آگاه: اظهارات او با واکنش تعدادی از فعالان سیاسی و رسانهای روبهرو شد. سیدنظامالدین موسوی، نماینده مجلس یازدهم در صفحه شخصیاش در فضای مجازی نوشت: این سخنان آقای سریعالقلم در تحقیر طبقات فقیر و مستضعف و ایفای نقش سیاسی-اجتماعی آنان است که با مبانی انقلاب و امام(ره) متضاد است. «بدتر»، این واقعیت تلخ است که دیدگاههای او سرمشق عدهای از برنامهنویسان و مدیران اقتصادی و سیاسی در برخی دولتهای جمهوری اسلامی بوده و هست!
البته باید در نظر داشت، این چهره علمی و دانشگاهی موضعگیری جدیدی اتخاذ نکرد چرا که از همان ابتدا چنین دیدگاه و عقیدهای داشت، حتی تحمل دریافت نظر دانشجویانش را نداشت و وقتی متوجه شد برخی از آنها نظری بر خلاف او ارائه میدهند دستور داد دیگر در کلاس او حضور پیدا نکنند. این مطلب را علی نادری، مدیرعامل پیشین خبرگزاری ایرنا روایت کرد و گفت که «با دکتر سریعالقلم در دوره ارشد یک درس سه واحدی داشتیم، عنوانش هم توسعه بود. یک کلاس خیلی پربحث و جدی. سریعالقلم دقیقا همین است که در ویدئو تعریف میکند. جهانش همین است. سرکلاس بحثها آنقدر جدی بود که ترم بعد دفتر دانشگاه صدایم کرد که آقا سرکلاس دکتر چه گفتهاید که ناراحت شده و گفته تا نادری آنجا درس میخواند کلاس نمیگیرم و تدریس نمیکنم؟ گفتم جز ادب و احترام در بحثها چیزی رد و بدل نشد. بعد هم شنیدم در دانشگاههای دیگر چندباری سرکلاسها لطف داشت و به خیر یاد کرد. غرض آنکه حرف او این است که چه معنا دارد، اینها هم چیزی بفهمند؟»
حال پیرامون مواضع جنجالی مشاور رئیس دولتهای یازدهم و دوازهم دو نکته حائز اهمیت است: نخست دیدگاه امام امت درباره قشر ضعیف جامعه است. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران احترام ویژهای به قشر ضعیف جامعه داشت و آنها را صاحبان اصلی این نظام میدانست که باید نقش تاثیرگذاری در تصمیمگیریهای ایفا کنند. حتی به صراحت میفرمود: «یک موی کوخنشینان بر همه کاخنشینان ترجیح دارد.»
در همین رابطه حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی میگوید: حضرت امام(ره) استضعاف را به دو دسته تقسیم میکرد؛ یک: استضعاف ناشی از ضعیف نگه داشته شدن انسانها توسط مستکبران و قدرتهای سلطهگر است و دیگری استضعافی که ناشی از بخل اغنیا و عدم توجه ثروتمندان به نیازمندان و محرومان است. حضرت امام(ره) درباره استضعاف اول میفرمود که همه ما مستضعف هستیم؛ یعنی ما اشخاصی بودیم که ابرقدرتها ما را ضعیف و هیچ میشمردند و با این انقلاب اسلامی میخواهیم از این جهت و این وضعیت بیرون بیاییم. یعنی با قیام و انقلاب و مبارزه با مستکبران میخواهیم از این وضعیت ضعیف نگه داشته شدن و خودمان را نجات دهیم و به یک قدرت در سایه اسلام تبدیل بشویم.
اما طبیعتا در کنار آن قشر مستضعف و محروم و نیازمندی که در جامعه در اثر سیاستهای اقتصادی ظالمانه و عدم احقاق حقوق محرومان توسط ثروتمندان و مستکبران به وجود آمده هم مورد توجه ایشان بود. تاکید ایشان این بود که این نوع اقشار ضعیف و مستضعف باید در نظام جمهوری اسلامی از این وضع نجات پیدا کنند و با همت مسئولان و مردم جایگاه آنان به جایگاه بقیه آحاد جامعه تغییر پیدا کند و فاصله طبقاتی آنها با اقشار ثروتمند کاهش پیدا کند که در این راستا برنامههای ویژه و اقدامات قابل توجهی را از ابتدای انقلاب اسلامی طراحی و اجرا فرمود. حقیقتا حضرت امام(ره) در مقابل این قشر احساس وظیفه و مسئولیت سنگینی میکرد.
پیرجماران از یکسو خود را در سطح قشر ضعیف جامعه میدید و از سوی دیگر مسئولان را مکلف میکرد تمام تلاش خود را برای پیگیری مشکلات و دغدغههای آنان به کار گیرند، ضمن آنکه جمهوری اسلامی ایران فضا را فراهم کرد تا اقشار ضعیف که از توانایی و استعداد بالایی برخوردار هستند، دیده شوند و در مناصب مهم و کلیدی قرار گیرند. صرفا جهت یادآوری! شهید رجایی از چه طبقهای برای نهضت حضرت روحالله قیام کرد؟ مگر نه آنکه یک دستفروش بود اما توانست پس از پیروزی انقلاب اسلامی با رای مردم در کرسی ریاست جمهوری ـ به عنوان دومین شخص کشور ـ جلوس کند. آقای سریعالقلم باید شفافسازی کند، آیا شهید عزیز هم نباید اصلا در متن سیاست ایران ظهور و بروز میکرد؟ آیا رجایی تا زمانی که حضور داشت برای ایران و مردم خدمت نکرد؟ آیا شهید سلیمانی یا همان سردار دلها که زادگاهش یک روستا در کرمان است و از قشر ضعیف جامعه هم برخاست، برای پاسداری از منافع ملی کشورش خدمات ماندگاری به جا نگذاشت؟! به مصادیق دیگری نیز میتوان اشاره کرد که در این مجمل نمیگنجد. فقط میتوان اذعان کرد: آقای سریعالقلم ، به کجا چنین شتابان!
اما دومین نکته. سریعالقلم که خود را یک چهره آکادمیک و دانشگاهی میداند ای کاش قبل از آنکه اینچنین سخن میگفت و نوک پیکان حملاتش را رو به قشر ضعیف جامعه قرار میداد، تاریخ را دقیق مورد مداقه قرار میداد. به دلیل آنکه تجربههای تاریخی خلاف گزاره او را ثابت میکند. به هرحال آنچه مسلم است، سریعالقلمها و جریان متبوع آنها که پس از پیروزی انقلاب اکثر دولتها را در اختیار داشتند، به جای آنکه قشر ضعیف را خطاب قرار دهند، باید پاسخگوی عملکردشان باشند. این جماعت برای مردم و همین قشر محروم جامعه چه کردهاند که امروز خود را در مقام مدعی نشاندهاند و اینگونه سخن میگویند! او بالاخره مشاور یک مقام ارشد بود، در آن دوره چه تصمیماتی را برای «جامعه ایرانی» و بدنه محروم جامعه پیشنهاد کرد تا فردای بهتری برای آنان رقم بخورد؟ باید پاسخگو باشید.
چهرههای تاریخساز
مجموعهای از چهرههای برجسته جهان در شرایط فقر مطلق بزرگ شدهاند اما بعدها تحولات کلیدی اقتصادی و سیاسی را رقم زدند.

امیرکبیر: پسر یک آشپز فقیر، بعدها بنیانگذار اصلاحات مالی، آموزشی و ساختاری عظیم در دوران قاجار شد.

نلسون ماندلا: کودکی را در فقیرترین روستای آفریقای جنوبی گذراند اما همین تجربه زیسته، او را به یکی از تاثیرگذارترین رهبران قرن تبدیل کرد.

اندرو جکسون: معمار اقتصادی آمریکا، از مرزهای فقیرنشین برخاست و بعدها در شکلدهی به اقتصاد مدرن این کشور نقش داشت.

ماهاتیر محمد: او که مدرسهرفتن را در شرایط کودکی خود «یک اتفاق لوکس» توصیف میکند، کشورش را از اقتصادی ضعیف، به صنعتی پیشرو رساند.
نظر شما