۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۶
کد خبر: ۱۸٬۳۸۳

وقتی در جهان قانون جنگل حاکم است

هادی رضائی ـ دبیر گروه سیاسی

در جهان امروز، جغرافیا، تاریخ و حتی حق حاکمیت کشورها را نه قوانین بین‌المللی تعیین می‌کند و نه نهادهایی که روزگاری قرار بود حافظ صلح و امنیت جهانی باشند؛ بلکه آنچه سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند توازن ناهمگون قدرت است. ما با جهانی روبه‌رو هستیم که بیش از هر زمان دیگری به جنگلی می‌ماند که در آن، صدای حق، فقط زمانی شنیده می‌شود که از حنجره قوی‌ترها بیرون بیاید.

آگاه: رفتار اخیر آمریکا در قبال ونزوئلا - از جمله اعلام تصمیم دونالد ترامپ برای «ممنوعیت پرواز» در حریم هوایی این کشور - بار دیگر نشان داد که ایالات متحده هیچ مرزی برای مداخله نمی‌شناسد؛ از تعیین رئیس‌جمهور مطلوبش برای کاراکاس تا دخالت مستقیم در حاکمیت هوایی کشوری مستقل. این اقدام، چیزی فراتر از یک تهدید سیاسی است؛ این پیام آشکار واشنگتن به جهان است که «قانون»، تا جایی معنا دارد که منافع قدرت‌های بزرگ را تهدید نکند.
آیا شورای امنیت سازمان ملل - نهادی که فلسفه وجودی‌اش جلوگیری از چنین رفتارهایی است - واکنشی جدی نشان داد؟ آیا نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر کوچک‌ترین موضعی گرفتند؟ پاسخ روشن است: سکوت، انفعال و تکرار چرخه‌ای که سال‌هاست اعتبار این سازمان‌ها را فرسوده کرده است.
وقتی یک قدرت جهانی می‌تواند بدون هیچ هزینه‌ای، مرزهای زمینی و هوایی کشورهای مستقل را به رسمیت نشناسد، وقتی می‌تواند با یک بیانیه، آسمان کشوری را ممنوعه اعلام کند، وقتی می‌تواند علیه ملتی که هزاران کیلومتر دورتر زندگی می‌کند تحریم، محاصره و تهدید نظامی اعمال کند، دیگر چه چیزی از حقوق بین‌الملل باقی می‌ماند؟ آیا این همان نظمی است که قرار بود بعد از دو جنگ جهانی بر جهان حاکم شود؟ یا اینکه واقعیت، همان چیزی است که اکنون پیش ‌روی ماست: حاکمیت بی‌چون‌وچرای قانون جنگل.
امروز نه فقط ونزوئلا، بلکه بسیاری از ملت‌های مستقل با همین واقعیت تلخ مواجه‌اند. کشورهایی که نه به‌دلیل رفتارشان با مردم خود، نه به‌خاطر تهدید دیگر دولت‌ها، بلکه صرفا به‌دلیل سرپیچی از سلطه‌پذیری، هدف فشار، تحریم و تهدید قرار می‌گیرند. در مقابل، کشورهایی که در سایه حمایت قدرت‌های بزرگ هر نقض آشکار حقوق بشری را مرتکب می‌شوند، به راحتی از تیغ انتقاد بین‌المللی عبور می‌کنند.
آنچه در این میان به فراموشی سپرده شده، اصل بنیادینی است که باید در قلب نظم جهانی قرار می‌گرفت: برابری ملت‌ها در مقابل قانون. اما امروز برابری معنا ندارد؛ آمریکاست که تعیین می‌کند کدام دولت مشروع است، کدام هواپیما باید پرواز کند، کدام کشور «تهدید» محسوب شود و کدام مردم باید زیر بار تحریم و محاصره اقتصادی کمر خم کنند.
اگر جهان می‌خواهد از این چرخه خطرناک فاصله بگیرد، باید به یک واقعیت اعتراف کند: سازمان‌های بین‌المللی در برابر قدرت‌های استکباری کارایی خود را از دست داده‌اند و احیای آنها بدون بازتعریف مفهوم عدالت جهانی امکان‌پذیر نیست. تا زمانی که این بازتعریف صورت نگیرد، آسمان ونزوئلا تنها یک مثال خواهد بود؛ فردا نوبت کشوری دیگر است و جهان همچنان در دامی گرفتار می‌ماند که قدرت، جایگزین قانون شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.