مدیر دفتر طنز حوزه هنری، نویسنده و طنزپرداز، در یک گفت‌وگوی تحلیلی، موقعیت دشوار و پرحساسیت طنز و طنزپردازی در فضای رسانه‌ای و اجتماعی امروز ایران را تشریح کرد. عباس حسین‌نژاد با بیان اینکه «طنز واقعی، کالایی گران‌قیمت و دست‌نیافتنی است»، هشدار داد که خط باریک بین «شوخی» و «توهین»، به‌دلیل قدرت رسانه‌ها و تربیت‌نشدگی ذهن جامعه، امروز نازک‌تر از همیشه شده است و طنز ناشیانه می‌تواند به‌سادگی به تراژدی و بحران تبدیل شود.

آگاه: حسین‌نژاد بحث خود را با تاکید بر دشواری ذاتی خلق طنز آغاز کرد: «ظاهرش ساده است. اینکه چیزی بگویی و مردم بخندند. ممکن است فکر کنی تولید طنز آسان است اما به دست آوردن طنز واقعی، کار بسیار دشواری است.»
او با اشاره به فلسفه آموزشی در حوزه هنری گفت: «ما معتقدیم اول باید نویسنده بود. نویسندگی مرحله مقدماتی است. بعد نوبت به طنزنویسی می‌رسد که مرحله بالاتر و سخت‌تری است. تولیدش پیچیده‌تر است، ظرافت‌هایش بیشتر است.»
به گفته وی، اصلی‌ترین خطر برای طنز، «سوءتفاهم» عمومی است: «در مواجهه با طنز، مردم دچار سوءتفاهم می‌شوند. شاید اگر به‌صورت جدی و مستقیم به فردی حمله کنیم، کمتر به او بر بخورد. اما طنز با لطافت و مهربانی عیب را نشان می‌دهد و اگر ذهن جامعه تربیت نشده باشد که این نگاه را درک کند، تنها می‌گوید داری مسخره‌ام می‌کنی؟» مدیر دفتر طنز حوزه هنری افزود: ما در آثارمان همیشه با این عبارت مواجهیم که «فلانی را زدند!». یعنی تولید یک اثر انتقادی طنز، در نگاه عموم به «زدن» تعبیر می‌شود، نه «شوخی کردن.»
حسین‌نژاد با اشاره به قدرت نفوذ عمیق رسانه‌های امروز، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، توضیح داد: «رسانه تا ناخودآگاه انسان‌ها نفوذ کرده است. هر طنزی که تولید می‌کنی به اعماق ذهن مخاطب می‌رسد. اگر ذهن تربیت‌شده باشد، می‌خندد و اصلاح می‌کند اما اگر تربیت‌شده نباشد یا تحت هژمونی رسانه‌ای باشد که از پیش دشمنی می‌ورزد، هر حرفی به توهین تبدیل می‌شود. در این فضا، طنزپرداز در معرض اتهام ظلم قرار می‌گیرد.»
او به تغییر محسوس فضای جامعه اشاره کرد: «اخیرا دیده‌ام می‌نویسند رفتار ایرانیان نسبت به تراژدی عجیب تغییر کرده. قبلا با هر چیزی شوخی می‌کردیم اما اکنون قضیه بغرنج شده است. ما یک جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشته‌ایم. جمله رهبری که کودتا خنثی شد، جمله بسیار پرمعنایی بود.»
این نویسنده و طنزپرداز با اشاره به حادثه اخیر (اشاره به آنچه در جریان اغتشاشات دی ۱۴۰۴ رخ داد و واکنش‌های پس از آن) گفت: «وقتی طرف مقابل دارد اعتراف می‌کند، ما همچنان می‌گوییم کار خودشان بوده. این طنز تلخ هنوز باقی است. وقتی اسلحه وارد میدان شود و تیراندازی اتفاق بیفتد، آنگونه که رئیس شورای امنیت ملی گفت: غافلگیر شدیم، تولید طنز بسیار دشوار می‌شود. شوخی کردن وقتی ماجرا به خون کشیده شده، کار سختی است.»
حسین‌نژاد سپس به مورد جنجالی برنامه طنز تلویزیونی که به عزل مدیر شبکه افق انجامید، پرداخت و تحلیل خود را ارائه داد: «بازیگری بینوا مثل ارژنگ امیرفضلی در فضای مجازی حرف‌های ابلهانه می‌زند؛ مثلا می‌گوید جنازه‌ها را در یخچال فلان شرکت نگهداری می‌کنند تا بعدها به عنوان کشتگان حمله آمریکا استفاده کنند یا یکی ابله‌تر از او می‌گوید (ببخشید این را می‌گویم!) جنازه‌ها را به... تبدیل می‌کنند! حالا طنزپرداز تلویزیون می‌خواهد جواب این حرف را بدهد. اما مشکل اینجاست که بیننده‌ای که آن حرف اولیه را شنیده یا نشنیده، می‌بیند تلویزیون ایران دارد درباره جنازه و... شوخی می‌کند! فارغ از اینکه این شوخی بسیار بد است، در کنار آن، این تقطیع نادرست پیام هم عمق فاجعه را چند برابر می‌کند.»
او تاکید کرد: «بسیاری در فضای مجازی دروغ می‌پراکنند، مثلا عکس فرزند فلان مسئول اسرائیلی را به‌عنوان کشته شده نشان می‌دهند و بسیاری هم باور می‌کنند! در چنین فضای مسمومی، تلویزیون باید بسیار محتاط‌تر عمل کند. اگر همان موضوع را جدی نقد می‌کرد و می‌گفت این ادعا ابلهانه است، شاید این بازخورد منفی ایجاد نمی‌شد. اما وقتی در قالب طنز تقطیع می‌شود، حس توهین را به عزاداران و مردم برمی‌انگیزد.»
حسین‌نژاد به شکاف عمیق بین رسانه رسمی و مردم اشاره کرد: «ما در ارسال پیام دچار اختلال شده‌ایم و در مقابل آن بالای ۲۰۰ کانال ضد ایرانی و ضد انقلاب مشغول سم‌پاشی ۲۴ ساعته ذهن مخاطب فارسی‌زبان است، اینها سبب شده‌اند که ذهن بسیاری از مردم به ویژه در این روزها به خشم در برابر هر تولیدی ازسوی جمهوری اسلامی دامن بزند.»
او در پایان، طنزپردازی در رسانه ملی را نیازمند تخصصی بالا دانست: «به نظر من کسی که در تلویزیون کار طنز می‌کند، باید مانند یک پزشک جراح، دکترای طنز داشته باشد! نمی‌شود صرفا دوست داشته باشی شوخی کنی و بروی پشت میز. طنز کار ساده‌ای نیست، کار بسیار ظریفی است. امروز ذهن جامعه به سمتی رفته که فکر می‌کنند هر طنزی مسخره‌کردن است. در این فضا، طنزپرداز باید جوانب را بسیار بسیار رعایت کند، اسلحه کنایه را کنار بگذارد و بااحتیاط کامل حرکت کند. هر طنزی در این فضای تراژدی باز هم ممکن است به جایی بربخورد.» او ادامه داد: «سختی کار طنزپرداز آن‌قدر است که به قول زنده‌یاد زرویی:
 شب نویسی ز آدمی مرده
صبح بینی به زنده برخورده
گر نویسی ز کفش و دمپایی
باز برمی‌خورد به یک جایی!»
به گفته عباس حسین‌نژاد، طنز در عصر حاضر، بیش از آنکه یک هنر برای خنداندن باشد، یک «مین‌گذاری معنایی» است. موفقیت در آن، علاوه بر تسلط ادبی، نیازمند درک عمیق از روانشناسی جامعه، اقتضائات رسانه‌ای و جغرافیای سیاسی روز است. حذف مدیریت یک شبکه تلویزیونی به‌دلیل یک برنامه طنز، تنها نمادی کوچک از این حساسیت افراطی و خطر همیشگی تبدیل «شوخی» به «تراژدی» است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.