آگاه: در میان روایتهای فراوانی که از شهید سلیمانی نقل شده، آنچه میتواند تصویری دقیقتر و قابل اتکاتر ارائه دهد، روایت فرماندهانی است که او را نه در قاب رسانه، بلکه در متن میدان، در لحظات تصمیمگیریهای دشوار و در بزنگاههای راهبردی دیدهاند. روایت کسانی که با او کار کردهاند، منطق فرماندهیاش را لمس کردهاند و شاهد بودهاند که چگونه امنیت، از نگاه حاج قاسم، همزمان امری نظامی، اجتماعی، انسانی و آیندهنگرانه بود.
سردار عبدالله (عبدالعلی) عراقی از جمله همین فرماندهان است. او که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۶ جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بوده، هماکنون ریاست پژوهشکده دفاع مقدس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس را برعهده دارد. اما آنچه روایت او را از حاج قاسم متمایز میکند، صرفا جایگاه سازمانیاش نیست، بلکه همراهی میدانی نزدیک با سپهبد شهید سلیمانی در یکی از حساسترین مقاطع تحولات منطقه است.
مشروح گفتوگوی او با خبرگزاری «مهر» بدین شرح است:
از نگاه شما که سالها شهید سلیمانی را از نزدیک میشناختید، مهمترین میراث فکری و راهبردی او چه بود؟
من از دوران دفاع مقدس حاج قاسم را میشناختم. آن زمان هر دو فرمانده تیپ بودیم، اما در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ که حدود هشت تا ۹ ماه به دستور ایشان در سوریه و در حلب حضور داشتم، ارتباط ما بسیار نزدیکتر شد. بهنظر من، حاج قاسم اگر نگوییم بینظیر، قطعا کمنظیر بود. او شخصیتی بود که در فراز و نشیب حوادث، خودش را نشان داد. از یک فرمانده صرفا ملی عبور کرده و به یک شخصیت بینالمللی تبدیل شده بود؛ شخصیتی با افق فکری بسیار بلند و نگاه غیرمحدود.
این افق فکری بلند که به آن اشاره میکنید، در چه حوزههایی بروز داشت؟
در تسلط ایشان بر تحولات ملی، منطقهای و حتی جهانی. حاج قاسم فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ فهم عمیقی از سیاست، جامعه، روابط بینالملل و معادلات قدرت داشت. با وجود اینکه تحصیلات دانشگاهی آکادمیک کلاسیک نداشت، اما در تحلیل و نظریهپردازی، بسیاری از کسانی که دارای دکترای علوم سیاسی یا روابط بینالملل بودند، به گرد پای او نمیرسیدند. این نبوغ ذاتی در میدان کاملا خودش را نشان میداد.
حاج قاسم چه نگاهی به مردم منطقه داشت؟ آیا دغدغه او صرفا مقابله نظامی با داعش و تروریسم بود؟
خیر، اصلا. دغدغه اصلی حاج قاسم مردم بودند. چه مردم سوریه و چه مردم عراق! مسئله او فقط منافع ملی ایران نبود؛ مسئلهاش نجات انسانها از شر تروریسم تکفیری بود. واقعا اگر نقش حاج قاسم نبود، عراق قطعا سقوط میکرد. او شب و روز برای نجات مردم این کشورها تلاش میکرد و این نگاه، کاملا انسانی و دینی بود.
اگر بخواهیم «امنیت» را از نگاه حاج قاسم تعریف کنیم، این امنیت چه ویژگیهایی داشت؟
امنیت از نگاه حاج قاسم، مبتنی بر انسجام، وحدت و همافزایی جبهه جهانی اسلام و مستضعفین بود. او از چارچوب امنیت ملی کلاسیک عبور کرده بود. باور داشت اگر مجموعهای از ملتها، گروهها و حتی آزادیخواهان غیرمسلمان در کنار هم قرار بگیرند، میتوانند به قدرتی تبدیل شوند که قواعد بینالمللی را تحت تاثیر قرار دهد.
این نگاه وحدتمحور چگونه در میدان عمل میشد؟
در سوریه، پادگانی داشتیم که نیروهایی از کشورهای مختلف در آن حضور داشتند؛ ایرانی، سوری، لبنانی، افغانی (فاطمیون)، پاکستانی و… نکته جالب این بود که علاقه و عاطفه این نیروها نسبت به حاج قاسم، گاهی حتی از نیروهای ایرانی هم بیشتر بود. او توانسته بود با وجود تفاوت زبان، فرهنگ و ملیت، همه را در یک چارچوب فکری و انسانی منسجم کند.
در کنار اقتدار نظامی، از روحیه انسانی و اخلاقی حاج قاسم نیز زیاد گفته میشود. شما چه تصویری از این بعد دارید؟
با اینکه همه از او حساب میبردند و کسی جرأت تخلف از دستورش را نداشت، اما بهشدت مهربان و مردمی بود. با نیروها صمیمی برخورد میکرد، آنها را در آغوش میگرفت، به خانواده شهدا و ایثارگران توجه ویژه داشت. همین ترکیب اقتدار و محبت، یکی از رازهای نفوذ و محبوبیت او بود.
ولایتمداری شهید سلیمانی یکی از ویژگیهای برجسته اوست. خاطرهای در این باره دارید؟
بله. یکبار در سوریه گزارش شد که تعداد نیروهای اعزامی از ایران بیش از مجوزی است که از مقام رهبری گرفته شده بود. حاج قاسم بهشدت ناراحت شد و دستور داد همان شب نیروها به کشور بازگردند. با اینکه نماینده مستقیم رهبری بود و اختیار داشت، اما حتی لحظهای حاضر نبود از چارچوب اذن ولایت عبور کند. این میزان تقوا و التزام، واقعا کمنظیر بود.
خبر شهادت حاج قاسم را چگونه و کجا دریافت کردید؟
در ستاد کل بودیم. ابتدا خبرها ضدونقیض بود. اما وقتی از طریق برخی قرائن و تماسها مطمئن شدیم، فضای سنگینی حاکم شد. صدای گریه اطرافیان و نزدیکانش، نشان میداد که یک سرمایه بزرگ و تکرارناشدنی از دست رفته است.
بهعنوان جمعبندی، شهادت حاج قاسم سلیمانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهادت حاج قاسم، ضربه بزرگی به جبهه مقاومت و جهان مستضعفین بود، اما او را ماندگارتر کرد. حقش این بود که با عزت و سربلندی به شهادت برسد. شهادت، نام و راه او را تثبیت کرد و این مسیر همچنان ادامه دارد.
نظر شما