آگاه: آشنایی جدی و آکادمیک با برتراند راسل در ایران، با نام منوچهر بزرگمهر گره خورده است. او که از پیشگامان معرفی فلسفه تحلیلی به ایرانیان بود، با ترجمه آثاری کلیدی همچون «مسائل فلسفه» و «علم ما به عالم خارج»، ابزارهای نوین تحلیل منطقی را در اختیار جامعه فکری قرار داد. بزرگمهر با تسلطی که بر زبان انگلیسی و فلسفه تجربی داشت، توانست نثری را برای فلسفه تحلیلی در ایران پایه بگذارد که برخلاف نثرهای مغلق سنتی، بر شفافیت و وضوح تاکید داشت.
اما روایت ترجمه راسل در ایران، یک فصل حماسی نیز دارد که در سلولهای زندان قصر رقم خورد. نجف دریابندری، مترجم برجسته جنوبی، در دورانی که به دلیل فعالیتهای سیاسی در زندان به سر میبرد، به ترجمه شاهکار راسل، یعنی «تاریخ فلسفه غرب» روی آورد. این کتاب که بازنویسی درسگفتارهای راسل در آمریکا بود، پس از انتشار در ایران به سرعتی شگفتآور به پرفروشترین اثر فلسفی تبدیل شد. دریابندری با حفظ لحن طنازانه و شکاک راسل، فلسفه را از تالارهای دانشگاه به میان مردم آورد. دریابندری بعدا در سفری به لندن به خانه راسل رفت و با او دیدار کرد. این اثر به خشت دوم معرفت فلسفی در ایران پس از «سیر حکمت در اروپا»ی محمدعلی فروغی تبدیل شد.

راسل و فلسفه زندگی
یکی از جنبههای منحصر بهفرد حضور راسل در ایران، نفوذ افکار او در لایههای زیرین زندگی روزمره مردم است؛ امری که برای کمتر فیلسوفی در قد و قامت او رخ داده است. کتابهایی نظیر «شاهراه خوشبختی» (یا تسخیر سعادت) راسل را به خانههای ایرانی برد. در دهههای ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، طبقه متوسط ایران که در حال گذار از سنت به مدرنیته بود، پاسخ بسیاری از پرسشهای خود درباره روابط انسانی، آزادیهای فردی و مفهوم شادی را در کلمات این پیرمرد بریتانیایی مییافت. راسل در کتاب «شاهراه خوشبختی»، شادی را نه یک امر اتفاقی، بلکه محصول تسخیر و تلاشی ارادی میدانست. او با نقد خودشیفتگی و توجه بیش از حد به درون، پیشنهاد میکرد که افراد علایق خود را به دنیای خارج و امور عینی معطوف کنند. این نگاه کاربردی، تضاد معناداری با عرفانزدگی سنتی داشت و به ترویج نوعی از خوشبختی عقلانی در میان تحصیلکردگان ایرانی کمک کرد.

تاثیر بر اندیشه تربیتی و اجتماعی
راسل به عنوان یک فیلسوف تربیتی نیز در ایران مورد توجه بود. کتاب «در تربیت» او با ترجمه عباس شوقی در سال ۱۳۳۹، یکی از نخستین تلاشها برای معرفی نظام آموزشی مبتنی بر تفکر انتقادی و آزادی کودک بود. او معتقد بود آموزش نباید ابزاری برای جزماندیشی باشد، بلکه باید به دانشآموز بیاموزد که چگونه با شواهد روبهرو شود و از پذیرش بیچون و چرای اطلاعات اجتناب کند. این ایده در دورهای که نظام آموزشی ایران در حال شکلگیری نوین بود، الهامبخش بسیاری از مربیان و روشنفکران قرار گرفت.
تقابل و گفتوگو، واکنش متفکران مسلمان به راسل
حضور راسل در ایران بدون چالش نبود. مواضع صریح او در نقد مذهب و نگاه تجربهگرایانهاش، واکنشهای گستردهای را در میان فیلسوفان و اندیشمندان مسلمان برانگیخت. علامه محمدتقی جعفری از جمله برجستهترین افرادی بود که به نقد آرای راسل پرداخت. او در بررسی مصاحبهها و کتابهای راسل، به ویژه در بحث «ایمان و جزمیت»، معتقد بود که راسل دین را با خرافه اشتباه گرفته است. علامه جعفری با تفکیک میان مذاهب حقه و آنچه مذهبسازان سودجو ساختهاند، تلاش کرد تا نشان دهد عقلانیت اسلامی با آنچه راسل نقد میکند، متفاوت است.
اما جدیترین و درعین حال منصفترین منتقد راسل در ایران، شهید مرتضی مطهری بود. او در آثار خود، به ویژه در «اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب»، ضمن اشاره به صداقت و صراحت راسل در بیان شکاکیت خود و وفاداریاش به اصول انسانی در زندگی شخصی، مبانی فکری او را به شدت نقد کرد. مطهری بر این باور بود که اخلاق پیشنهادی راسل، عقیم و فاقد قدرت بازدارندگی است. او استدلال میکرد که اگر اخلاق را تنها برپایه هماهنگی نفع شخصی با نفع عمومی بنا کنیم، عملا راه را برای دیکتاتوری هموار کردهایم؛ چرا که در این منظومه، فرد قدرتمند که نفع خود را در تجاوز میبیند، دلیلی برای رعایت حقوق دیگران نخواهد داشت.
در نگاه شهید مطهری، راسل در حوزه اخلاق جنسی دچار یک تناقض تراژیک شده بود. او اشاره میکرد که راسل از یک سو عشق را اوج حیات میخواند اما از سوی دیگر با پیشنهاد آزادیهای بیحد و حصر جنسی، همان بستری را که عشق در آن معنا مییابد، نابود میکند. شهید مطهری معتقد بود این نگاه، انسان را به سطح لذات حیوانی تقلیل داده و نهاد خانواده را متزلزل میسازد. همچنین، او راسل را در کتاب «تاریخ فلسفه غرب» به دلیل قضاوتهای شتابزده و بیادبانه درباره فلسفه اسلامی نکوهش میکرد و معتقد بود او بدون شناخت عمق تفکر فلاسفه مسلمان، درباره آنها قضاوت کرده است. در لایههای عمیقتر، شهید مطهری با تکیه بر حکمت متعالیه، فیزیکالیسم راسل را که ذهن را به ماده فرو میکاست، نقد کرده و آن را ناتوان از تبیین حقیقت ادراک میدانست. با این حال شهید مطهری به صراحت میگوید، حتی افرادی چون فرانسیس بیکن و برتراند راسل که اساسا موضعگیری ضد دینی دارند اگر نظرات خوبی داشته باشند مورد قبول ماست.
راسل در ایران امروز
امروز، میراث برتراند راسل در ایران از طریق فعالیتهای تخصصی منطقدانانی چون سیدضیاء موحد ادامه دارد. موحد که خود از شاگردان مکتب تحلیلی است، با نقد ترجمههای قدیمی و تبیین دقیق جایگاه راسل در منطق جدید، نشان داده است که چگونه دستاوردهای راسل (مانند پارادوکس راسل و نظریه طبقات) همچنان برای درک ساختار زبان و تفکر ضروری هستند. پارادوکس راسل که در منطق ریاضی مطرح شد، نه تنها پایههای ریاضیات را گسترش داد، بلکه در ایران به عنوان مثالی از قدرت تحلیل منطقی در کشف تناقضات درونی سیستمهای فکری تدریس میشود. این دقت ریاضی و منطقی، امروزه در دپارتمانهای فلسفه تحلیلی ایران به عنوان معیاری برای سنجش درستی گزارهها به کار میرود.

فیلسوفی برای تمام فصول
برتراند راسل برای ایران، فراتر از یک فیلسوف بریتانیایی، یک آموزگار بود. او در دورانی که ابهام و کلیگویی فضای فکری را اشغال کرده بود، به ما آموخت که چگونه میتوان با شکگرایی منصفانه، از افتادن در دام جزماندیشی نجات یافت. اولین ترجمههای آثار او توسط بزرگمهر و دریابندری، نه تنها متن، بلکه روحیه پرسشگری را به فارسی منتقل کردند. تاثیر او بر فرهنگ عمومی، فلسفه روزمره و حتی آموزش و پرورش، نشاندهنده پیوند عمیق میان نظریات او و نیازهای جامعه در حال توسعه ایران است. میتوان گفت که هرچند راسل در بریتانیا متولد شد و درگذشت اما بخشی از حافظه جمعی و خردگرایی معاصر ایرانیان را در کتابخانهها و ذهنهای شیفته فلسفه به یادگار گذاشته است.
نظر شما