آگاه: این الگوها نه تنها نشاندهنده واکنشهای فردی به شرایط سخت هستند، بلکه بر بافت اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی ساختارهای فرهنگی جامعه نیز تاثیر عمیقی گذاشتهاند و اغلب از برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری مولد به سمت استراتژیهای کوتاهمدت بقا و حفظ ارزش دارایی سوق یافتهاند.
تا دوران رضاخان اقتصاد ایران هنوز عمدتا کشاورزی، سنتی و مبتنی بر تجارت محلی بود. تورم معمولا پایین (اغلب زیر ۱۰ درصد) و نسبتا پایدار نگه داشته میشد، بنابراین مردم عادی – کشاورزان، کسبه کوچک و کارگران – میتوانستند پساندازهای محدود خود را به صورت فیزیکی و ملموس حفظ کنند. زمین کشاورزی، دام، طلا، نقره و جواهرات سنتی گزینههای اصلی بودند، پول نقد ارزش خود را به سرعت از دست نمیداد و خانوارها بدون ترس شدید از تورم، افق برنامهریزیشان را تا حدودی بلندمدت میدیدند، مثلا برای ازدواج فرزندان یا خرید زمین بیشتر. این دوره با اصلاحات اداری، ساخت راهآهن و تمرکز بر زیرساختها همراه بود و اعتماد نسبی به پول ملی و سیستم اقتصادی، مسائل و دیدگاههای جدیدی ایجاد کرد.
جنگ جهانی و پیدایش احتکار
با ورود به دهه ۱۳۲۰، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، همه چیز تغییر کرد. تورم نوسانی و گاه بسیار شدید (حتی بالای ۵۰ درصد در برخی ماهها) به دلیل کمبود کالا، افزایش تقاضای نظامی و اختلال در زنجیره تامین رخ داد. در این شرایط، رفتار احتکاری و انباشت کالا برای نخستین بار به صورت گسترده در جامعه رواج یافت. مردم عادی برنج، قند، شکر، پارچه، نفت سفید و حتی اقلام وارداتی را بیش از نیاز ماهانه ذخیره میکردند تا از گرانی ناگهانی یا کمبود جلوگیری کنند. این الگو، که ریشه در ترس واقعی از گرسنگی و فقر داشت، نخستین نشانههای پایدار «حفظ ارزش به هر قیمتی» و رفتار دفاعی را در فرهنگ اقتصادی ایرانیان نهادینه کرد و اثرات آن تا دههها باقی ماند.
دوران ثبات و اعتماد به پول ملی
پس از جنگ جهانی دوم، جهش درآمدهای نفتی و برنامههای توسعه صنعتی، ثبات نسبی را بازگرداند. تورم اغلب بین دو تا هشت درصد نوسان داشت و با چاپ پول مطمئن، خانوارها برای اولین بار اعتماد واقعی به پول ملی پیدا کردند. پسانداز بانکی رواج یافت، سپردههای قرضالحسنه و سوددار جذاب شدند، خرید خانه، زمین، خودروهای داخلی مانند پیکان و لوازم خانگی افزایش چشمگیری پیدا کرد و افق برنامهریزی به میانمدت (پنج تا ۱۰ سال) رسید. مردم عادی احساس میکردند که با کار ثابت، تحصیل فرزندان و پسانداز منظم، میتوانند زندگی بهتری بسازند. مصرف متعادل بخشی طبیعی از سبک زندگی شد و حتی طبقه متوسط شهری در حال شکلگیری بود.
جهش نفتی و آغاز مصرفگرایی تورمی
دوران طلایی اما کوتاه بود. جهش بزرگ درآمدهای نفتی در نیمه دوم دهه ۱۳۵۰، همراه با پدیده بیماری هلندی ( وابستگی بیش از حد به نفت، واردات گسترده کالا و کاهش رقابتپذیری تولید داخلی ) تورم را به ۲۵ تا ۳۰ درصد در اواخر همان دوره رساند. مصرفگرایی شدید حاکم شد، خانوارها به سمت هجوم برای خرید کالاهای وارداتی مانند تلویزیون رنگی، یخچالهای خارجی، خودروهای لوکس و حتی اقلام تجملی رفتند. الگوی «هرچه زودتر خرج کن یا پیشاپیش بخر» شکل گرفت و انتظارات تورمی برای همیشه تغییر کرد. مردم باور کردند که درآمدهای نفتی ناگهانی بدون مدیریت صحیح، فقط گرانی میآورد.
نابودی پسانداز و الگوی بقا
جنگ تحمیلی هشتساله ایران و عراق این روند را به نقطه بحران مطلق رساند. تورم بسیار بالا (۲۰ تا ۵۰ درصد و در برخی سالها بیشتر)، اقتصاد کوپنی، بازار سیاه گسترده، کمبود شدید کالا و قطع زنجیره تامین، پسانداز نقدی را تقریبا نابود کرد. خانوارها به الگوی بقای خالص روی آوردند: تبدیل فوری هر ریال به طلا، دلار، سکه یا کالاهای بادوام مانند یخچال، تلویزیون، فرش ماشینی و حتی مواد غذایی فله. اعتماد به سیستم بانکی کاملا از بین رفت و خانوادهها برای تامین حداقل نیازهای غذایی، دارویی و گرمایشی با دشواریهای عظیم روبهرو بودند. بسیاری از سرمایههای کوچکشان در تورم ذوب شد و این دوره، پایههای الگوی اقتصادی دفاعی مدرن را محکم کرد.
بازسازی و چندشغله شدن
دوره سازندگی هاشمیرفسنجانی با تورم متوسط تا بالا (۱۵ تا ۴۹ درصد در اوج) همراه بود و تلاش برای بازسازی پس از جنگ داشت. خرید مسکن و خودرو دوباره اولویت شد، سپردههای بانکی با سودهای بالا (گاهی بالای ۲۰ درصد) جذابیت پیدا کرد و چندشغله شدن – کارمند دولت بودن همراه با تجارت کوچک، رانندگی یا تدریس خصوصی – به تدریج به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. در دوران اصلاحات نیز تورم نسبتا کنترلشده (۱۲ تا ۲۰ درصد) اعتماد موقتی ایجاد کرد، بورس برای مدتی محبوب شد و خانوارها کمی به پسانداز و سرمایهگذاری در سهام
روی آوردند، اما این ثبات شکننده بود.
جهش ارزی و تثبیت الگوی دفاعی
دولت احمدینژاد با جهش ارزی و تورمی سالهای ۱۳۹۲–۱۳۹۱، الگوی دفاعی را برای همیشه تثبیت کرد. تورم ۲۰ تا ۴۰ درصد و بیشتر، مردم را به سمت طلا، سکه، دلار، مسکن و خودرو سوق داد. دلالی کوچک (خرید و فروش در مقیاس خرد) بخشی از اقتصاد خانوار شد و اعتماد به پول ملی به پایینترین سطح رسید. از دوران روحانی به بعد، تحریمهای شدید، شوکهای ارزی ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ و تورم مزمن بالای ۳۵ تا ۵۰ درصد، این الگو را به اوج شدت رساند. در دی ۱۴۰۴، شاخص قیمت مصرفکننده به حدود ۴۳۵ رسیده، تورم نقطهبهنقطه حدود ۵۰ تا ۵۲ درصد و تورم سالانه حدود ۴۰ تا ۴۲ درصد گزارش شده است. ارقامی که بالاترین سطوح در سالهای اخیر هستند و فشار معیشتی را به مرز انفجار رساندهاند. نرخ دلار آزاد در این دوره به حدود ۱۴۵ تا ۱۴۷ هزار تومان رسیده و نوسانات شدید داشته است.
الگوی اقتصادی امروز: حفظ ارزش در برابر ذوب شدن پول
در شرایط کنونی، رفتار غالب خانوارها «حفظ ارزش پول در برابر ذوب شدن» است، نه رشد آن یا لذت مصرف. اغلب پول نقد حتی برای ۲۴ تا ۴۸ ساعت در حساب بانکی نمیماند و فورا به طلا، دلار، سکه، خودرو، گوشی موبایل، لپتاپ یا کالاهای مصرفی بادوام تبدیل میشود. به همین دلیل رشد روزانه ابزارهای سرمایهگذاری در طلا و نقره را شاهد هستیم. انباشت پیشاپیش کالا (برنج، روغن، شویندهها، مواد غذایی با تاریخ انقضای طولانی ) به حدی رسیده که بسیاری از خانهها به انبارهای کوچک تبدیل شدهاند. سبد مصرف غیرضروری به شدت کوچک شده: تفریحات خانوادگی، سفر، رستوران، خرید لباس نو، تعویض لوازم خانگی، کلاسهای فوقبرنامه فرزندان و حتی برخی هزینههای درمانی غیراورژانسی مانند دندانپزشکی حذف یا به حداقل رسیدهاند. چندشغله شدن فراگیر است، بیش از ۴۰ درصد شاغلان حداقل دو یا سه شغل اعم از رانندگی اسنپ و فروش آنلاین گرفته تا تدریس خصوصی و کارهای فصلی دارند. تلاش برای درآمد دلاری از طریق فریلنسینگ از راه دور، کار برای شرکتهای خارجی یا مهاجرت موقت کاری به ترکیه، عمان، عراق و ارمنستان افزایش چشمگیری یافته و فعالیتهای دلالی کوچک (خرید و فروش دلار، طلا، گوشی، PS۵ و حتی مواد غذایی فله) بخشی جداییناپذیر از اقتصاد غیررسمی خانوارها شده است. انتظارات تورمی قفلشده – باور عمومی به افزایش حداقل ۴۰ تا ۵۰ درصدی قیمتها هر سال – خود تورم را تقویت میکند و رفتار گروهی مانند هجوم به بازار پس از هر خبر بد (افزایش قیمت بنزین، تعرفه یا تحریم جدید) را رواج میدهد.
چشمانداز آینده: ادامه بحران یا نقطه عطف؟
پیشبینی برای سالهای ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷ نیز عمدتا نگرانکننده است. تورم میانگین ممکن است بین ۳۸ تا ۵۵ درصد (و در سناریوهای بدبینانه تا ۷۶ درصد) نوسان کند، در حالی که رشد اقتصادی نزدیک صفر، منفی خفیف (تا منفی ۲.۸ درصد) یا حداکثر ۰.۶ تا ۱.۱ درصد پیشبینی میشود. در این فضا، سناریوی پایه – محتملترین – ادامه اقتصاد بقا، گسترش اقتصاد زیرزمینی، محو کامل طبقه متوسط رو به پایین و دوقطبی شدید اجتماعی بین اقلیت برخوردار از درآمد دلاری/رانتی (با سبک زندگی نسبتا لوکس) و اکثریت بسیار کممصرف است.
سناریوهای مثبتتر (کاهش نسبی تحریمها، تورم زیر ۳۰ تا ۳۵ درصد و رشد مثبت کوچک) کماحتمال به نظر میرسند و سناریوهای بحرانی (تورم بالای ۷۰ درصد با تنش نظامی یا تحریم کامل نفتی) نیز ممکن هستند، به ویژه با توجه به سیاستهای دولت دوم ترامپ و ناترازی شدید انرژی در ایران.
راهکارهای اصلاحی: حمایت هوشمند همراه با مهار تورم
برای اصلاح این الگوی دفاعی و حرکت به سمت مصرف متعادلتر، پسانداز مولد کوچک و کاهش رفتارهای هیجانی، سیاستهای حمایتی باید هوشمند، هدفمند، پایدار و همزمان با مهار تورم اجرا شوند. کالابرگ الکترونیکی پلکانی برای دهکهای پایین (یک تا هشت) میتواند قدرت خرید کالاهای اساسی را بدون چاپ پول جدید حفظ کند و فشار احتکار فردی را کاهش دهد.
یارانههای نقدی مشروط به رفتارهای مثبت – مانند صرفهجویی در مصرف انرژی، بیمه سلامت خانواده یا ثبتنام فرزندان در مدرسه – نه تنها کمک مستقیم بلکه عادتهای سازنده ایجاد میکند. تسهیل درآمد دلاری برای فریلنسرها و دورکاران – از طریق معافیت مالیاتی موقت، پلتفرمهای رسمی پرداخت بینالمللی و رفع محدودیتهای ارزی به ویژه از طریق کشورهای همپیمان مانند روسیه و چین – میتواند میلیونها خانوار را از چرخه کاملا ریالی خارج کند. اصلاح تدریجی قیمت انرژی (با جبران مستقیم برای مصرفکننده نهایی) منابع بودجه را آزاد میکند و تورم هزینهای را کنترل میکند. طرحهای پسانداز تورممحور (سپردههای بانکی یا اوراق قرضه وابسته به تورم، طلا یا دلار) میتواند اعتماد نسبی به سیستم را بازگرداند و بستههای مهارتآموزی رایگان یا ارزان برای تولید کوچک خانگی (دیجیتال مارکتینگ، برنامهنویسی ساده، کشاورزی گلخانهای، تعمیرات لوازم خانگی و خیاطی) میتواند درآمد واقعی خانوارها را افزایش دهد.
اما عامل کلیدی و تعیینکننده، کنترل انتظارات تورمی از طریق شفافیت کامل بودجه، کاهش شدید کسری (که اکنون بیش از ۴۰ درصد تامین آن با استقراض از بانک مرکزی است)، استقلال واقعی بانک مرکزی و دیپلماسی فعال برای کاهش تنشهای بینالمللی خواهد بود. تجربه کشورهای مشابه مانند ترکیه (۲۰۲۴–۲۰۲۱) و آرژانتین نشان میدهد که حمایتهای گسترده بدون مهار همزمان تورم، فقط چرخه معیوب را تشدید میکند و نهایتا به ابرتورم، کوچکتر شدن شدید طبقه متوسط یا فروپاشی اعتماد اجتماعی منجر میشود.
نقش مردم در شرایط بحران: شبکههای حمایتی محلی
در شرایطی که دولت ابزار کافی، هماهنگی لازم یا امکان سیاسی برای تغییرات ساختاری بزرگ ندارد، بهترین و موثرترین سطح اقدام، ابتکار مستقیم مردم برای مردم است. ایجاد شبکههای تعاونی محلی خرید عمده در محلهها، مساجد، حسینیهها، گروههای فامیلی یا همسایگی (۱۰ تا ۵۰ نفره) که کالاهای اساسی را مستقیم از عمدهفروشان معتبر با ۱۵ تا ۳۰ درصد تخفیف تهیه و عادلانه تقسیم میکنند، نه تنها هزینه واقعی را پایین میآورد بلکه حس امنیت جمعی ایجاد میکند، احتکار فردی را کاهش میدهد و وابستگی به خردهفروشی گران را کم میکند.
کمک مستقیم و ماهانه کوچک اما مستمر (۵۰۰ هزار تا دو میلیون تومان برای غذا، دارو، قبض یا هزینههای ضروری) به سه تا پنج خانواده نزدیک – همسایه، فامیل درجه یک یا دو، همکار سابق یا دوست صمیمی – بدون واسطه خیریههای بزرگ، شفاف، سریع و ادامهدار است و میتواند از فروپاشی کامل برخی خانوادهها جلوگیری کند.
اشتراک مهارتهای درآمدزا به صورت رایگان یا نمادین (دورههای کوتاه آنلاین یا حضوری زبان انگلیسی، فریلنسینگ دیجیتال، تعمیر موبایل و لوازم خانگی، آشپزی حرفهای، خیاطی یا برنامهنویسی پایه) میتواند چرخه فقر را بشکند، جوانان و خانهداران را به درآمد دلاری کوچک برساند و امید به آینده را زنده نگه دارد.
گروههای گفتوگوی منظم هفتگی (چت گروهی یا دیدار حضوری) برای پشتیبانی روانی – جایی که مردم از فشارهای روزانه حرف میزنند، تجربههای بقا را به اشتراک میگذارند، شوخی میکنند و بدون شعارهای توخالی امید میدهند – افسردگی، انزوا و فروپاشی روانی گسترده را کاهش میدهد.
اقتصاد چرخشی محلی – تعمیر لوازم به جای دور انداختن، امانت دادن ابزارآلات، کتاب، لباس کودکان یا حتی وسایل خانه و خرید مستقیم از تولیدکنندگان کوچک (کشاورز محلی، دامدار، نانوای محلهای یا کارگاه خانگی) – مصرف را ۲۰ تا ۴۰ درصد بدون افت محسوس کیفیت زندگی کم میکند و پول را درون جامعه محلی نگه میدارد. با انجام این امور و فرهنگسازی برای این اتفاقات، حس شرم آن را باید کم کرد.
این اقدامات مردمی – کمهزینه، مبتنی بر اعتماد نزدیکان و قابل اجرا بدون نیاز به مجوزهای پیچیده – از کمپینهای بزرگ آنلاین یا خیریههای رسمی موثرترند، زیرا پراکنده نمیشوند، سوءاستفاده کمتری دارند و ادامهدار میمانند. در حالی که تورم ۴۰ تا ۴۲ درصدی آذر و دی ۱۴۰۴، جهش دلار به کانال ۱۴۰ هزار تومان و اعتراضات گسترده دی ۱۴۰۴ که با شعارهایی علیه تورم و گرانی همراه بود، عمق بحران را نشان میدهند. این شبکههای کوچک حمایتی میتوانند جایگزین نسبی حمایت ضعیف دولتی شوند، تابآوری اجتماعی را حفظ کنند و از هزینههای انسانی جبرانناپذیر جلوگیری کنند.
بهره سخن
در نهایت، اقتصاد ایران امروز نه تنها با تورم مزمن، رکود عمیق، تحریمهای تشدیدشده، ناترازی انرژی و نابرابری فزاینده (ضریب جینی نزدیک ۰.۳۹) دست به گریبان است، بلکه با بحران اعتماد عمیق، ناامیدی روانی گسترده، فشار معیشتی بر میلیونها خانوار و دوقطبی اجتماعی شدید روبهروست. اصلاح واقعی و پایدار نیازمند تغییرات ساختاری بزرگ در سیاست، استقلال بانک مرکزی، کنترل کسری بودجه، مبارزه جدی با فساد و حمایت واقعی از تولید داخلی است، اما تا تحقق این تغییرات، همدلی عملی، شبکههای حمایتی محلی و اقدام جمعی کوچکمقیاس مردم برای مردم، تنها سپر واقعی و قابل اتکا برای سبکتر کردن بار زندگی روزمره، جلوگیری از فروپاشی خانوادهها و حفظ حداقل امید و همبستگی اجتماعی به شمار میرود. تاریخ نشان داده ایرانیان در سختیها تابآوری شگفتانگیزی داشتهاند، اما ادامه وضعیت فعلی بدون هیچ تغییری، هزینههای اجتماعی، روانی و انسانی بسیار سنگینی خواهد داشت که جبران آن سالها زمان میبرد.
نظر شما