یکی از مواردی که جشنواره فیلم فجر را می‌تواند به استانداردهای بین‌المللی نزدیک کند، توجه ویژه به فیلم‌های کوتاه و مستند است. برخلاف چند دوره گذشته جشنواره فیلم فجر که فیلم‌های کوتاه در سینمای رسانه و سینماهای مردمی اکرانی نداشتند، در چهل و چهارمین دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر، هم اکران در سینمای رسانه برای این فیلم‌ها و هم خانه هنرمندان ایران به عنوان سینمای اختصاصی برای نمایش این فیلم‌ها در نظر گرفته شده است.

نمایش ۱۳ فیلم کوتاه و مستند برگزیده

آگاه: بسیاری از جشنواره‌های بین‌المللی معتبر سینمایی، بخش‌های ویژه‌ای برای فیلم‌های کوتاه دارند که به ترویج تجربه‌های سینمایی جدید کمک می‌کند. به دلیل تفکیک بخش ملی و جهانی جشنواره فیلم فجر، می‌توان خوشبین بود که شاهد حضور پررنگ‌تر سینمای کوتاه و مستند که اساس و پایه سینما به حساب می‌آیند، در جشنواره جهانی فیلم فجر باشیم.
در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، ۱۳ فیلم کوتاه و ۱۳ مستند توسط هیات و شورای انتخاب این رویداد، انتخاب شده است. روز یک‌شنبه ۱۲ بهمن ساعت ۱۵ مستند «برای دخترم» ساخته مهدی عوض‌زاده و چهار فیلم کوتاه اسپایدرمرد، پسر،‌ شیزو و میا ساعت ۱۷ پخش شد. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به این آثار:

فیلم کوتاه «اسپایدرمرد» به کارگردانی حسین ذوالفقاری
فیلم کوتاه «اسپایدرمرد» به کارگردانی حسین ذوالفقاری اثری است که در چهل‌ودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد و با انتخاب ایده‌ای طنزآمیز سعی دارد از زاویه‌ای نامتعارف به فشارهای اجتماعی درباره ازدواج و بحران‌های روحی ناشی از آن بپردازد. در مرکز روایت، مردی به نام شاهین قرار دارد که درگیر شکست‌های متعدد در یافتن همسر است و در یک حرکت نمادین، تصمیم می‌گیرد با تقلید از ابرقهرمانان به‌ویژه مرد عنکبوتی، خود را از این ناکامی نجات دهد. این ایده در ظاهر ظرفیت بالایی برای خلق طنزی تلخ و اجتماعی دارد؛ طنزی که همزمان خنده و تأمل را برمی‌انگیزد.
فیلمنامه بیش از آنکه بر تضاد میان زندگی عادی و قهرمانانه تمرکز کند، به سراغ شوخی‌های کلیشه‌ای رفته و دیالوگ‌ها فاقد نیش و ظرافت لازم هستند. شخصیت شاهین نیز در حد تیپ باقی مانده و تحول ناگهانی او از فردی افسرده به قهرمانی بانشاط باورپذیر نیست. با وجود این ضعف‌های روایی، تلاش فیلم برای پرداخت بصری متفاوت، از جمله استفاده از نور قرمز در صحنه‌های خاص برای القای حس ماجراجویی و اغراق بصری، قابل توجه است. این انتخاب‌ها نشان از جسارت کارگردان در فضاسازی و علاقه‌اش به خلق جهانی خلاق دارد، هرچند در مجموع «اسپایدرمرد» بیشتر به تجربه‌ای آزمایشی شباهت دارد تا یک کمدی کامل. این فیلم می‌توانست با طنز هوشمندانه‌تری به نقد فرهنگی نگاه جامعه به ازدواج و فشارهای روانی آن بپردازد اما نهایتا به اثری بدل شده که ایده‌ای بکر را در ساختاری خام و ناپرورده عرضه می‌کند. با این حال، حضور آن در جشنواره فیلم کوتاه تهران نشان از توجه به ژانر و جریان طنز تلخ در سینمای کوتاه ایران دارد؛ جریانی که ذوالفقاری با نگاه شخصی خود تلاش کرده به آن رنگ تازه‌ای ببخشد.

فیلم کوتاه «پسر» به نویسندگی و کارگردانی سامان حسین‌پور
فیلم کوتاه «پسر» به نویسندگی و کارگردانی سامان حسین‌پور از دیگر آثار چهل‌ودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران بود که در محافل سینمایی مورد توجه قرار گرفت. این فیلم در ژانر درام اجتماعی با رویکردی روانشناختی دسته‌بندی می‌شود و بر یک رابطه پیچیده و پنهان میان دو شخصیت اصلی تمرکز دارد. داستان فیلم حول محور رابطه غیرمعمول و پر از کشمکش میان یک مادر و پسر می‌چرخد که هر دو درگیر نوعی انزوا و درگیری درونی هستند.
سامان حسین‌پور در این اثر، با تمرکز بر جزئیات و فضاسازی دقیق، به مفاهیمی چون وابستگی افراطی، عقده‌های سرکوب‌شده و تاثیر سنگین مادران بر هویت فرزندان می‌پردازد. هسته مرکزی فیلم به شکلی تراژیک عشق افراطی یا کنترل‌گرایانه مادر را به نمایش می‌گذارد که می‌تواند منجر به سلب هویت و ماندگاری کودک‌وارگی پسر شود، حتی در بزرگسالی. فیلم با دیالوگ‌های کم و استفاده حداکثری از زبان بدن، نگاه‌ها و سکوت‌ها پیش می‌رود. این سبک، بار معنایی صحنه‌ها را سنگین‌تر کرده و مخاطب را مجبور به تفسیر فضای روانی حاکم می‌کند. سامان حسین‌پور در این فیلم از میزانسن‌های بسته و طراحی صدای حساب‌شده استفاده می‌کند تا حس خفقان و محصور بودن شخصیت‌ها در فضای خانه یا اتاق‌شان را به خوبی منتقل کند.
«پسر» یک اثر خلوت‌محور و درون‌نگر است که با بیانی سینمایی هوشمندانه، به شکاف‌های عمیق روانی ناشی از روابط ناکارآمد خانوادگی در جامعه ایران می‌پردازد و نگاهی جدی به سینمای اجتماعی امروز دارد.

فیلم کوتاه «شیزو» به نویسندگی و کارگردانی محمد اسدی
فیلم کوتاه «شیزو» به نویسندگی و کارگردانی محمد اسدی، اولین بار در چهل و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران اکران شد. ژانر این فیلم سایکودرام است و به زندگی و چالش‌های یک دکتر روان‌شناس می‌پردازد که به‌تازگی در یک بیمارستان روانی مشغول به کار شده است و تلاش دارد بیماران را با روش‌های جدید درمان کند اما در مسیر این کار با مشکلات و پیچیدگی‌های حرفه‌ای و انسانی روبه‌رو می‌شود و باید با تم‌های روانی و اخلاقی دست‌وپنجه نرم کند. فیلم با اشاره به اختلالات روانی و تجربیات حرفه‌ای روان‌شناسی سعی دارد مخاطب را درگیر مسائل ذهنی و احساسی کند.
محمد اسدی فارغ‌التحصیل رشته فیلمسازی انجمن سینمای جوان ایران است و «شیزو» سومین تجربه کارگردانی وی محسوب می‌شود و پیش از این با سمت‌های دستیار کارگردان، منشی صحنه، مدیر تولید و مشاور در فیلم‌های کوتاه و سینمایی فعالیت هنری کرده است.

فیلم کوتاه «میا» به کارگردانی سیدعلی قاسمی
فیلم کوتاه «میا» به کارگردانی سیدعلی قاسمی و تهیه‌کنندگی نیما اقلیما، برای اولین بار در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر اکران خواهد شد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «موسی، پسرخاله خود وحید را به‌بهانه قاچاق چوب به بیراهه‌ای در جنگل می‌برد، جایی که تصادف اتومبیل آنها با گوزنی ماده زخم‌های گذشته را باز می‌کند.»
این فیلم در بیست و چهارمین جشن حافظ جایزه بهترین فیلم کوتاه را هم به دست آورده است. «میا» به کارگردانی سیدعلی قاسمی پس از فیلم «اتاق خالی» دومین ساخته کوتاه او به شمار می‌آید. در این فیلم، داستانی در دل طبیعت و جنگل‌های شمال ایران روایت می‌شود. قصه حول دو مرد به نام‌های موسی و وحید می‌چرخد که به بهانه قاچاق چوب به بیراهه‌ای در جنگل می‌روند و در مسیر با حادثه‌ای روبه‌رو می‌شوند. برخورد خودرو با یک گوزن ماده زخم‌های عاطفی و رازهای پنهان میان آنها را آشکار می‌کند. فیلم با فضایی نمادین و سیاه‌وسفید تلاش دارد تنش‌های درونی، سوءظن‌ها، آگاهی‌ها و چرخه خشونت میان شخصیت‌ها را بازتاب دهد و از طریق نمادهایی چون گوزن ماده و گوزن نر، به موضوعات قدرت، گذشته و مواجهه با حقیقت بپردازد.

مستند «برای دخترم» ساخته مهدی عوض‌زاده
مستند «برای دخترم» ساخته مهدی عوض‌زاده به موضوع ترک تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم می‌پردازد. این مستند که در نوزدهمین جشنواره سینمای مستند ایران به نمایش درآمد، نشان فیروزه بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کرد.
مستند «برای دخترم» از آن دست آثاری است که بی هیاهو آغاز می‌شود، اما آرام آرام مخاطب را به دل مسئله‌ای می‌برد که ریشه دار، گسترده و عمیق است. دوربین این فیلم، صرفا کنار سوژه می‌ایستد و اجازه می‌دهد زندگی خودش روایتگر باشد. همین انتخاب ساده، اما جسورانه، نخستین امتیاز جدی فیلم است: اعتماد به واقعیت، بی دستکاری و بی اغراق.
«برای دخترم»، بیش از آنکه بخواهد درباره موضوع «ترک تحصیل اجباری» حرف بزند، درباره «زندگی» است؛ زندگی دختری که مسیرش، به جای آنکه در کلاس درس ادامه پیدا کند، ناخواسته وارد جاده‌ای دیگر می‌شود. مستندساز از همان ابتدا تصمیم گرفته است به جای پرداختن به کلیات، روی یک تجربه منفرد تمرکز کند؛ تصمیمی که به فیلم امکان می‌دهد به جای پراکندگی، عمق پیدا کند. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های «برای دخترم»، تمرکز سینمایی‌اش بر یک سوژه است.
همراهی چندساله با یک شخصیت، آن هم در قالب مستندی اجتماعی، کاری پرریسک و فرساینده است؛ اما نتیجه این پایداری، لحظه‌هایی است تکان دهنده و نفسگیر؛ لحظاتی که نه با طراحی قبلی، بلکه در امتداد زمان و با صبوری شکل گرفته‌اند. فیلمساز به وضوح آگاه است که مستندش قرار نیست با انبوهی از لحظات دراماتیک پیش برود؛ بنابراین، انرژی خود را صرف رسیدن به چند نقطه کلیدی کرده است؛ همان دو،  سه موقعیتی که در آن، فاصله میان دوربین و سوژه به حداقل می‌رسد و مخاطب حس می‌کند شاهد چیزی فراتر از تصویر است.
مهدی عوض‌زاده، کارگردان این مستند درباره ساخت این اثر که پیشتر نام آن «من شکریه هستم» بوده گفت: روند ساخت این مستند از بهار ۱۳۹۷ شروع شد و تا مهر ۱۴۰۴ ادامه داشت. تولید این اثر با سرمایه شخصی و با دشواری بسیار پیش رفته زیرا پروژه‌های مستند بلندمدت معمولا به راحتی حمایت و مشارکت نهادهای متولی را جلب نمی‌کنند. او افزود:‌ این فیلم ترک تحصیل دانش‌آموزان را در مناطق محروم بررسی می‌کند که البته بازماندن بچه‌ها از تحصیل یک معضل جهانی است و در ایران هم هر سال به دلایل مختلفی بچه‌های زیادی ترک تحصیل می‌کنند ولی آمار دقیقی از آنها منتشر نمی‌شود. سوژه اصلی دختری به نام «شکریه» است که در یک روستای مرزی کردنشین در اشنویه آذربایجان غربی زندگی می‌کند. دوربین ما از ۱۱-۱۲ سالگی شکریه (از کلاس ششم) هنگامی که پدرش قصد دارد مانع ادامه تحصیلش شود، همراه او می‌شود و این همراهی تا حدودد ۲۰ سالگی، ازدواج و مادر شدن او ادامه دارد. در این مسیر، تماشاگر فیلم آرزوها، دشواری‌ها و تلاش‌های معلم و مدیر مدرسه را برای بازگرداندن شکریه به تحصیل می‌بیند.
این مستندساز درباره سختی‌های تولید نیز گفت: سوژه در روستایی مرزی و با فاصله حدود ۹۰۰ کیلومتری از تهران زندگی می‌کرد. تفاوت زبانی و فرهنگی و سفرهای مکرر در فصل‌های مختلف، به‌ویژه زمستان‌های سخت، کار را پیچیده می‌کرد اما این همراهی هشت‌ساله، تجربه ارزشمندی برای من به عنوان فیلمساز بود چون فکر می‌کنم اگر فیلمسازی مستند را مدلی از زندگی ببینیم این هشت سال تجربه‌های زیادی برای من داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.