آگاه: از یک سو، خواستار تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل برای بررسی این فاجعه در اسرع وقت شده بودند و از سوی دیگر ادعا میکردند، تلاشهای اصلاحطلبانه برای بهرسمیت شناخته شدن اصلاحات بهعنوان بخشی از راهحل با بنبست مواجه شده است؛ حتی خط و نشان میکشیدند و میگفتند: درصورت تداوم روشهای گذشته ناگزیر تعلیق فعالیتهای جبهه اصلاحات ایران در دستور کار قرار خواهد گرفت.
کار تندروها به بیانیه محدود نشد. صحبتهای جنجالی علی شکوریراد، عضو شورای مرکزی اتحاد ملت و عضو جبهه اصلاحات در رسانهها بهخصوص رسانههای ضدانقلاب ضریب داده شد. او در سخنانش ادعاهایی که مستقیما نهادهای حاکمیتی، امنیتی و ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار میداد، مطرح کرد. شبکه صهیونیستی اینترنشنال برای این اظهارات بخش ویژهای اختصاص داد و یکی از مهمانانش در آن برنامه اینگونه عنوان کرد: «مگر میشود شخصی که نماینده سابق مجلس بوده و با بدنه حکومت در ارتباط است حرفهایش بیسند باشد؟» اظهاراتی که دشمن با لسان خصومت، مسئولیت اشخاصی چون شکوریراد را گوشزد میکند. مگر میشود فردی که سابقه فعالیت سیاسی دارد و عضو یک حزب دارای مجوز است، اظهاراتی بیان کند که حتی یک شاهد و یک برگ سند هم برایش ندارد؟
وقتی اظهارات نماینده مجلس ششم، خوراک خوبی برای معاندان و لندننشینان فراهم کرد به یاد آنچه در مجلس اصلاحات (ششم) میگذشت، افتادیم. در همان مجلس، احمد شیرزاد در نطقی فعالیتهای هستهای را زیر سوال برد و مهدی کروبی که از سال ۸۸ به بعد از قطار انقلاب پیاده شد و در آن مقطع رئیس قوه مقننه بود، خطاب به نماینده پیشین مردم اصفهان گفته بود: «حرفی که شما زدید، رسانههای ضد انقلاب نمیزدند.» به دلیل آنکه رسانههای ضد ایرانی میدانستند در داخل افرادی یافت میشوند که حرف آنها را تکرار میکنند. این موضوع مخصوص گذشته نبود و نیست، دشمن به هرشکل ممکن در صدد است، القا کند اتفاقات اخیر از سوی عواملی از داخل شکل گرفت و تروریستها هیچ نقشی برعهده نداشتند یا با ارفاق، نقشی کمرنگ داشتند؛ طبیعتا چه کسی بهتر از یک نیروی سیاسی میتواند دیکتهای بنویسد که نه تنها از سوی اپوزیسیون و ضد انقلاب هیچ غلطی ندارد، بلکه نمره بالایی کسب خواهد کرد؟ به همین جهت B.B.C فارسی، اینترنشنال، صدای آمریکا، من و تو و سایر رسانههای برانداز حسابی چراغ سبزی به ادعاهای اخیر شکوریراد نشان دادند.
مگر نه آنکه این جنس مواضع برخلاف منافع ملی تلقی میشود و باید با افرادی که در زمین دشمن و بدخواهان ایفای نقش میکنند، برخورد شود؟ بنابراین ۱۹بهمن رسانههای رسمی از بازداشت چند عضو حلقه برانداز همسو با دشمن خبر دادند. براساس خبر منتشر شده: «حلقهای از عناصر رادیکال که اقدام به تحریک فضای اجتماعی سیاسی کشور از طریق اتهامزنی و انتشار مواضع خلاف واقع علیه نظام و تخریب ثبات و انسجام ملی میکردند در یک عملیات مشترک توسط سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شدند.»
مرکز رسانه قوه قضاییه نیز در اطلاعیهای جزئیاتی از بازداشتهای صورت گرفته ارائه و اعلام کرد: با رصد دقیق صورت گرفته در فضای مجازی و تحلیل رفتار عینی برخی عناصر سیاسی مهم برخی جریانهای سیاسی، دادستان تهران رسیدگی به پرونده این افراد را در دستور کار ویژه قرار داد. افراد مورد نظر در جهت به هم ریختن اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور در بحبوحه تهدیدات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی فعالیتهای تشکیلاتی گستردهای را ترتیب داده و راهبری میکردند. افراد یاد شده در زمان وقوع وقایع تروریستی دی تمام تلاش خود را در جهت توجیه اقدامات پیاده نظامهای تروریست کف خیابان به کار بسته بودند.
دستگاه قضا با اعلام اینکه با دستور قضایی جریان موصوف تحت رصد و شناسایی دقیقتر قرار گرفته و افراد حاضر در این حلقه ضمن شناسایی و مطالعه دقیق رفتاری تحت رصد اطلاعاتی قرار گرفتند، آورده است: پس از تکمیل گردش کار نوع عمل و فعالیت این جریان وابسته به یک حزب سیاسی علیه چهار نفر از عناصر این گروه اعلام جرم شده و عناصر فعال در جهت فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا ساعتی پیش بازداشت شدند. همچنین تعدادی از عناصر این تشکیلات و حلقه هم برای ادای توضیحات به دادسرا احضار شدهاند. این حلقه از عناصر تندرویی شکل گرفته بود که اقدام به تحریک فضای داخلی کشور کرده و با اتهامزنی و انتشار مواضع خلاف واقع علیه کشور در جهت تخریب انسجام ملی فعالیت میکردند.
روز گذشته هم خبر بازداشت چند چهره اصلاحطلب دیگر همچون جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات و حسین کروبی در فضای مجازی و رسانهها فراگیر شد؛ به هرحال اگر تفکیکی بین نقد سیاسی با اتهامزنی شکل نگیرد، خودآگاه و ناخودآگاه افعالی صرف میشود که از زبان دشمن و عوامل آنها در رسانههایشان گفته میشود. مهدیه شادمانی، فعال سیاسی و رسانهای در این باره میگوید: پروژه راهبردی آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه بر «براندازی مستقیم» استوار باشد، بر «جابهجایی قدرت درون حاکمیت» متمرکز است؛ انتقال قدرت به نیروهایی که قرائت سازگارتر با نظم آمریکایی دارند. با دستگیری عناصر رادیکال یک جریان سیاسی که سابقه همکاری با براندازان و معاندان نظام را دارند، مشخص شد این پروژه جدیتر از همه مقاطع انقلاب است. در این پروژه پهلوی و میرحسین موسوی نقش طعمه و فریب سیاسی را دارند تا راه برای گزینه دلخواه آمریکا بازتر باشد. حال پرسشی برای بخشی از جامعه پیش میآید؛ «سرنوشت یک جریان سیاسی ـ به نام اصلاحات ـ چه خواهد شد؟ آیا باز در حاشیه رانده میشوند یا کنشگران میانهرو میتوانند مسیر را ادامه دهند؟»
سیدمحمدجواد جلالی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز پاسخ میدهد و میگوید: بسیاری از دوستان اصلاحطلب را میشناسم. حرکات ساختارشکنانه و همراهی با مواضع منافقین اینترنشنال را، مانعی سر راه اصلاحات اساسی، واقعی و تحقق سهم آنها در اداره کشور و تاثیر میدانند! جریان جوانی که بهدنبال روزنههای حضور است، در حال صدمه دیدن از تندرویهاست.
آنچه مشخص است، جریان اصلاحات بهخصوص یاران سیاسی محمد خاتمی در جبهه منحل شده مشارکت که چندسالی است با تابلوی جدید «اتحاد ملت» مشق سیاست مینویسند، از گذشته عبرت نگرفتهاند و همچنان با قوت در ریل تندروی حرکت میکنند. آنها با این نوع نگاه نه تنها به جایی نخواهند رسید، بلکه راه را برای سایر همفکرانشان سخت میکنند. البته نباید از مدار انصاف خارج شد، اصلاحطلبانی همچون ماشاءالله شمسالواعظین، محمد عطریانفر و عطاءالله مهاجرانی بودند که در اغتشاشات اخیر مواضع محکم و منطقی اتخاذ کردند، اما برخی مسئولان تشکیلاتی جبهه اصلاحات، خطی را پیش بردند که دشمن میپسندد!
۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۹
کد خبر: ۲۰٬۲۸۱
ماجرا از بیانیه یک تشکل سیاسی پس از وقوع شبه کودتای دی سال جاری شروع شد. بعد از آنکه مهرههای آمریکا و رژیم صهیونی راهی خیابانهای شهرهای ایران شدند و درگیریها و اغتشاشات را دامن زدند و بنا بر اعلام دفتر رئیسجمهور منجر به جان باختن ۲۹۸۶ نفر شد، جبهه اصلاحات ایران بیانیهای صادر کرد. محتوای بیانیه نشان میداد، رادیکالها همچنان در جبهه نقشآفرینی میکنند و دیدگاه و مواضع آنان در اصل به مذاق «آنور آبیها» و رسانههای اپوزیسیون خوش میآید.
نظر شما