آگاه: میگفتند ما عزاداریم و در غم آنچه در ایران گذشت سوگواری میکنیم، اما تصاویری که مخابره شد نشان میداد حامیان پهلوی درحال رقص و آواز هستند، البته از براندازان نادان و کج فهم هیچ توقعی نمیرود. اگر به آنها دیکته شود که روز را شب بنامند، برای آنکه جیبهایشان را پر از دلار کنند چنین ادعایی مطرح میکنند. حتی میتوان گفت برخی از آنها در جریان تحرکات پهلوی نیستند و نمیدانند او به دنبال چیست و از ایران پاره، پاره شده چه میخواهد؛ در همین حد که نقش یک «سیاهی لشکر» را ایفا کنند و در غرب به مشکل مادی برنخورند، برایشان کافی است.
پهلویها درحالی گردهم آمده بودند که تبلیغات گستردهای را به واسطه رسانههای فارسی زبان بهخصوص اسرائیل اینترنشنال انجام دادند اما «پروپاگاندای رسانهای» هیچ فایدهای نداشت، بدتر طبل رسوایی این جماعت به صدا درآمد. در همین راستا سیدعزتالله ضرغامی، عضو شورای عالی فضای مجازی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی در واکنش به حضور رضا پهلوی در کنفرانس مونیخ نوشت: «پدرش را به کنفرانس تهران راه ندادند و خودش را هم در کنفرانس مونیخ، در اتاق بغل! با یه سناتور دست چندم آمریکایی سرکار گذاشتند تا صریحا بگویند، ترامپ از او حمایت نمیکند! همین! آبروی ایران را با این اپوزیسیون بردند که!»
روز گذشته یک نماینده مجلس در صحن علنی نسبت به برگزاری تجمع ضدانقلاب در مونیخ واکنش نشان داد. سیدمرتضی محمودی با بیان اینکه سلطنتطلبها با وعدههای پوچ و پوشالی که از سوی رضا پهلوی به آنها داده شده بود و با هزینههای هنگفتی که برای انتقال آنها از سراسر اروپا با هواپیما و تهیه بلیتها پیشبینی شده بود، به مونیخ کشانده شدند، تاکید کرد: آنان در این نمایش بار دیگر ثابت کردند که برای مقابله با قدرت جمهوری اسلامی ایران عددی نیستند.
شاید برای نسل امروز کنفرانس مونیخ تازگی داشته باشد، درحالی که اینگونه نیست. مونیخ مدتهاست خود را یک بازیگر در زمین آمریکا و رژیم صهیونی میداند و از اهداف و کارکردهایی که برای خود تعریف کرده فاصله گرفته است. سیدعباس عراقچی، سکاندار دستگاه دیپلماسی ۲۵ بهمن در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: مایه تاسف است که کنفرانس امنیتی مونیخ، که معمولا رویدادی جدی و معتبر تلقی میشد، در موضوع ایران به «سیرک مونیخ» تبدیل شده است. این افول، که در آن ظواهر بر محتوا ترجیح داده میشود، پیامهای مهمی دربر دارد:
اتحادیه اروپا سردرگم به نظر میرسد؛ ریشه این سردرگمی در ناتوانی از درک تحولاتی است که در داخل ایران میگذرد.
از منظر راهبردی، اتحادیه اروپای بیهدف تمام وزن ژئوپلیتیکی خود را در منطقه ما از دست داده است.
بهطور مشخص، آلمان پیشگام واگذاری کامل سیاست منطقهای خود به اسرائیل شده است.
دستکم میتوان گفت که مسیر کلی اروپا بسیار وخیم و نگرانکننده است.
کنفرانس مونیخ چیست؟
با توجه به آغوشی که کنفرانس مونیخ برای اپوزیسیون ایرانی گشود، نگاهی به تاریخچه این مجمع بینالمللی انداختهایم تا به پرسمانها پاسخ دهیم «چرا تاسیس شد؟ چه اهدف و کارکردی دارد؟ و تاثیر کنفرانس مونیخ بر جمهوری اسلامی چیست؟»
کنفرانس امنیتی مونیخ توسط ادوالد فون کلایست، روزنامهنگار و کارشناس نظامی آلمانی، تاسیس شد. در ابتدای امر، تمرکز این کنفرانس بر مسائل سیاسی، نظامی و دفاعی در بستر جنگ سرد بود، زمانی که تنشها میان بلوکهای شرق و غرب در اوج خود قرار داشت. هدف آن فراهم کردن یک مجمع برای گفتوگوی غیررسمی میان رهبران سیاسی، کارشناسان نظامی و دیپلماتها برای کاوش در راههای اجتناب از درگیری نظامی و ترویج امنیت جهانی بود. از همان ابتدا، کنفرانس امنیتی مونیخ به عنوان یک فضای بیطرف طراحی شد تا ذینفعان اصلی بتوانند مسائل امنیتی فوری را به شیوهای باز، سازنده و صادقانه مورد بحث قرار دهند. بهتدریج با تحول اوضاع جهانی، دامنه این کنفرانس نیز از مسائل نظامی فراتر رفت و به مسائلی چون تروریسم، تهدیدات سایبری، گسترش هستهای و تغییرات ژئوپولیتیکی پرداخت.
مهمترین هدف کنفرانس امنیتی مونیخ، ترویج گفتوگو، ایجاد اعتماد و پیشبرد تلاشهای دیپلماتیک به منظور حل مسالمتآمیز درگیریهاست. بیشک این اهداف صورت شعاری داشته و تنها در اساسنامه این سازمان دیده میشود و واقعیتها حاکی از چیز دیگری است. براساس تعاریف درونسازمانی، این کنفرانس بهویژه بر فراهم کردن یک محیط باز و فراگیر برای تبادل نظر در مورد چالشهای امنیتی و تدوین پاسخهایی برای تهدیدات جاری و آینده و اهمیت چندجانبهگرایی و همکاری تاکید دارد، بهویژه در جهانی که تهدیدات امنیتی به طور فزایندهای به هم پیوسته و جهانی شدهاند. وظایف کنفرانس شامل تسهیل گفتوگوهای رو در رو میان رهبران، فراهم کردن فضایی برای مذاکرات سطح بالا و ملاقاتهای دوجانبه و ترویج تبادل دانش و تخصص بین شرکتکنندگان است. همچنین به شکلدهی به دستور کارهای سیاسی و گفتمان عمومی درخصوص امنیت بینالمللی کمک میکند.
کنفرانس امنیتی مونیخ پیش از این در شکلدهی به روابط بینالمللی ایران و رویکرد این کشور به مسائل امنیتی جهانی نقش ایفا کرده است. در طول سالهای برگزاری، بحثهای مربوط به مسائل هستهای، نفوذ منطقهای و امنیت خاورمیانه در این کنفرانس بر ایران تاثیر داشت. اگرچه ایران تاکنون حضور مستمری در آن نداشته است، اما تحولاتی که تحت تاثیر متحدان ایران در این کنفرانس به منصه ظهور میرسد بر اوضاع داخلی ایران نیز موثر واقع شده است. یکی از لحظات قابل توجه در تاریخ MSC در سال ۲۰۰۷ بود که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، از این کنفرانس به عنوان مجمعی برای انتقاد از سلطه ایالات متحده در امور جهانی استفاده کرد. این سخنرانی، که بر لزوم یک نظم جهانی چندقطبی تاکید داشت، در ایران نیز طنینانداز شد، بهویژه در زمینه موضع این کشور نسبت به غرب و افزایش ائتلافهای آن با کشورهایی مانند روسیه.
هرچند مونیخ یار کمکی پهلوی و طرفدارانش شد اما در مجموع میتوان تصریح کرد: پروژههای او از شوراهای مشروطیت گرفته تا همکاری ملی و حضور و سخنرانی در مونیخ، نمونههایی از تلاشهای ناموفق بودهاند. پهلوی با ادعای رهبری گذار، تاکنون نتوانسته نهادهای پایدار، فراگیر و مشروعی شکل دهد و زین پس هم با «بنبست» روبهرو میشود، به دلیل آنکه بیشتر اقداماتش با عدم وجود پشتوانه قابل اتکا در داخل کشور و حتی تمسخر در میان جریان برانداز مواجه شده است. از این رو، حضور در مونیخ هیچ کمکی به پهلوی و یاران قلیل وی نکرد!
نظر شما