۲۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸
کد مطلب: ۲۱٬۴۷۵

رهبری اجتماعی در لحظه صفر بحران

رگ‌های پنهان یک پیکر

دکتر احمد صادقی _ آگاه مسائل سیاسی

در عرف معمول حکمرانی، قدرت همواره مفهومی از بالا به پایین تفسیر می‌شود؛ فلش‌های نمودار قدرت از نهادهای رسمی آغاز شده و به توده‌های مردم ختم می‌گردند. اما تاریخ جوامع ریشه‌دار، بارها این معادلات خطی را برهم زده است. تحولات، التهابات و تکانه‌های کشور در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، بار دیگر ما را با پدیده‌ای مواجه کرد که در علوم سیاسی و جامعه شناسی بحران، کمتر ابزار دقیقی برای سنجش آن وجود دارد: نظم ارگانیک و خودجوش مردمی در نقطه صفر بحران.

آگاه: زمانی که از عبارت راهبردی شما مردم کشور را رهبری کردید سخن به میان می‌آید، با یک تعارف سیاسی یا یک استعاره ادبی مواجه نیستیم؛ بلکه در حال توصیف یک واقعیت عینی و میدانی هستیم. این یادداشت، تلاشی است برای واکاوی لایه‌های زیرین این رهبری اجتماعی، با تمرکز بر فرهنگ تعاون و شبکه‌های همیاری مردمی که همچون سیستم ایمنی یک پیکر زنده، در لحظات تهدید فعال می‌شوند.

۱. معماری نامرئی قدرت با گذر از نهاد به شبکه
برای درک آنچه در روزهای ملتهب اخیر گذشت، باید نگاه خود را از ساختارهای رسمی برداریم و به ریز سیستم‌های اجتماعی معطوف کنیم. در شرایطی که شوک‌های ناشی از حوادث بزرگ می‌تواند هر جامعه‌ای را به ورطه اتمیزه شدن یا فردگرایی مطلق برای بقا و فروپاشی روانی بکشاند، جامعه ایرانی رفتاری معکوس نشان داد.
تحقیقات میدانی و رصد رفتار عمومی نشان می‌دهد که در ساعات اولیه بروز خلأهای مدیریتی یا تهدیدات ملی، شبکه‌های مویرگی و غیررسمی مردم از هیات‌های محلی و مساجد گرفته تا گروه‌های خانوادگی و تشکل‌های خودجوش در فضای مجازی، به سرعت تغییر کاربری دادند. این شبکه‌ها که در زمان ثبات کارکردهای فرهنگی یا ارتباطی داشتند، در لحظه بحران به پایگاه‌های مدیریت افکار عمومی، مراکز توزیع آرامش و هسته‌های همیاری لجستیکی و روانی تبدیل شدند. این همان نقطه‌ای است که مبانی الهیاتی و فلسفی جامعه ما خود را در قالب کنش‌های مدرن مدنی نشان می‌دهد. همبستگی در ایران، صرفا یک قرارداد اجتماعی برآمده از ترس مشترک نیست؛ بلکه ریشه در یک هستی شناسی جمعی دارد که سرنوشت آحاد جامعه را به هم گره می‌زند.

۲. اقتصاد روان و فرهنگ مواسات در دل التهاب
یکی از جذاب‌ترین سوژه‌ها برای یک خبرنگار تحقیقی در روزهای جنگ، رصد نحوه مواجهه مردم با مفهوم کمبود یا تهدید بود. در بسیاری از جوامع توسعه یافته مادی، اولین واکنش به بحران، هجوم به فروشگاه‌ها و غلبه غریزه صیانت از خود است. اما در تحولات اخیر، ما شاهد بازتولید مفهوم مواسات در یک مقیاس ملی بودیم.
فرهنگ تعاون و همبستگی در جامعه ایرانی، فراتر از خیریه‌های رسمی عمل می‌کند. در این مدت شبکه‌های مردمی نه تنها به حمایت از آسیب‌دیدگان احتمالی شتافتند، بلکه یک تامین اجتماعی روانی را شکل دادند. انتقال اخبار امیدبخش، خنثی‌سازی شایعات ویرانگر در گپ و نگفت‌های روزمره، و اشتراک‌گذاری منابع چه منابع مادی و چه منابع اطلاعاتی موثق، نشان داد که جامعه دارای یک خرد جمعی برای عبور از تونل بحران است.
مردم در این مقطع، منتظر بخشنامه‌های دولتی نماندند. آنها با درک شهودی از موقعیت خطیر کشور، نقشه‌های محلی خود را برای حفظ ثبات طراحی کردند. این خودسامانی، دقیقا همان عنصری است که تاب‌آوری ملی را به جایگاهی دست نیافتنی برای تهدیدات خارجی ارتقا می‌دهد.

۳. روایت میدانی: وقتی خیابان، رسانه و ستاد می‌شود
اگر بخواهیم با ذره‌بین به کف خیابان‌ها و محافل اجتماعی در این نبرد ۴۰ روزه نگاه کنیم، جلوه‌های بی‌نظیری از رهبری اجتماعی را می‌بینیم.
 مدیریت هیجانات کاذب: در حالی که ماشین جنگ روانی تلاش می‌کرد پمپاژ اضطراب کند، این نخبگان، معتمدین و حتی شهروندان عادی بودند که در تاکسی‌ها، بازارها و شبکه‌های اجتماعی، نقش ضربه‌گیر روانی را ایفا کردند.
 تغییر آرایش از انفعال به پشتیبانی: گروه‌های مردمی به سرعت ظرفیت‌های خود را برای پشتیبانی از جبهه دفاعی کشور هم‌راستا کردند. این پشتیبانی تنها مادی نبود؛ بلکه تولید اراده معطوف به مقاومت در فضای عمومی، بزرگ‌ترین پشتیبانی از نهادهای تامین‌کننده امنیت کشور بود.
 احیای مفهوم محله و همسایگی: در لحظات بیم و امید، سلول‌های بنیادین جامعه یعنی خانواده و محله، کارکرد حمایتی خود را به حداکثر رساندند. اطلاع‌رسانی چهره به چهره و مراقبت از اقشار آسیب‌پذیر مانند سالمندان در برابر فشارهای روانی اخبار، یک شاهکار خاموش اجتماعی بود.

نتیجه‌گیری: نهادینه سازی بدون دولتی سازی
تحلیل تحولات اخیر ما را به یک گزاره قطعی می‌رساند: قدرت سخت یک کشور، تنها زمانی کارآمد است که بر بستر قدرت نرم و ارگانیک مردم استوار باشد. تعبیر شما مردم کشور را رهبری کردید، اعتراف حقیقتی است که می‌گوید در طوفان‌ها، این لنگرهای اجتماعی و پیوندهای انسانی هستند که کشتی جامعه را از غرق شدن نجات می‌دهند.
وظیفه امروز ساختار حکمرانی و رسانه‌ها، تنها تقدیر از این حضور نیست؛ بلکه شناخت دقیق این شبکه‌های مردمی، تسهیل‌گری برای فعالیت آنها و از همه مهم‌تر، پرهیز از دولتی سازی و تصدی‌گری در حوزه‌هایی است که مردم به صورت خودجوش در آن استادانه عمل می‌کنند. فرهنگ تعاون و همبستگی، روح جاری در کالبد ایران است؛ روحی که اگرچه نامرئی است، اما در لحظات حساس، تمام‌قد به میدان می‌آید و تاریخ را رهبری می‌کند. حفظ این ظرفیت عظیم، نیازمند اعتماد متقابل، شفافیت و سپردن واقعی امور به دست معماران اصلی این سرزمین، یعنی مردم است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.