحی سناریو
پشت این شبکه و فناوری، اتاقهای فکر قرار دارند؛ جایی که سیاست، روانشناسی اجتماعی، داده کاوی و حتی الهیات سکولار به هم میرسند. این اتاقها فتنه را نه به مثابه شورش، بلکه بهعنوان «فرسایش مشروعیت» طراحی میکنند. هدف، الزاما براندازی سریع نیست، بلکه تضعیف اعتماد، تخریب سرمایه اجتماعی و شکستن پیوند مردم با حقیقت و امید است. به تعبیر رهبر انقلاب، «هدف دشمن، ناامیدسازی و بیاعتقاد کردن جامعه به امکان حق است.» این گزاره، کلید فهم ماهیت راهبردی فتنه است.
بعد الهیاتی: فتنه به مثابه آزمون ادراک
در الهیات اسلامی، فتنه فقط آشوب بیرونی نیست؛ آزمون تشخیص است. قرآن، فتنه را صحنه اختلاط حق و باطل میداند، نه جدایی کامل آنها. از این منظر، سیستمعامل فتنه دقیقا بر منطقه خاکستری کار میکند؛ جایی که مرزها کمرنگ است و انتخاب دشوار. بنابراین، مقابله با فتنه صرفا امنیتی یا رسانهای نیست، «تربیت ادراکی» میطلبد. رهبر انقلاب وقتی بر «جهاد تبیین» تاکید میکنند، درواقع از ضرورتی الهیاتی سخن میگویند: بازسازی نسبت جامعه با حقیقت در عصر پیچیدگی.
آیندهپژوهی فتنه: از رخداد به زیست جهان
اگر روندهای کنونی ادامه یابد، فتنهها آیندهمحورتر، دادهمحورتر و شخصیسازی شدهتر خواهند شد. هوش مصنوعی، تولید روایتهای متناسب با روان هر فرد را ممکن میکند. در چنین شرایطی، سیستمعامل فتنه از «حادثه» به «زیست جهان» تبدیل میشود؛ محیطی که انسان در آن نفس میکشد بی آنکه همیشه متوجه مهندسی آن باشد. اینجاست که مسئولیت جمعی معنا پیدا میکند: خانواده، مدرسه، حوزه، دانشگاه، رسانه و نهادهای فرهنگی باید سواد ادراکی را به اندازه سواد خواندن و نوشتن ضروری بدانند.
راهبرد مقابله: از واکنش به معماری
مقابله موثر، نه در واکنشهای مقطعی، بلکه در «معماری بدیل» است.
در سطح کنشگران: شبکهسازی نیروهای آگاه به جای قهرمانسازی فردی.
در سطح رسانه: تولید روایتهای ریشهدار، نه صرفا پاسخهای فوری.
در سطح فناوری: مطالبه و توسعه پلتفرمهای همسو با منافع فرهنگی.
در سطح الهیاتی و تربیتی: تقویت قدرت تشخیص، صبر راهبردی و امید فعال.
رهبر انقلاب بارها تاکید کردهاند که آینده از آن ملتی است که «بفهمد، روایت کند و امید بسازد».
سیستمعامل فتنه بر مهندسی سردرگمی بنا شده؛ سیستمعامل پیشرفت باید بر مهندسی معنا استوار شود.
بهره سخن
شناخت سیستمعامل فتنه، ما را از درگیری با «نشانهها» به مواجهه با «ساختارها» میبرد. این شناخت، هم برای نخبگان راهبرد میسازد و هم برای مخاطب عمومی سپر ادراکی. آینده، میدان جنگ روایتها و الگوریتمهاست؛ اما در عمق، میدان مسئولیت انسان در قبال حقیقت. اگر فتنه، سیستم عامل پیچیدگی است، پاسخ ما باید «سیستمعامل بصیرت» باشد؛ بصیرتی که شبکه میسازد، رسانه میآفریند، فناوری را مهار میکند و الهیات را به متن زندگی باز میگرداند.
نظر شما