آگاه: در اندیشه سیاسی اسلام، رهبری صرفا اداره امور اجرایی جامعه نیست؛ بلکه نوعی هدایت فکری و اخلاقی در کنار راهبری سیاسی محسوب میشود. به تعبیر شهید مرتضی مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی، انقلاب زمانی میتواند مسیر خود را حفظ کند که «روح فکری و آرمانهای آن در نسلهای بعدی زنده بماند.» اگر این روح و معنا به نسلهای بعد منتقل نشود، ساختارهای ظاهری ممکن است باقی بمانند اما جهتگیری انقلاب به تدریج تغییر خواهد کرد.
از همین منظر، مسئله انتقال رهبری و پرورش نسل جدیدی از مدیران و رهبران اهمیت پیدا میکند. در تجربه بسیاری از انقلابها مشاهده شده است که تمرکز بیش از حد بر نسل اول انقلابیون، بدون توجه به تربیت نسلهای بعدی، به نوعی خلأ رهبری در دورههای بعد منجر شده است. به همین دلیل، استمرار انقلاب بیش از هر چیز به توانایی آن در «نهادینهسازی رهبری» وابسته است.
در سالهای اخیر، مفهوم «رهبری جوان» به عنوان یکی از راهکارهای تقویت این تداوم مطرح شده است. مقصود از رهبری جوان صرفا کاهش سن مدیران نیست، بلکه ورود نسلی است که با مسائل جدید جامعه آشناست و میتواند با تحولات زمانه همسخن شود. در بیانیه گام دوم انقلاب نیز تاکید شده است که بار اصلی ادامه مسیر انقلاب بر دوش نسل جوان قرار دارد و آینده کشور در گرو حضور فعال و مسئولانه آنان در عرصههای مختلف است.
یکی از دلایل اهمیت این موضوع، تغییر ماهیت مسائل اجتماعی و حکمرانی در دهههای اخیر است. برای مثال، جامعه امروز با پدیدههایی مانند اقتصاد دیجیتال، حکمرانی داده، رسانههای اجتماعی و تحولات سریع فناوری روبهرو است. طبیعی است که مواجهه خلاقانه با چنین مسائلی نیازمند مدیرانی است که در متن این تحولات رشد کرده باشند. به تعبیر برخی پژوهشگران حوزه تحولات اجتماعی، هر نسل زبان و مسئله خاص خود را دارد و سیاستگذاری موفق زمانی شکل میگیرد که این زبان و مسئله به درستی فهم شود.
با این حال، جوانی به تنهایی یک مزیت مدیریتی قطعی محسوب نمیشود. اگر نیروهای جوان از تجربه تاریخی و پشتوانه فکری محروم باشند، ممکن است در مواجهه با پیچیدگیهای قدرت دچار خطا شوند. به همین دلیل، ترکیب «تجربه نسلهای پیشین» با «انرژی و خلاقیت نسل جوان» اهمیت اساسی دارد. در واقع، انتقال تجربه از نسل اول انقلاب به نسلهای بعدی یکی از مهمترین سازوکارهای حفظ مسیر انقلاب است.
در برخی حوزهها، نمونههای موفقی از این الگو قابل مشاهده است. برای مثال، در بخشهایی از صنایع پیشرفته و فناوریهای راهبردی کشور، میدان دادن به نیروهای جوان باعث افزایش سرعت نوآوری و تصمیمگیری شده است، در حالی که جهتگیری کلان همچنان بر اساس همان مبانی اولیه انقلاب حفظ شده است. این تجربه نشان میدهد که جوانگرایی اگر در چارچوب یک سنت فکری و مدیریتی انجام شود، میتواند موتور تحول و پیشرفت باشد.
از سوی دیگر، برخی پژوهشگران حوزه خانواده و تحولات اجتماعی نیز بر اهمیت شناخت نسل جدید تاکید کردهاند. به گفته محمدرضا زیبایینژاد، ریاست پژوهشکده زن و خانواده؛ تحولات فرهنگی و اجتماعی دهههای اخیر موجب شکلگیری تجربه زیستی متفاوتی در نسل جوان شده است و سیاستگذاری اجتماعی زمانی موفق خواهد بود که این تغییرات نسلی به رسمیت شناخته شود و در فرآیند تصمیمگیری مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین، منطق تداوم رهبری در انقلاب اسلامی را میتوان در یک اصل خلاصه کرد: حفظ مبانی و آرمانها در کنار نوسازی مستمر نیروها و مدیران. اگر انقلاب در مبانی خود دچار تزلزل شود، هویت خود را از دست میدهد و اگر در نیروهای خود نوسازی نکند، از حرکت بازمیماند. رهبری جوان در حقیقت نقطه تلاقی این دو ضرورت است؛ یعنی حفظ جهتگیریهای بنیادین در عین توانایی مواجهه با مسائل جدید.
در نهایت، آینده انقلاب بیش از هر چیز به توانایی آن در پرورش نسل تازهای از رهبران وابسته است؛ رهبرانی که هم به حافظه تاریخی انقلاب متصل باشند و هم قدرت فهم و مدیریت جهان پیچیده امروز را داشته باشند. تنها در چنین شرایطی است که یک انقلاب میتواند از یک رخداد تاریخی فراتر رفته و به یک جریان پایدار اجتماعی و تمدنی تبدیل شود.
۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۲
کد خبر: ۲۰٬۹۶۶
هیچ انقلابی با دشمن شکست نخورد؛ با خلأ رهبری شکست خورد
حفظ مبانی و آرمانها در کنار نوسازی مستمر نیروها
دکتر نصیبه سادات حسینی ـ پژوهشگر
انقلابها معمولا در یک لحظه تاریخی شکل میگیرند، اما دوام و اثرگذاری آنها وابسته به تواناییشان در تولید و بازتولید رهبری در طول زمان است. بسیاری از انقلابها به دلیل ناتوانی در انتقال تجربه و معنا از نسل نخست به نسلهای بعدی، دچار فرسایش یا انحراف شدهاند. در چنین شرایطی، مسئله «تداوم رهبری» نه صرفا یک مسئله مدیریتی، بلکه مسئلهای راهبردی در حفظ هویت و جهتگیری انقلاب به شمار میآید.
نظر شما