عماد خورشید طلب -در دنیای امروز که آموزش و پرورش به عنوان یکی از ستون‌های اصلی توسعه جوامع شناخته می‌شود، عملکرد دانش‌آموزان در آزمون‌ها و امتحانات بین‌المللی نه تنها نشان‌دهنده سطح کیفیت سیستم‌های آموزشی است، بلکه به عنوان شاخصی کلیدی برای ارزیابی توانایی‌های نسل جوان در مواجهه با چالش‌های واقعی زندگی عمل می‌کند. این عملکردها، که اغلب بر پایه ارزیابی‌هایی مانند برنامه ارزیابی دانش‌آموزان بین‌المللی (PISA) و روندهای بین‌المللی در ریاضیات و علوم (TIMSS) سنجیده می‌شوند، در طول چهار دهه گذشته تغییرات چشمگیری را تجربه کرده‌اند.

استرس امتحان و تحصیل، منحصر به ایران نیست!

آگاه: از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی تا کنون، این آزمون‌ها که بر مهارت‌های کاربردی مانند خواندن، ریاضیات و علوم تمرکز دارند، داده‌های مقایسه‌ای ارزشمندی ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد چگونه کشورها در تقویت این مهارت‌ها پیشرفت کرده یا عقب مانده‌اند. در این میان، عملکرد ضعیف در چنین آزمون‌هایی اغلب با چالش‌های عمیق‌تر آموزشی همراه است، چالش‌هایی که در کشورهایی مانند ایران، با فشارهای داخلی آزمون‌محور مانند کنکور سراسری ترکیب شده و به پدیده‌ای مانند استرس امتحانی دامن می‌زند. این استرس نه تنها بر عملکرد تحصیلی تاثیر منفی می‌گذارد، بلکه سلامت روانی نسل جوان را نیز تهدید می‌کند. عملکرد متوسط جهانی دانش‌آموزان در حوزه‌های ریاضیات، علوم و خواندن، بر اساس مقیاس‌های استاندارد، حدود ۴۷۰ تا ۵۰۰ امتیاز است، که این رقم نشان‌دهنده سطحی متوسط از مهارت‌های کاربردی در میان نسل نوجوان است.
کشورهایی در آسیای شرقی، مانند سنگاپور، تایوان، هنگ‌کنگ، ژاپن و کره جنوبی، به طور مداوم در صدر جدول‌ها قرار گرفته‌اند و امتیازاتی بین ۵۴۰ تا ۶۳۰ کسب کرده‌اند، که این برتری ناشی از سیستم‌های آموزشی پیشرفته، تمرکز بر عمق محتوا و فرهنگ تحصیلی قوی است.
در مقابل، بسیاری از کشورهای آفریقایی، آمریکای لاتین و جنوب آسیایی در انتهای جدول قرار دارند و امتیازاتی زیر ۴۰۰ تا ۳۵۰ دریافت کرده‌اند، که این ضعف‌ها اغلب به کمبود منابع مالی، نابرابری اجتماعی و مشکلات زیرساختی مانند کمبود معلمان متخصص برمی‌گردد. فاصله عظیم بین این گروه‌ها، گاهی بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ امتیاز که معادل چندین سال تحصیلی است، نشان‌دهنده شکاف جهانی در آموزش است، شکافی که می‌تواند آینده اقتصادی و اجتماعی جوامع را تحت تاثیر قرار دهد.
در طول چهار دهه اخیر، روند کلی بهبود تدریجی در نمرات این امتیازات مشاهده شده است. در TIMSS از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵، بیش از ۶۰ درصد کشورها پیشرفت کرده‌اند و در PISA از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸، حدود ۵۰ درصد کشورها بهبود معناداری در حوزه خواندن داشته‌اند. این پیشرفت‌ها عمدتا به دلیل اصلاحات آموزشی گسترده، سرمایه‌گذاری‌های دولتی در آموزش معلمان و تمرکز بر رشته‌های STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) بوده است، که مثلا در کشورهای آسیای شرقی منجر به حفظ سطح بالا یا حتی بهبود بیشتر شده است.با این حال، همه‌گیری کووید-۱۹ این روند را مختل کرد و باعث افت بی‌سابقه‌ای در آموزش شد. در PISA ۲۰۲۲، که آخرین نتایج منتشرشده تا سال ۲۰۲۶ است، کاهش ۱۰ تا ۱۵ امتیازی در خواندن و ریاضیات رخ داد . بنابراین، با وجود اینکه در زمینه آموزش پیشرفت بلندمدت وجود داشته، اما نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی و تاثیر بحران‌های جهانی مانند همه‌گیری، این پیشرفت را کند کرده و حتی در برخی موارد معکوس کرده است، که این موضوع نیاز به سیاست‌های آموزشی پایدارتر را برجسته می‌سازد.

الگوهای موفقیت و چالش‌های عمیق
کشورهای پیشرو مانند سنگاپور، موفقیت‌شان را مدیون سیستم‌هایی هستند که بر شیوه آموزشی چالشی، یعنی سختی و عمق محتوا، آموزش معلمان با کیفیت بالا و فرهنگ تحصیلی قوی تاکید دارند، به طوری که بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد دانش‌آموزان‌شان در سطوح بسیار بالا قرار می‌گیرند. این کشورها نه تنها در آزمون‌ها برتر هستند، بلکه این برتری را در کاربرد واقعی مهارت‌ها در زندگی روزمره نشان می‌دهند که این امر نتیجه سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در برنامه‌های درسی نوآورانه و حمایت از دانش‌آموزان ضعیف است. در مقابل، کشورهایی مانند کامبوج، عربستان سعودی، فیلیپین، مراکش، آفریقای جنوبی و برزیل، از مشکلات عمیقی رنج می‌برند، مشکلاتی که ریشه در کمبود منابع آموزشی، نرخ بالای فقر، نابرابری شدید جنسیتی و اجتماعی و حتی تعطیلی‌های طولانی مدارس در دوران بحران‌ها دارد، که این عوامل نه تنها یادگیری را مختل می‌کنند، بلکه چرخه فقر را نیز تداوم می‌بخشند.

ایران در آینه آزمون‌ها و کنکور
در ایران، عملکرد دانش‌آموزان در آزمون‌های بین‌المللی مانند TIMSS ۲۰۲۳، که آخرین دور منتشرشده تا سال ۲۰۲۶ است، بسیار نامطلوب و حتی رو به وخامت بوده است، که این امر زنگ خطری جدی برای سیستم آموزشی کشور محسوب می‌شود. در پایه چهارم، امتیاز ریاضیات ۴۲۰ و علوم ۴۳۲ بوده که نسبت به سال ۲۰۱۹ کاهش ۲۰ تا ۳۰ امتیازی نشان می‌دهد و در پایه هشتم، ریاضیات ۴۲۳ و علوم حدود ۴۱۹، که این ارقام ایران را در گروه کشورهای با عملکرد پایین قرار می‌دهد، این امتیاز پایین‌تر از میانگین جهانی و بسیار دور از کشورهای پیشرو مانند سنگاپور که امتیازاتی بیش از ۶۰۰ کسب کرده است، قرار دارد. تنها یک درصد دانش‌آموزان به سطح پیشرفته رسیده‌اند، در حالی که ۵۹ درصد زیر حداقل استاندارد قرار دارند و بیش از ۲۱ درصد عملکرد بسیار ضعیفی داشته‌اند به طوری که از هر پنج دانش‌آموز، دو نفر تقریبا هیچ یادگیری موثری نداشته‌اند.
ایران در PISA ۲۰۲۲ شرکت رسمی نداشته یا نتایجش در گزارش‌های اصلی برجسته نیست، اما در دوره‌های قبلی امتیازاتی حدود ۴۰۰ تا ۴۲۰ کسب کرده که آن را در انتهای جدول قرار می‌دهد، در این دستاوردها بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد دانش‌آموزان زیر سطح حداقل مهارت دسته‌بندی شده‌اند. این ضعف‌ها مستقیما با کنکور سراسری، که به عنوان دروازه ورود به دانشگاه‌ها عمل می‌کند، همخوانی دارد. تعداد داوطلبان از بیش از 
۱.۸ میلیون در دهه ۱۳۸۰ به حدود یک میلیون ثبت‌نام (اما تعداد شرکت‌کنندگان واقعی کمتر در کنکور ۱۴۰۴) کاهش یافته است، که این کاهش علاوه بر کاهش تعداد دانش‌آموزان، ناشی از ناامیدی از سیستم آموزشی، مهاجرت تحصیلی و فشارهای اقتصادی است.
درصدهای متوسط عملکرد داوطلبان پایین است، به طوری که بسیاری در دروس اختصاصی مانند ریاضی و فیزیک درصدهای پایین یا حتی صفر دارند و رتبه‌های برتر عمدتا از مدارس خاص مانند سمپاد، غیرانتفاعی یا نمونه دولتی هستند، بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد رتبه‌های زیر ۳۰۰۰ از دهک‌های درآمدی بالا می‌آیند و مدارس دولتی عادی تقریبا هیچ نماینده‌ای در رتبه‌های برتر ندارند.
در چهار دهه اخیر، از دهه ۱۳۶۰ تا کنون، کنکور از یک آزمون ساده‌تر با رقابت کمتر در دهه‌های اولیه پس از انقلاب فرهنگی، به اوج رقابت در دهه ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ با بیش از ۱.۵ میلیون داوطلب و سوالات سخت‌تر تبدیل شد و از سال ۱۴۰۲ به بعد، تغییرات ساختاری مانند حذف دروس عمومی، افزایش تاثیر قطعی سوابق تحصیلی به ۶۰ درصد در ۱۴۰۴، و برگزاری دو نوبت آزمون، باعث افت کلی عملکرد اکثریت داوطلبان، افزایش نابرابری منطقه‌ای و طبقاتی و کاهش یادگیری عمیق شد. دلیل این اتفاق را نیز تمرکز بیش از حد بر حفظیات و کلاس‌های خصوصی می‌دانند که مهارت‌های پایه را تضعیف کرده و کنکور را نه تنها آزمون دانش، بلکه به آزمون شرایط اقتصادی- اجتماعی تبدیل کرده است. این وضعیت مستقیما ریشه در مشکلات سیستم آموزشی دارد .

استرس امتحانی: از پدیده جهانی تا بحران جدی در ایران
استرس امتحانی یا اضطراب آزمون، که شامل علائم جسمی مانند تپش قلب، تعریق و لرزش، علائم شناختی مانند نگرانی از شکست و افکار منفی و علائم رفتاری مانند اجتناب از مطالعه یا عملکرد ضعیف است، یکی از شایع‌ترین مشکلات روانی در میان دانش‌آموزان و دانشجویان سراسر جهان است. اگرچه سطوح متوسط آن می‌تواند انگیزه‌بخش باشد، اما سطوح بالای استرس، عملکرد را کاهش می‌دهد، به افسردگی یا مشکلات جسمی منجر شده و حتی باعث ترک تحصیل می‌شود.
در سطح جهانی، شیوع این اضطراب حدود ۲۵ تا ۴۰ درصد در سطوح متوسط تا شدید است. پس از همه‌گیری کووید-۱۹ این میزان اضطراب ۳۵ تا ۵۰ درصد افزایش یافته، که این افزایش ناشی از آموزش آنلاین، عدم حمایت اجتماعی و فشارهای بیشتر روحی حاصل از اتفاقات همه‌گیری بوده است.
در ایران، شیوع این اضطراب بسیار بالاتر است، به طوری که در دانش‌آموزان دبیرستانی و داوطلبان کنکور حدود ۴۰ تا ۶۵ درصد یا حتی بالاتر گزارش شده و در دانشجویان پزشکی تا حدود ۵۰ درصد در سطوح بالا مضطرب گزارش شده‌اند، که این آمار بر اساس متاآنالیزهای اخیر و مطالعات تا امسال مورد تایید بوده است. کنکور به عنوان تعیین‌کننده سرنوشت، فشار روانی عظیمی بر دانش‌آموزان ایجاد می‌کند و مطالعات نشان می‌دهد اضطراب در رتبه‌های پایین‌تر یا خانواده‌های کم‌درآمد بیشتر است، که این تفاوت منطقی است زیرا در ایران، ضعف عملکرد بین‌المللی و ساختار کنکور باعث می‌شود دانش‌آموزان آزمون‌ها را نه فقط ارزیابی دانش، بلکه آزمون زندگی ببینند و این فشار با عوامل فرهنگی مانند تاکید بر موفقیت تحصیلی به عنوان کلید موفقیت اجتماعی ترکیب می‌شود.

ریشه‌های چندبعدی استرس امتحانی در ایران
دلایل این استرس امتحانی در ایران چندبعدی و به هم پیوسته هستند و تحلیل آنها نشان می‌دهد چگونه عوامل آموزشی، خانوادگی، اقتصادی، مهاجرتی و اجتماعی چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌کنند. تعطیلات مداوم مدارس، به دلیل آلودگی هوا، برف، سرما یا همه‌گیری‌هایی مانند کووید-۱۹ و آنفلوآنزا، برنامه تحصیلی را مختل می‌کند، یادگیری مداوم را کاهش می‌دهد و فشار جبران عقب‌ماندگی را افزایش می‌دهد که در دوران کووید منجر به انزوا، اختلال خواب و تنش خانوادگی شد و اضطراب را به ویژه در مناطق روستایی با دسترسی ضعیف به آموزش آنلاین بالا برد.
وضعیت خانوادگی نیز در گسترش اضطراب نقش کلیدی دارد، هنگامی که خانواده‌ها اغلب با کمال‌گرایی، انتظارات بالا، مقایسه با دیگران و دخالت در روش مطالعه، استرس را منتقل می‌کنند و در خانواده‌های تک‌فرزند یا سخت‌گیر، نوجوانان احساس عدم درک می‌کنند و شکست را به معنای شکست خانوادگی می‌بینند. همین عوامل حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد علت استرس را تشکیل می‌دهد و دختران بیشتر تحت تاثیر آن هستند، زیرا فشارهای جنسیتی فرهنگی اضافی بر آنها وارد می‌شود.
شرایط اقتصادی نامساعد، مانند تورم بالا، بیکاری و فقر، مستقیما بر اضطراب امتحانی تاثیر می‌گذارد، زیرا خانواده‌های با درآمد پایین اضطراب بالاتری دارند و دانش‌آموزان نگران آینده شغلی و تامین مالی هستند و هزینه کلاس‌های کنکور و کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی برای بسیاری غیرقابل دسترس است که احساس نابرابری و ترس از عقب‌ماندگی ایجاد می‌کند. علاوه بر آن، بحران اقتصادی کلی مانند تحریم‌ها، ناامیدی اجتماعی را افزایش داده و اضطراب را به سطوح افسردگی می‌رساند، به طوری که مطالعات نشان می‌دهد درآمد پایین با اضطراب و عملکرد پایین‌تر مرتبط است.
عوامل اجتماعی مانند رقابت شدید، فشار همسالان، مقایسه اجتماعی از طریق رتبه‌بندی کنکور، تبعیض جنسیتی و بحران‌های اجتماعی، تمرکز را کاهش می‌دهد و احساس ناکافی بودن ایجاد می‌کند. همه اینها با سیستم آموزشی متمرکز بر آزمون ترکیب شده و عملکرد ضعیف بین‌المللی را به استرس بالاتر و عملکرد بدتر تبدیل می‌کند، چرخه‌ای که نیاز به دخالت‌های سیستمی و تمرکز بر رفع آن دارد، نه نگاه به اصلاح نتایج آزمون.

خانواده‌ها چه کارهایی انجام دهند؟
در سطح خانواده، که در ایران دارای نقشی بسیار کلیدی است، همان نقطه‌ای که والدین اغلب ناخواسته استرس را افزایش می‌دهند، باید اقداماتی انجام دهند تا بتوانند بزرگ‌ترین حامی فرزندان باشند. خانواده با تنظیم انتظارات واقع‌بینانه و گره نزدن موفقیت به رتبه کنکور، ایجاد محیط آرام با مشاجره کمتر و مقایسه نکردن با دیگران، حمایت عاطفی مانند گوش دادن بدون قضاوت و گفتن «ما همیشه پشتیبانت هستیم»، کمک در تغذیه و خواب و پیگیری نکردن مداوم («چقدر خوندی؟») بلکه پرسیدن «امروز چطور بودی؟ نیاز به کمک داری؟» و مدیریت هزینه کلاس کنکور و ملزومات تحصیل برای جلوگیری از فشار مالی اضافی، می‌توانند به تغییر این شرایط کمک شایانی کنند.
در سطح مدرسه و مشاوران، معلمان می‌توانند فضای حمایتی در کلاس ایجاد کنند، تکنیک‌های مطالعه و مدیریت زمان را آموزش دهند و از فشار نمره‌محور کاسته و به یادگیری واقعی بپردازند، در حالی که مشاوران تحصیلی کارگاه‌های مدیریت استرس، برنامه‌ریزی شخصی‌سازی‌شده و آزمون‌های آزمایشی شبیه‌سازی‌شده برگزار کنند و موارد شدید اضطراب را به روانشناس ارجاع دهند. مقایسه نکردن شاگردان با یکدیگر، از مهم‌ترین مواردی است که باید در این سطح درنظر گرفته شود. در موارد متوسط تا شدید استرس، متخصصان سلامت روان نقش حیاتی دارند، با درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای تغییر الگوهای فکری منفی، تکنیک‌های ذهن‌آگاهی (Mindfulness) برای تمرکز بر لحظه حال، یا در موارد لازم داروهای کوتاه‌مدت توسط روانپزشک و مراجعه زودهنگام در سال تحصیلی و نه شب کنکور به مشاور و روانپزشک، می‌توان این مشکل را کنترل کرد. در سطح سیستمی، که بلندمدت اما ضروری است، وزارت آموزش و پرورش باید تعطیلات نامنظم را کاهش دهد، کیفیت آموزش آنلاین را بهبود بخشد، سیستم آموزشی را به جای حفظیات و آزمون‌محوری بر مهارت‌های زندگی و یادگیری عمیق متمرکز کند.
سازمان سنجش تغییرات کنکور را با حمایت بیشتر همراه کند و رسانه‌ها و جامعه فرهنگ موفقیت‌گرایانه را تعدیل کنند تا موفقیت را فقط به رتبه کنکور گره نزنند و حمایت اقتصادی برای کاهش نابرابری دسترسی به کلاس‌های کنکور و ملزومات تحصیل فراهم شود.
برای جامعه‌ای بهتر لازم است از امروز شروع کنیم: یک برنامه ساده‌تر برای تحصیل و نتایج اتخاذ کنیم، با والدین صحبت کنیم، به مشاور مراجعه کنیم و اگر لازم بود به روانشناس و مشاور مراجعه کنیم، زیرا بسیاری از رتبه‌های برتر هم استرس داشته‌اند اما با مدیریت آن موفق شده‌اند. باید بدانیم استرس کامل حذف نمی‌شود اما به سطح مفید تبدیل می‌شود. این رویکرد جامع، با توجه به ریشه‌های چندعاملی مشکل، تنها راه پایدار برای بهبود عملکرد تحصیلی و سلامت روانی دانش‌آموزان ایرانی است. به امید روزی که حل مشکل، آینده روشن‌تری برای دانش‌آموزان و فرزندان ایران‌زمین رقم بزند.

استرس امتحان و تحصیل، منحصر به ایران نیست!

تغییر از اقدامات فردی تا اصلاحات سیستمی

برطرف کردن استرس امتحانی نیاز به رویکرد چندجانبه، مداوم و هماهنگ دارد که شامل سطوح فردی، خانوادگی، مدرسه‌ای، حرفه‌ای و سیستمی می‌شود. به وضوح در این زمینه هیچ راه‌حل جادویی یک‌شبه وجود ندارد، اما ترکیب تکنیک‌های عملی می‌تواند سطح استرس را به طور قابل توجهی کاهش دهد و حتی به سطح مفید و انگیزشی تبدیل کند. در سطح فردی، دانش‌آموز یا دانشجو می‌تواند با برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و منظم شروع کند، مانند استفاده از تکنیک پومودورو که ۲۵ دقیقه مطالعه متمرکز را با پنج دقیقه استراحت ترکیب می‌کند و مرور منظم مطالب به جای شب امتحانی خواندن می‌تواند احساس کنترل و آمادگی ایجاد کند و استرس کمبود زمان را کم کند. تمرین تکنیک‌های آرام‌سازی مانند تنفس عمیق ۴-۷-۸ (چهار ثانیه دم، هفت ثانیه نگه‌داشتن، هشت ثانیه بازدم)، مدیتیشن کوتاه روزانه پنج تا ۱۰ دقیقه یا ورزش هوازی منظم مانند پیاده‌روی سریع یا دویدن، هورمون استرس مانند کورتیزول را کاهش می‌دهد و تمرکز را افزایش می‌دهد. تغییر افکار منفی، مانند شناسایی افکار فاجعه‌ساز («اگر قبول نشم زندگی‌ام تمام است») و جایگزینی با افکار واقع‌بینانه («این فقط یک آزمون است، راه‌های دیگری هم وجود دارد») از طریق تاکید بر افکار مثبت، کمک شایانی به تغییر می‌کند. خواب کافی حداقل هفت تا هشت ساعت شبانه، تغذیه مناسب با کاهش کافئین و قند و مصرف غذاهای مفید مانند میوه، مغزها، ماهی و لبنیات و فعالیت بدنی روزانه، کمبود خواب را که استرس را چند برابر می‌کند، جبران می‌کند. شبیه‌سازی آزمون با حل تست در شرایط واقعی (زمان‌دار و بدون تقلب) برای عادت به فشار و اختصاص روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه به فعالیت‌های لذت‌بخش مانند فیلم دیدن، موسیقی گوش دادن یا صحبت با دوستان برای شارژ روحی، کنترل مستقیم فرد را در کنترل استرس خود افزایش می‌دهند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.