آگاه: این پرونده، که با انتشار میلیونها سند جدید در سالهای اخیر، از جمله بیش از سه میلیون صفحه در سال ۲۰۲۶ توسط وزارت دادگستری آمریکا ابعاد تازهای یافته، فراتر از یک رسوایی فردی است. آنچه در این ماجرا نمایان شد، شبکهای از قدرت، ثروت و نفوذ بود که در بطن نظام لیبرال سرمایهداری غربی شکل گرفته و از بحران ساختاری اخلاقی، فروپاشی نهاد خانواده و ابزارانگاری انسان پرده برمیدارد. درحقیقت پرونده اپستین، آینهای تلخ از بحرانهای عمیق تمدن غرب است که جهان سرمایهداری مدرن را دربر گرفته است.
نگاهی تحلیلی به این پرونده نشان میدهد، محتوای آن چیزی جز تراوشات انسانشناسی غرب مدرن نیست که در هسته مرکزی آن، مفهوم «انسان مصرفی» قرار دارد؛ انسانی که در نظام سرمایهداری، نه تنها کالا، بلکه روابط و حتی بدن وی نیز را به عنوان ابزاری برای ارضای نیازهای لحظهای تصور میشود. شیءانگاریای که اپستین با فریب دختران نوجوان اغلب فقیر با وعدههای مالی جذاب آن را به اوج رساند. بدون تردید این رویکرد، ریشه در فرهنگی دارد که رسانهها و صنعت سرگرمی، زنان را به عنوان اشیای جنسی تبلیغ میکنند و روابط انسانی را از تعهد بلندمدت به لذت موقت تقلیل میدهند. فرآیندی که نتیجهای جز فروپاشی تدریجی خانواده با تبدیل تعهدات خانوادگی به روابط مصرفی و ناپایدار به همراه نداشته است. مطالعات جامعهشناختی نشان میدهد که چنین فرهنگی، افزایش طلاق، کاهش نرخ ازدواج و آسیبهای روانی گستردهای را در جوامع غربی به دنبال داشته است.
نکته مهم دیگر در پرونده اپستین، توجه به مسئله «پاتولوژی قدرت» است که بخش عمدهای از نخبگان در نظام سرمایهداری غربی دچار آن میگردند؛ وضعیتی که ثروت و نفوذ این نخبگان، آنها را از عواقب اعمالشان مصون میسازد. اپستین نیز از این قضیه مستثنی نبود و با داراییهای هنگفت و ارتباطات نزدیک با چهرههایی مانند بیل کلینتون، پرنس اندرو و حتی برخی مدیران بزرگ فناوری، شبکهای از «معافیت نخبگان» را ایجاد کرده بود. به طوری که حتی پس از محکومیت اولیه در سال ۲۰۰۸، همچنان به فعالیتهای خود ادامه داد؛ زیرا سیستم قضایی و رسانهای، تحت تاثیر قدرت و ثروت، نتوانست یا نخواست نظارت موثری بر اقدامات وی اعمال کند. تحلیل جامعهشناختی سیرایت میلز از «نخبگان قدرت» در کتابی به همین نام، دقیقا این وضع را توصیف میکند: گروهی که قوانین را برای خود خم میکنند تا امتیازات خاص خود را حفظ کنند. روانشناسان این رفتار را به «اختلال شخصیت ضداجتماعی» یا «سوسیوپاتی (Sociopathy) نخبگان» نسبت میدهند؛ جایی که قدرت، همدلی را از بین میبرد و افراد را به سوی بهرهکشی سیستماتیک سوق میدهد. پرونده اپستین نشان داد چگونه این نخبگان، نه تنها اقتصاد و سیاست، بلکه استانداردهای اخلاقی جامعه را نیز تحریف میکنند.
نکته قابل ذکر دیگر توجه به مفهوم «اخلاق موقعیت» است که جوزف فلچر مطرح کرد. از دیدگاه او همه قوانین، اصول، آرمانها و هنجارها فقط و فقط در صورتی معتبر هستند که در خدمت عشق باشند. از این رو، در شرایط خاصی ممکن است این قوانین، اصول، آرمانها و هنجارها شکسته شوند یا نادیده گرفته شوند و با روش دیگری به نتیجهای دلخواه برسند. در طبقه حاکم غربی، این رویکرد به توجیه بیبندوباری منجر شده است: جنایات با عباراتی مانند «آزادی فردی» یا «منافع شخصی» پوشانده میشود. پرونده اپستین نشان میدهد، نخبگان اغلب اعمال خود را نادیده میگرفتند یا با سکوت از آن عبور میکردند، زیرا موقعیت قدرتشان چنین اجازهای میداده است. این اخلاق موقعیتی، اصول ثابت اخلاقی را تضعیف کرده و به افزایش روابط ناپایدار، خشونت و فساد دامن زده است.
به همین دلیل است که اسلام، خانواده را رکن رکین اجتماع میداند و سعادت جامعه را در گرو استحکام بنیان آن اعلام میکند. رهبر انقلاب اسلامی فروپاشی خانواده در غرب را «پایان نظام خانواده» میداند؛ جایی که زنان بیشترین آسیب را میبینند و مردان نمیتوانند تعهدات خانوادگی را حفظ کنند. به اعتقاد ایشان فرهنگ غرب، به دلیل شناخت ناقص از هویت زن و تعریف نقشهای غیرطبیعی برای او، کارویژههای خانواده را تضعیف کرده و اثرات مخربی بر جامعه نظیر سبک شدن ازدواج، بیهویتی جوانان، افزایش رفتارهای غیراخلاقی و پایین آمدن سن جرم گذاشته است. از منظر ایشان، آنچه فرهنگها را فرو میپاشد، ضعف خانواده است؛ مسئلهای که غرب اکنون در آن گرفتار است.
در پایان میتوان گفت، جزیره اپستین لایههای فلسفی و اجتماعی بحران غرب مدرن را نمایان ساخته است. نمادی تمدنی از انسان مصرفی، روابط ابزارانگارانه، نخبگان فاسد و اخلاق موقعیتی که بیبندوباری را مشروع جلوه میدهد. این پرونده، ادعای برتری اخلاقی غرب را به چالش کشیده و نشان میدهد که بدون بازگشت به اصول اخلاقی ثابت و معنویت، افول ادامه خواهد یافت و عمیقتر نیز خواهد شد.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۷
کد خبر: ۲۰٬۵۰۶
در میان آبهای آرام کارائیب، جزیره کوچکی به نام لیتل سینت جیمز (Little Saint James) وجود دارد که بیش از یک مکان جغرافیایی، توجه جهانیان را به خود جلب کرده است! نام این جزیره با جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی متهم به قاچاق جنسی دختران نوجوان گره خورده است که شبکه گستردهای از نخبگان سیاسی، اقتصادی و علمی جهان را درگیر اقدامات جنونآمیز خود کرده بود.
نظر شما