کربلا
-
مکتب تربیت و معرفی انسانهای بزرگ
قاعده تشییع و قیام تشیع
این روزها ایران عزیز و مقتدر در رکاب نگین دردانه خویش فصل جدیدی از بالندگی و برازندگی را تجربه میکند. تشییع قائد عظیمالشأن، شهید عالی مقام، مرجع امت و راهبر جریان مقاومت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینیخامنهای (قدسالله نفسهالزکیه) ما را در فضایی پیچیده در غم و شوق و حسرت و امید فرو برده. بدرقه آن سرآمد روزگاران ما را برانگیخته و در معنای زندگی آخرالزمانی سیر میدهد. تشییع آن پیکر پاک به روشنی یک خاکسپاری ساده نیست. مراسم وداع و خط جدایی نیست. این تشییع خاص در وسعت عظیم و کیفیت عمیقش در حال عبور دادن ما به وضع جدیدی از اقتدار ملت و سیاست امت است.
-
سردار دیگری به قافله نینوا رسید؛ سنگ تمام میلیونها عراقی در تشییع رهبر شهید
بدرقه پدر در خانه پدری
روز گذشته مراسم اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب در حرم مقدس امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف برگزار شد. پس از آن، پیکر مطهر امام شهید در نجف و کربلا روی دست میلیونها عزادار عراقی تشییع شد.
-
روایت شاعر از تشییع رهبر شهید
کربلا، تهران است و تهران، کربلا
مصطفی محدثیخراسانی، شاعر، در یادداشتی، تجربه خود از روز تشییع رهبر شهید انقلاب در تهران را روایت کرده است که در ادامه میخوانید:
-
مراسم بدرقه رهبر شهید در قاب رسانهها
روایتگران بزرگترین اتفاق تاریخ انقلاب
مردی که خود روزی بدرقهکننده شهیدان بود، اینبار درون تابوتی از نور آرمید. پیکری که دههها نقشهخوان جغرافیای مقاومت بود، حالا خود به نقطهای بر نقشه تبدیل شد: نقطهای به نام میدان آزادی تهران با امتداد بلوار پیامبر اعظم (ص)در قم، خیابانهای منتهی به حرم امیرالمومنین(ع) و بینالحرمین عراق و مسیری به سوی حرم رضوی در مشهد. رسانههای رسمی، پیش از آنکه نخستین مشت خاک بر پیکر شهید فرود آید، مشغول پیریزی پیرامون حقیقتی عظیم بودند: چگونه شهادت رهبر عظیم امت اسلامی را به زندهترین روایت در طول تاریخ بدل کنند؟ چگونه اشک یک ملت را در قاب دوربینها به رودی تبدیل کنند که نه نشانه پایان، که نماد جاری بودن است؟ آنان نه گزارشگر که مهندسان این سیلاب اشک بودند و در این سوی صحنه، در گوشه و کنار اینستاگرام و شبکههای اجتماعی، کاربران با تولید محتواهای متفاوت از رفتن رهبر شهید از تهران مینوشتند و روایتگر این وداع و تشییع با شکوه شدند.
-
نماز شهید آقای شهید
محمد علی بیگی: قم روز گذشته، سهشنبه ۱۶ تیر به احترام رهبر شهید برخاست؛ ایشان در زمان عمر پربرکتشان بارها به جمکران رفته بودند و به دعا و راز و نیاز میپرداختند، اما سفرشان به وقت تیر ۱۴۰۵ با سفرهای دیگرشان متفاوت بود؛ این بار مردم و علمای بلاد قم برای آخرین بار با «آقای شهید ایران» خداحافظی کردند.
-
مقاومت، هویت است نه تاکتیک سیاسی
جهان این روزها نظارهگر رویدادی غافلگیرکننده است. آنسوی هیاهوی رسانههای معاند که سالها تلاش کردند شکاف میان ملت و حاکمیت در ایران را عمیق و غیرقابل ترمیم جلوه دهند، اقیانوس میلیونی مردم در مصلای تهران و مراسم تشییع رهبر شهید در پایتخت و قم تجلی یافته تا روایتی متفاوت را به تصویر بکشد. مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، نه صرفا یک آیین سوگواری که یک همهپرسی خیابانی و یک مانور بینظیر از سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی است. این رویداد عظیم که از مصلای تهران تا حرمهای مطهر در ایران و عراق امتداد مییابد، موقعیت ایران را در معادلات منطقهای و جهانی وارد فاز تازهای از اقتدار کرده است.
-
روایت یتیمی یک امت در سوگ پدری آسمانی
خلاصه داغی که بر پیشانی تهران نشست
مرضیه کیان، خبرنگار، دیروز تهران شبیه هیچ روز دیگری نبود؛ خیابانها به رودخانهای خروشان و بیانتها از جمعیت تبدیل شده بودند که در بهت و سوگ عمیقی فرورفته بودند. پیکر رهبر شهید بر دوش مردمی روان بود که هر گوشه این شهر، مرثیه یتیمی میخواندند.
-
ورود به فاز تمدنی جدید
بعثت پس از بعثت
آرمین جعفراوغلی، دانشجو دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری: با اینکه بیش از ۱۰۰ روز از بعثت ملت مسلمان ایران میگذرد دنیا منتظر بعثت دوباره این ملت در روز تشییع امام شهیدشان است. روزی که - اگر کاروان اسرای کربلا پیام خون حسین (ع) را به تاریخ رساند - اینک میلیونها زائر پیاده به حکم آیه شریفه تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی پیکر نایب شهید امام زمان (عج) را بر دوش میکشند تا اعلام کنند «نهضت خمینی هنوز ادامه دارد!»
-
آمادگی هلال احمر برای برگزاری تشییع رهبر شهید در عراق
سخنگوی جمعیت هلالاحمر گفت: در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در عراق علاوه بر استقرار مراکز درمانی و پستهای امدادی، تیمهای حمایت روانی و مراکز عملیات اضطراری نیز در آمادهباش کامل قرار دارند.
-
رهبری که با شعر زندگی میکرد
سوگوارانهای در وداع با امین شعر و کلمه
مرضیه کیان، خبرنگار: اینجا آخرین میعادگاه است. بوی اسپند و گلاب با غبار خاک درهم آمیخته و جمعیت چون رودی بیقرار و خروشان موج میزند. همه آمدهاند برای وداع با مردی که سالها بار سنگین یک امت را بر دوش میکشید. اما در میان این هیاهوی بیپایان و سینهزنیهای ممتد، در لابهلای این سوگ عظیم که آسمان را هم به گریه واداشته است، گوشهای از ذهن من گیر کرده است پیش کلمهها، پیش دفترهای شعر، پیش وزن و قافیههایی که امروز یتیم شدهاند.
-
مظلومیت یک رهبر؛ حماسه یک ملت
بارها فکرم میرفت به آن سمتی که دلم نمیخواست. به روزی که ما باشیم و رهبر نباشد. سریع ابر بالای سرم را تکه تکه میکردم و از آن فکر خودم را رها. تا صبح ۹ اسفند که دشنه دشمن نامرد به تن تهران نشست و دنیای آزادگی را سوگوار کرد. حالا دیگر آن ترس و خوف نبودنش اتفاق افتاده بود و باید باورش میکردیم که رهبر رفته است، شهید رفته است. اما مگر میشود؟ ادای باور درمیآوریم. با این سوگ نمیشود به راحتی کنار آمد.
-
تشییع و نسبت آن با تمدنسازی
بازآفرینی تمدن اسلامی در آیینه تاریخ
تاریخ تمدنها، نه در سیاستهای کلان قدرتها که در آیینهای جمعی مردم رقم خورده است. آیینهای سوگواری و بزرگداشت، در بستر تاریخ اسلام، همواره نقشی فراتر از ابراز احساسات فردی داشتهاند؛ آنها بسترهایی برای بازتعریف هویت جمعی، بازتولید ارزشها و تجدید میثاق با آرمانهای یک امت بودهاند.
-
حماسهای از جنس بصیرت و وحدت
از تشییع تا تمدن
در اوج شعلههای جنگ تحمیلی سوم، وقتی پیکر مطهر رهبر شهیدمان حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره)، آن اسطوره مقاومت و الگوی اخلاص، به امانت خاک سپرده میشود، ایران نه تنها در سوگ، بلکه در نمایش باشکوهی از اقتدار و همبستگی، به ملتی برآمده از تمدن اسلامی بدل میشود. حضور دهها میلیون نفر در شهرهای تهران، قم، مشهد و کربلا، تنها یک تجمع انسانی نیست؛ این سیل خروشان ایمان، فریادی است از عمق تاریخ، پژواکی از تمدنی که در کوران حوادث، نه تنها از پا نمینشیند، بلکه با هر ضربه، استوارتر قامت افراشته میکند. این رویداد عظیم، فرصتی بیبدیل است تا لایههای پیدا و پنهان قدرت نرم، عمق باورها و گستره نفوذ تمدنی ایران اسلامی را در مقیاسی جهانی به تماشا بنشینیم.
-
هر شب محرم یک ستاره از آسمان کربلا
راز غلام رومی؛ چگونه یک مشورت مسیر تاریخ را تغییر داد؟
در خلوت کاخ شام، «سرجون» غلام مسیحی معاویه، پرده از رازی برمیدارد که تا پیش از این، هیچ کس جرأت افشای آن را نداشته است. او که با یک پیشنهاد، عبیداللهبن زیاد را به حکومت کوفه رساند، حالا در میان حسرت و پشیمانی، از خود میپرسد: خدمت کردم یا خیانت؟ کتاب «ماه به روایت آه»، صدای کسی را به گوش میرساند که شاید ناخواسته، سرنوشت کربلا را رقم زد.
-
تکرار تاریخ در غم بزرگ؛ از تشییع حضرت امام تا رهبر شهید
عماد خورشید طلب: ایران اسلامی، این روزها در حال برنامهریزی برای برگزاری مراسم وداع و تشییع پیکر «آقای شهید ایران» است. از روز شنبه هفته آینده مردم به مدت دو روز در مصلای امام خمینی (ره) ـ همان جایی که سال ۶۸ با حضرت روحالله وداع کردند ـ این بار با رهبر شهیدان خداحافظی میکنند؛ آری! پس از ۳۷ سال دوباره تاریخ تکرار شد. چه کسی گمان میبرد، خلف بر حق بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی بعد از یک عمر جهاد و تلاش به دست شقیترین افراد ترور شده و به شهادت برسند. ایشان حقیقتا پاداش ایثار و مجاهدتهایی که برای سربلندی ایران انجام دادند را با شهادت دریافت کردند و خونشان در اصل منجر به بیمه شدن و تقویت هرچه بیشتر «جمهوری اسلامی» شد. او نیست اما میراث ماندگاری از خود به جا گذاشته است.
-
-
عملیات سلامت اربعین
استقرار بیش از ۴۲۰۰ نیروی درمانی هلالاحمر
رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلالاحمر از نهایی شدن سازماندهی تیمهای درمانی، تعیین محل استقرار مراکز خدمات پزشکی در شهرهای زیارتی عراق و آغاز فرآیند تامین و ارسال دارو خبر داد و گفت: امسال بین چهار هزار تا چهار هزار و ۲۰۰ نیروی درمانی در عملیات سلامت اربعین به زائران خدمات ارائه خواهند کرد.
-
هر شب یک ستاره از آسمان کربلا
مادر، دستان بریده پسر را برای شفاعت عالمیان تقدیم کرد
در قیامت، هنگامی که امت پیامبر، به انتظار شفاعت نشستهاند، بانو فاطمه زهرا(س) عزیزترین ذخیرهاش را طلب میکند. فرشتگان، دستان بریده «عباس» را پیش میآورند. آن دستانی که در کربلا، برای برادر تشنهکام، بریده شد و لب به آب نرساند؛ حالا در محشر، مادرانه تقدیم میشوند، تا برای تمام عالمیان شفاعت کنند. این روایت، خواب کودکی است که بر زانوی پدربزرگش نشسته و آیندهای دور را میبیند؛ آیندهای که در آن، دستان پدرش، برترین واسطه رحمت خداست.
-
روایتهای مردمی از روزهای وداع
ماجرای عجیب یک گنج در گهواره!
نعیمه جاویدی، خبرنگار جامعه: جوابش را میشنوم، چیزی نمیتوانم بگویم. یعنی اصلا دیگر حرفی باقی نمیماند که بگویم. بانوی سالمند، تاریخ را دوباره ورق میزند: «شاید نام ما رو هم بین خریداران یوسف نوشتند.»
-
هر شب یک ستاره از آسمان کربلا
خوابی که پدر را به آغوش کشید
کودکی که پدرش را در کربلا از دست داده، حالا در خواب، دستان بریده او را میبوسد و میپرسد: پدرجان، چرا مرا با خودت به کربلا نبردی؟ و پدر، با همان لبخند محجوب، پاسخ میدهد: تو را برای او ذخیره نهادهام... این روایت «عبیداللهبن عباس» است؛ پسری که در نبود پدر، با خاطراتی از جنس خواب و رویا، تشنه شنیدن از ماه بنیهاشم بود. راوی، صدای دلتنگی است؛ صدای تمام کودکانی که با دستان خالی، به استقبال قیامت رفتند.
-
سفری که در ماههای محرم و صفر به اوج میرسد
در مسیر کربلا
با آغاز ماه محرم، دل بسیاری از شیعیان بار دیگر راهی جادهای میشود که مقصدش کربلاست؛ شهری که نامش با عاشورا، ایثار و آزادگی گره خورده است. هر سال با فرا رسیدن محرم، شوق زیارت حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) در میان میلیونها زائر ایرانی و دیگر کشورهای اسلامی پررنگتر میشود و مرزهای غربی ایران بار دیگر رنگ و بوی سفرهای زیارتی به خود میگیرند.
-
به بهانه روزی برای تجلیل از اسرا و مفقودین جنگ هشت ساله
چشم از انتظار دست برنمیدارد
فاطیما کریمی_خبرنگار گروه جامعه: به خاطر دارم چندین سال قبل خانوادهای از اقوام منتظر یکی از پسرانشان بودند که گفته شده بود، آزاده است. آن روز قرار بود به خانه بیاید. سفرهای پر از خوراکی در خانه چیده شده بودند، پارچههایی که با خط خوش ورود آزاده را به میهن اسلامی تبریک میگفت. دستهگلهای متعدد عطر خانه را عوض کرده بود. پدر و مادر از شوق دیدن پسر سر از پا نمیشناختند. گوسفند زنده برای قربانی کردن منتظر بود. شربت و شیرینی در کوچه به راه و سرتاسر کوچه چراغانی شده بود. اما پسر نیامد. گفتند اشتباه شده. آن روز پدر و مادر پیر شدند چون گفتند پسر شهید شده، نه اسیر! همه آن شور و شوق به مراسم عزاداری تبدیل شد. پدر و مادر پسر از همان روز فرتوت و فرسودهتر شدند تا اینکه عمرشان به سر رسید؛ مانند خیلی از پدران و مادران پسران جاویدالاثر.
-
واکاوی نقاشی قهوهخانهای، نخستین رسانه بصری تاریخ اجتماعی
از دل قهوهخانه تا اوج باور دینی
در میان انبوه جریانهای هنریای که در طول تاریخ ایران ظهور و افول کردهاند، معدود مکتبهایی را میتوان سراغ گرفت که نه در خلوتگاه درباریان و نه در کارگاههای خصوصی شاهزادگان، بلکه در دل تکیهگاههای مردمی زاده شده باشند. نقاشی قهوهخانهای، این پدیده بصری تماما بومی، روایتی منحصربهفرد از تقاطع سنت و اعتقاد است؛ هنری که در اعماق فرهنگ شفاهی جامعه شهری عصر قاجار ریشه دواند و با تکیه بر نیاز فطری انسان ایرانی به تجسم عینی باورهای خویش، از یک سرگرمی ساده به یک نظام ارتباطی فراگیر تبدیل شد.
-
هر شب یک ستاره از آسمان کربلا
در خرابههای شام، با سر بریدهای که لبخند میزد
شام غربت، شام بیکسی. کاروان اسیران با سرهای برهنه و بدنهای زخمی، از کوفه تا شام، هر قدم، یک خنجر بر دل باقیماندگان. اینجا دیگر خبری از خیمههای نور نیست؛ خرابههای شام، آغوشی سرد برای سر بریدهای است که هنوز لبخند دارد. نه از آب که از ادب تشنهتر، نه از نیزه که از محبت زخمیتر. در میان طبقهای سرها، تنها یک سر است که از فرط مظلومیت، دل سنگشده را میشکافد؛ سر برادرم عباس؛ سر بریده ماه بنیهاشم.
-
قیمت بلیت اتوبوس تهران - کربلا اعلام شد
بلیت اتوبوس در مسیر تهران - کربلا با قیمت چهار میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و مسیر تهران - اهواز با نرخ یک میلیون و ۳۵۳ هزار تومان عرضه میشود.
-
سیر تطور و احتضار خردهفرهنگها در مسیر استانداردسازی هنر سنتی تعزیه
هر ولایت، یک کربلاست
هنوز طنین دیرآشنای فلوت و دهل در فضای میدانگاههای روستایی زنده است؛ صدایی که گویی از اعماق تاریخ برمیخیزد تا آغازگر آیینی باشد که روزگاری تمام هستی یک جامعه محلی را به هم گره میزد. در آن روزگاران، شبیهخوانی نه یک ویترین تزیینی، یکدست و رسمی، بلکه تجلی عریان عواطف، باورها و زیست اشتراکی مردم بود.
-
روایت دلتنگیهای بیپایان خانواده زهرا و زینب بهرامی، از شهدای مدرسه میناب
دو خواهر با هم پرکشیدند
الناز عباسیان، خبرنگار: زهرا، نازدانه کوچک خانه بهرامی، تنها هفت بهار را دیده بود و کلاس دومی بود. با چادر نمازی که صبح شنبه به دوش انداخت و لبخندی که هنوز در خاطره مادر مانده، راهی مدرسه شد تا برای اولین بار به نماز جماعت برود؛ اما دیگر برنگشت. زینب، خواهر بزرگترش، کلاس ششمی بود و در همان صبح حادثه، سوره تکاثر را برای پدر زمزمه کرد. آنها پر کشیدند و دشمن داغشان را تا ابد در دل پدر و مادر نشاند.
-
«نامیرا» از مرز ۲۳۰ هزار نسخه گذشت
انتشارات نیستان چاپ چهل و سوم کتاب «نامیرا»، نوشته صادق کرمیار را همزمان با ماه محرم منتشر کرد.
-
-
هر شب یک ستاره از آسمان کربلا
کلابیه کوه خواهد زایید!
چهارم شعبان سال بیستوششم هجری، مدینه بوی سیب سرخ میداد. «کلابیه » (امالبنین)، همسر علی، در روزهایی که زینب برایش هم مادر بود و هم خواهر، پای در وادی درد نهاد. زنان همسایه با دیدن قامت بلندش میگفتند: «کلابیه کوه خواهد زایید!» امشب روایت تولد «عباس» است؛ همانی که بعدها در کربلا، از فرط ادب، پیش از برادر تشنهکام، لب به آب نرساند.