آگاه: کانال ۱۴ رژیم صهیونیستی نیز همزمان با ورود ناو لینکلن، ادعا کرده که آمریکا و اسرائیل بر سر حملات سریع و قوی علیه ایران به توافق رسیدهاند! این دست خبرسازیها و فضاسازیها در شرایطی است که اساسا ورود ناو لینکلن به منطقه غرب آسیا، نه یک کنش تهاجمی که یک رویکرد تدافعی از ناحیه ایالات متحده و برای مقابله با حمله پیشدستانه احتمالی ایران ارزیابی میشود.
منابع رسانهای دشمن مدعی هستند با اعزام ناوگروه لینکلن به منطقه، ایالات متحده آماده حمله به ایران خواهد بود؛ اما آیا استعداد یک ناو هواپیمابر و چند ناوشکن و زیردریایی همراه آن برای حمله به کشوری به وسعت و توانایی نظامی ایران کافی خواهد بود یا این موضوع تنها یک بلوفزنی و تهدید رسانهای است؟
ارتش آمریکا دیگر به شکل سابق در منطقه غرب آسیا استقرار رزمی پرحجم ندارد و این موضوع بر کسی پوشیده نیست؛ نه روی زمین دیگر خبری از لشکرهای پیاده و زرهی، قوای هوابرد یا لشکر تفنگداران دریایی آمریکاست و نه مانند دهه اول ۲۰۰۰ یا سالهای درگیری در عراق و سوریه اسکادرانهای رزمی نیروی هوایی در دسترس است؛ در آبهای خلیج فارس، دریای عمان، دریای عرب و دریای سرخ نیز در ماههای گذشته تقریبا هیچ حضور خاصی از نیروی دریایی آمریکا مشاهده نشد و عمده توان آنها در جنوب دریای کارائیب برای محاصره دریایی ونزوئلا مستقر شده بودند.
اعزام یک ناوگروه هواپیمابر همچون آبراهام لینکلن با هدف ادعایی حمله به خاک ایران موضوعی غیر قابل باور است؛ آخرین باری که نیروی دریایی آمریکا با استعداد دو ناو هواپیمابر هری ترومن و باتان در آبهای دریای سرخ به منظور حمله به یمن و جلوگیری از مسدود شدن تنگه بابالمندب وارد عمل شدند یک فاجعه عملیاتی تمام عیار برای آنها رقم خورد. در آن مقطع، دستکم سه فروند جنگنده اف ۱۸ سوپر هورنت آمریکایی سرنگون شدند و چندین بار موشکهای ضد کشتی یمنی در آستانه اصابت به ناوهای پیشرفته آمریکایی قرار داشتند. بنابراین اکنون صحبت از حمله به ایران که توان دریایی و ضد کشتی چندین برابری نسبت به انصارالله یمن دارد آن هم تنها با یک ناوگروه هواپیمابر با کمتر از ۶۰ فروند جنگنده، بیشتر به همان لفاظیهای رسانهای و تهدیدات توخالی شبیه است.
ماجرای شکست پرهزینه آمریکا در یمن
در اوایل سال جاری، آمریکا به یمن حمله کرد تا کابوس مقاومت این کشور را از سر اسرائیل و دریای سرخ دور کند. نتیجه چه بود؟ سرنگونی چند فروند پهپاد و جنگنده مدرن آمریکایی. نزدیک بود ناو ترومن هم منهدم شود که ترامپ عقبنشینی کرد و ناو را از منطقه دور کردند!
نیویورکتایمز در همین زمینه نوشت: ترامپ میخواست حملات به یمن ظرف ۳۰روز نتیجه بدهد. اما در عوض، یک درگیری پرهزینه و بینتیجه دیگر برای آمریکا در منطقه ایجاد شد. ژنرال کوریلا، فرمانده سنتکام، یک کمپین هشت تا ۱۰ ماهه را پیشنهاد کرد که در آن هواپیماهای جنگی، سیستمهای دفاعی حوثیها را از بین ببرند. اما حوثیها بسیاری از پناهگاهها و انبارهای سلاح خود را تقویت کردند. علاوهبر این، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، نگران بود که یک کمپین گسترده، منابع نظامی را از منطقه آسیا و اقیانوسیه خارج کند. به ژنرال کوریلا، ۳۰روز فرصت داده شد تا نتایج خود را نشان دهد. حوثیها در آن مدت، هفت پهپاد پیشرفته آمریکایی را سرنگون و توانایی ردیابی و حمله آنها را مختل کردند. همچنین چند فروند اف ۱۶ و یک جت جنگنده اف ۳۵ آمریکا مورد هدف قرار گرفتند و احتمال تلفات افزایش یافت. هزینه عملیات، سرسامآور بود. مهمات زیادی، بهویژه مهمات پیشرفته دوربرد، استفاده شد. برنامهریزان پنتاگون بهطور فزاینده نگران ذخایر و پیامدهای آن برای هر موقعیتی بودند که ممکن است مجبور به دفع حمله چین به تایوان شوند. در تمام این مدت، حوثیها همچنان به سمت کشتیها و پهپادها شلیک میکردند، سنگرهای خود را تقویت میکردند و ذخایر سلاح خود را جابهجا میکردند. جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز اعلام کرد توانایی حوثیها به راحتی میتواند بازسازی شود. در ۲۸ آوریل، ناو ترومن مجبور شد برای جلوگیری از آتش حوثیها، چرخش سختی در دریا انجام دهد که منجر به از دست رفتن یکی از سوپرهورنتها شد. سپس در چهار می، موشک بالستیک یمن از پدافند اسرائیل گذشت و به فرودگاه بنگوریون تلآویو اصابت کرد. پس از آن بود که ترامپ تصمیم گرفت از یمن عقبنشینی کند.
علاوه بر تجربه یمن برای آمریکا، موضوع دیگر، ظرفیت پایین فعلی نظامی آمریکا در منطقه است؛ با اعزام و استقرار رزمی ناوگروه آبراهام لینکلن و با احتساب ناوشکنهایی که از قبل در منطقه بودند، استعداد رزمی نیروی دریایی آمریکا در اقیانوس هند و دریای عرب (محدوده عملیات فرضی علیه ایران) به شرح زیر است: یک فروند ناو هواپیمابر که روی عرشه آن ۵۰ جنگنده مستقر است؛ ۶ فروند ناوشکن کلاس آرلی برک؛ دو فروند زیردریایی تهاجمی اتمی داکوتای جنوبی و جورجیا؛ یک فروند کشتی فرماندهی، سه فروند کشتی گشت ساحلی و چهار فروند کشتی لجستیکی. این کشتیها بسته به ابعاد و نوع ماموریت توانایی حمل تسلیحات متفاوتی دارند اما مجموعا روی هم ۷۳۰ سلول پرتاب عمودی موشک و گنجایش ۱۰۱۸ فروند موشک دارند؛ مشخصا بخش عمدهای از این ظرفیت برای حمل موشکهای پدافندی بهمنظور دفاع از خود یا رهگیری موشکهای بالستیک و کروز به کار گرفته میشوند، اما بر اساس آرایش معمول تسلیحاتی قادر به شلیک ۴۵۴ فروند موشک کروز تاماهاوک برای حمله به اهداف زمینی خواهند بود.
از سوی دیگر، با توجه به تجربه درگیریهای بزرگ سالهای گذشته، مشخصا ناوگروه آمریکایی نه توان حملات ضربتی کافی با کمتر از ۵۰ فروند جنگنده را دارد و نه موشکهای کروز دوربرد کافی برای حمله به اهداف پرتعداد در عمق کشوری وسیع که بسیاری از آنها نیز توسط سامانه پدافندی محافظت میشوند.
این موضوع در جنگهای مشهور ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ عراق نیز قابل مقایسه است؛ به هنگام عملیات بازپسگیری کویت، سه ناوگروه هواپیمابر آمریکایی به همراه ناوگروههای انگلیسی و فرانسوی در خلیج فارس حضور داشتند و طی عملیات اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ نیز چهار ناوگروه کامل رزمی نیروی دریایی آمریکا وارد منطقه شدند؛ اگر آرایشی مشابه با این دو جنگ را اکنون در منطقه مشاهده میکردیم شاید میتوانستیم تهدید نیروی دریایی آمریکا علیه آبهای ساحلی و خاک ایران را تا حدودی واقعی در نظر بگیریم اما ورود با تنها یک ناو هواپیمابر که احتمالا خود در ساعات نخست هر درگیری آماج حملات موشکهای پیشرفته ایرانی قرار خواهد گرفت بیشتر شبیه به همان لفاظیها و رعبآفرینیهای معمول است.
هراس آمریکا از حملات اشباعی پهپادهای ایرانی
اما همزمان با حضور ناو لینکلن در منطقه غرب آسیا، مقامات امنیتی و کارشناسان آمریکایی نسبت به تهدید فزاینده ایران، با تاکید بر ناوگان پهپادی آن، هشدار میدهند. کامرون چل، مدیرعامل شرکت دراگانفلای و متخصص برجسته در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین، هشدار داد که اتکای ایران به سیستمهای ارزان و در عین حال قدرتمند، خطری ملموس برای داراییهای ارزشمند نیروی دریایی آمریکا، از جمله ناوگروه آبراهام لینکلن، محسوب میشود. به گفته وی، ایران یک توانایی نامتقارن موثر توسعه داده است که کلاهکهای انفجاری ارزانقیمت را با سکوهای پرتاب ساده ترکیب میکند و در قالب سیستمهای دسته اول و دوم تعریف میشود. بر اساس این توضیحات، نگرانی اصلی از حملات اشباعی است که در آن صدها پهپاد بهطور همزمان به سمت کشتیهای جنگی آمریکا شلیک خواهند شد.
کامرون چل، توضیح داد که سیستمهای پدافندی مدرن در اصل برای مقابله با چنین حجمی از تهدیدات هوایی در یک بازه زمانی کوتاه طراحی نشدهاند. او خاطرنشان کرد: اگر صدها پهپاد شلیک شوند، مطمئنا تعداد قابل توجهی از آنها موفق خواهند شد از سد دفاعی عبور کنند. وی افزود که داراییهای آمریکایی در منطقه، اهدافی بزرگ، کند و به راحتی قابل شناسایی توسط رادار هستند که آنها را در برابر دستههای پهپادهای انتحاری که برای برخورد با هدف و انفجار طراحی شدهاند، به شدت آسیبپذیر میکند. کامرون چل در پایان خاطرنشان کرد: اگرچه آمریکا و متحدانش در حال توسعه پاسخهای دفاعی هستند، اما هنوز عدم اطمینانی جدی در مورد توانایی دفع موثر دستههای پهپادی که به صورت هماهنگ و مجموعهای گسترده پرواز میکنند، وجود دارد.
از سوی دیگر، برخی منابع رسانهای داخلی اعلام کردند که در ۶ بهمن در هنگام نزدیک شدن ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن به خلیج فارس، نیروی دریایی سپاه، برای اولین بار در تاریخ سپاه، با حدود ۳۰۰ فروند شناور تندروی موشکانداز به فاصله نزدیک، روبهروی ناو هواپیمابر قرار گرفتند و آرایش جنگی، اتخاذ کردند؛ همچنین سامانههای موشکی نیروی دریایی نیز از زاغههای امن، خارج و در نقاط مختلف، مستقر و آماده شلیک شدند. انصارالله یمن نیز دوباره تاکید کرد که در صورت حمله آمریکا به ایران، تمام ناوگان و شناورهای آمریکا در دریای سرخ را غرق خواهیم کرد.
نظر شما