هر بار که صدایی می‌شنویم از زمزمه آهنگین مادری که فرزند خود را در آغوش گرفته تا یک آواز آشنا در بازار شلوغ شهر، با دو جهان متفاوت اما پیوسته می‌بینیم که تلاقی آنها با هم چقدر شبیه به‌هم و آشنا هستند: آوا و نوا. اما تا به حال به این فکر کرده‌اید تفاوت این دو کلمه در چیست؟

کسی از متخصصان نظر نخواست

آگاه: «آوا» صدای خام و طبیعی است، آزاد و بی‌واسطه، صدایی که از حنجره یا طبیعت برمی‌خیزد و الزاما قواعدی ندارد. دقیقا همانند لالایی مادری که برای خواباندن نوزادش زمزمه می‌کند که هیچ ریتم پیچیده یا سازبندی موسیقایی به آن تحمیل نشده است. در مقابل، «نوا» صدایی است سازمان‌یافته، با ریتم و ملودی مشخص و دارای جایگاهی در سازبندی موسیقی و ساختاری که ذهن شنونده را با خود همراه می‌کند. نوا، صدای انسان را از تجربه‌ای فردی به تجربه‌ای جمعی تبدیل می‌کند؛ یک آواز، ترانه‌ای محلی یا قطعه‌ای در دستگاه‌های ایرانی، همه نمونه‌هایی از نوا هستند.
این تمایز ساده اما بنیادی، نشان می‌دهد موسیقی ایرانی که ریشه در آوا و نوا دارد از چه نقطه‌ای آغاز و چه مسیری را پیموده است و چگونه از آواهای ساده روزمره، به نواهای نظام‌مند و تاثیرگذار ملی رسیده است. ششم بهمن در تقویم رسمی کشور به همین نام، «روز آواها و نواهای ایرانی» ثبت شده است؛ روزی برای یادآوری سرگذشت این مسیر طولانی و پیوند میان تجربه مردم و تبدیل آن به موسیقی ملی ایران زمین. بر اساس آنچه در تقویم رسمی کشورمان به ثبت رسیده، روز ششم بهمن به افتخار و پاسداشت «صفی‌الدین عبدالمومن فاخر ارموی» از دانشمندان و نوابغ جهانی علم موسیقی به نام روز ملی «آواها و نواهای ایرانی» نامگذاری شده است.

چرا ششم بهمن؟
اما چرا ششم بهمن برای نامگذاری این روز انتخاب شد؟ پیش از این، پیشنهادهای متعددی برای انتخاب تاریخ این روز مطرح شده بود، برخی خواستار زنده نگه‌داشتن یاد محمدرضا شجریان، آوازخوانی که خاطرات میلیون‌ها ایرانی را با نواهایش ساخت، بودند و برخی دیگر به فارابی، فیلسوف و موسیقیدان بزرگ فکر کردند که در تاریخ موسیقی ایران، نقش کلیدی دارد.
براساس روایتی که در رسانه‌ها برای نامگذاری این روز به ثبت رسیده ماجرا از این قرار است که روز ۲۱ بهمن سال ۱۳۹۹ در جلسه «شورای فرهنگ عمومی کشور» ثبت چنین روزی با چنین عنوانی به تصویب اعضای حاضر در جلسه رسید. مصوباتی که پس از تصویب نهایی در شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مرجع عالی‌تر در تقویم رسمی کشور به ثبت می‌رسد. ماجرای ثبت این عنوان تا سال ۱۴۰۰ تقریبا مسکوت می‌ماند تا اینکه روز پنجم خرداد همین سال در هشتصد و چهل و یکمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی که به ریاست رئیس‌جمهور وقت برگزار می‌شود از بین ۲۸ عنوان مختلف برای ثبت، ۱۹ عنوان از جمله روزی ویژه موسیقی به تصویب اعضای حاضر در جلسه رسید و سرانجام روز ششم بهمن مصادف با سالروز وفات صفی‌الدین ارموی به عنوان «روز آواها و نواهای ایرانی» در تقویم رسمی کشور ثبت شد.
این فرآیند که از سال ۱۴۰۱ در گاه‌شمار رسمی کشور منتشر می‌شود، از جهات مختلف قابل بررسی است چرا که گفته می‌شود پس از سال‌ها مجادله و بحث و نظر با هم‌فکری، هم‌اندیشی و درخواست تعدادی از اصحاب فرهنگ و هنر تهیه و به شورای فرهنگ عمومی کشور ارسال شده است. نکته‌ای که تازه آغاز ماجرا بوده است زیرا برخی معتقدند در این مسیر از نظرات اهالی ذی‌صلاح حوزه موسیقی در این زمینه نظرخواهی چندانی نشده است.
 چارچوبی که موجب شد در این سال‌ها نهادها، هنرمندان و مجموعه‌های صنفی مختلف هرکدام به فراخور نحوه فعالیت‌ها، دیدگاه‌ها و نگرش‌های موسیقایی‌شان نسبت به این مسیر واکنش‌های متعددی در رسانه‌ها داشته باشند. موضوعی که به نظر می‌آید هنوز از اهمیت چندانی در حوزه سیاستگذاری و مدیریتی برخوردار نیست اما همچنان به عنوان یکی از چالش‌های مورد نظر حوزه موسیقی مورد توجه است.
البته که در اهمیت شخصیت علمی، فرهنگی، هنری و موسیقایی صفی‌الدین ارموی به عنوان یکی از موسیقیدانان و خوشنویسان قرن هفتم هجری که دارای مقاله‌ها و رساله‌های متعددی در حوزه‌های نظری موسیقی است، شکی نیست اما آنچه در این چارچوب می‌تواند مورد توجه و کنکاش بیشتر قرار گیرد، نحوه انتخاب این عالم فرهیخته برای انتخاب یک روز ویژه موسیقی در تقویم رسمی و همچنین کلیدواژه انتخاب شده این موضوع است که به جای واژه «موسیقی» از «آوا و نوا» برای درج این عنوان استفاده شده، موضوعی که می‌تواند در گزاره‌های رسانه‌ای مختلف مورد بحث و بررسی بیشتری قرار گیرد.

آوای لالایی
کودک پیش از شنیدن هر ترانه یا قطعه موسیقایی، با لالایی‌های مادرش آشنا می‌شود. زمزمه‌هایی که مادران برای آرام کردن، خواباندن یا بیان احساسات‌شان برای کودک می‌خوانند، حامل عاطفه و فرهنگ‌اند. این نوع از آواها نه فقط نوعی از موسیقی، بلکه زبانی انسانی برای برقراری ارتباط با نوزاد و انتقال ارزش‌ها، امیدها و تجربه‌های زندگی‌اند. در فرهنگ‌های گوناگون ایران، لالایی‌ها نقش متفاوت اما مهمی دارند. در جای‌جای ایران این آواها با گویش و ملودی محلی خوانده می‌شوند و مضامینی چون شادی و آرزو را منتقل می‌کنند. مثلا در مناطق قشقایی، با الگوهای تکرارشونده حامل معانی مانند شجاعت و دلیری است و لالایی‌های پارسی، با واژه‌های ساده و ریتم طبیعی و آشنا، عاطفه مادرانه را به کودک منتقل می‌کنند. پژوهش‌های مردم‌شناسی در این زمینه آورده‌اند که لالایی‌ها، نخستین مواجهه انسان با موسیقی‌اند؛ همان آواهای ابتدایی که بعدها می‌توانند به نواهایی تاثیرگذار در موسیقی‌های ملی ـ محلی و کلاسیک تبدیل شوند. از این نقطه به بعد، مسیر آوا به نوا آغاز می‌شود؛ تجربه‌ای فردی که به تجربه‌ای جمعی بدل می‌شود و در تاریخ و خاطره مردم ایران ماندگار می‌ماند.

گیلان؛ خطه‌ای غنی از نواها
برای نزدیک‌تر شدن به این نواهای ملی به شمال کشور سفر می‌کنیم، جایی که نواهای محلی به نوای ملی این مرز و بوم تبدیل شدند. در شالیزارها و بازارهای گیلان، موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره است. آوازهای کار در شالیزار، ترانه‌های محلی در کوچه و بازار، همگی گوشه‌هایی از این نواهای چندلایه‌اند. مرحوم ناصر مسعودی، یکی از چهره‌های برجسته موسیقی محلی گیلان بود که توانست این نواها را فراتر از مرزهای منطقه به یادها بسپارد. آثار او مثال‌هایی از آمیختن تجربه محلی با احساس جمعی‌اند؛ ترانه‌ای مانند «بنفشه گل»، با ملودی ساده و بی‌پیرایه، مستقیم به قلب مخاطب می‌نشیند و ماندگار می‌شود. حتی ملودی مرتبط با سریال تاریخی «کوچک جنگلی» که توسط مسعودی اجرا شد، اکنون نمادی از تاریخ مقاومت در ذهن ایرانیان است.

جینگ و جینگ ساز میاد
از شمال ایران به جنوب می‌رویم، جایی که آوازها با شادی و ریتم زندگی درهم تنیده‌اند. یکی از نمونه‌های مشهور، ترانه‌ای از استان فارس است که در مراسم‌های شادی و عروسی شنیده می‌شود: «جینگ و جینگ ساز میاد از بالای شیراز میاد...» این عبارت آوایی است که با شور و شعف همراه می‌شود. این اثر با صدای محمد نوری توانست از آوای فولکلور به نوای ملی ایرانی پیوند بخورد و اثری بی‌نظیر بسازد که در حافظه جمعی مردم ایران ماندگار شد.
نوری، با بیش از ۳۰۰ اثر اجرا شده در طول پنج دهه، موسیقی را همانند تجربه زیسته فرهنگ ایرانی دید. قطعاتی چون «جان مریم»، «ایران، ایران» و «واسونک» در سه نسل از مردم شنیده شده‌اند و همچنان خاطره‌انگیزند. او نه فقط خواننده، بلکه آموزگار آواز و انتقال‌دهنده دانش موسیقایی و پاسداری نمونه برای نواها و آوای ملی ایران بود. اما اگر از این تجربیات به خوبی مراقبت و از آنها یاد نشود، رفته رفته در خاطر نسل‌های جدید از بین می‌روند.

مشکل از انتخاب واژگان است
رضا مهدوی، کارشناس حوزه موسیقی و از جمله هنرمندانی که طی سال‌های گذشته به عنوان مدیر و پژوهشگر در بخش‌های مختلف عرصه موسیقی حضور مستمری داشته درباره روز ملی «آواها و نواهای ایرانی» توضیح داد: این جزو معدود دفعاتی است که رسانه‌ها به موضوعی که می‌تواند از جهات مختلفی از اهمیت برخوردار باشد، پرداخته‌اند. گرچه باید گفت همین که به بهانه «موسیقی» یک روز در تقویم رسمی کشور ثبت شده می‌تواند اتفاق خوبی به حساب آید اما انتخابات دیگری چون سالروز وفات یا ولادت دانشمندان دیگر فرهنگ و هنر ایران زمین نیز می‌توانست مورد بررسی قرار بگیرد.
وی ادامه داد: البته باید به این نکته هم اشاره داشت که موسیقی ایران در یک صد سال گذشته شاهد ظهور و بروز فرهیختگان بسیار ارزشمندی بود که خدمات زیاد و موثری را برای اعتلای موسیقی این سرزمین انجام دادند. بنابراین وقتی نام «موسیقی» به میان می‌آید متولیان امر هم می‌توانند با تحقیقات و نظرخواهی بیشتری درباره انتخاب کلیدواژه و تاریخ انتخاب روزی ویژه موسیقی اقدام کنند. این کارشناس و مدرس حوزه موسیقی در پاسخ به این پرسش که چرا اهالی موسیقی از زمان ثبت رسمی این روز در تقویم رسمی کشور استقبالی به عمل نیاوردند، تصریح کرد: به نظر من انتخاب عبارت «آوا و نوا» به جای واژه «موسیقی» یکی از مهم‌ترین دلایل استقبال نکردن اهالی موسیقی از ثبت چنین روزی است. مسیری که بنده از آن مطمئن نیستم اما به نظر می‌آید در آن زمان از نظرات اهالی موسیقی پیرامون این موضوع کمتر استفاده شده است.
مهدوی در پایان تاکید کرد: همین که رسانه‌ها بتوانند در آستانه فرارسیدن چنین روزی روی نحوه انتخاب روز و عنوان حساس شوند به خودی خود می‌تواند دربر گیرنده نکات قابل تاملی باشد. فرآیندی که با کمی برنامه‌ریزی، تحلیل، آسیب‌شناسی و مدیریت می‌تواند موجب تبعات مثبت و موثری برای گسترش موسیقی خوب باشد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.