۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۴
کد خبر: ۲۰٬۶۸۵

ترامپ در جدیدترین موضع‌گیری‌اش، صریحا مردم ایران را تهدید کرده است و از گزاره «روز بسیار بد برای مردم ایران در صورت حمله آمریکا» استفاده کرده است. این امر بیانگر خشم و حقد و کینه او نسبت به مردم منسجم و متحد ایران است. ترامپ تا چندی پیش، به دروغ  مدعی حمایت از مردم ایران بود اما اکنون با مشاهده انسجام و اتحاد ملت ایران حول محور ولایت فقیه، صریحا مکنونات قلبی خود را آشکار می‌کند و از کشتار مردم ایران سخن می‌گوید.

ترامپ: مردم ایران را می‌کشیم

آگاه: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با بیان این ادعا که اگر توافقی صورت نگیرد، آن روز برای ایران و مردمش روز بسیار بدی خواهد بود نشان داد رویای حمله نظامی به ایران با هدف ضربه به نظام بدون آسیب رسیدن به غیرنظامیان تنها یک توهم کودکانه در میان کاسبان جنگ است.
روز دوشنبه رسانه آمریکایی آکسیوس نوشت که دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده به ترامپ و مقامات ارشد دولت آمریکا توصیه کرده که یک عملیات نظامی علیه ایران می‌تواند خطرات قابل‌توجهی، به‌ویژه احتمال درگیر شدن در یک درگیری طولانی‌مدت را به همراه داشته باشد. این خبر که مطالبی مشابه آن در وال‌استریت‌ژورنال و واشنگتن‌پست نیز منتشر شده بود منجر به واکنش ترامپ شد.
رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال ضمن تکذیب خبر مزبور، این رسانه‌ها را جعلی خواند و مدعی شد: اگر توافقی صورت نگیرد، آن روز برای ایران و متاسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود. این تهدید عریان ترامپ که حاصل عصبانیت و ناامیدی وی از ناکارآمدی کمپین تبلیغاتی نمایش قدرتش در ترغیب ایران به پذیرش شروط تحمیلی برای توافق است در پس زمینه خود یک پیام واضح برای بخشی از اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی ایران دارد و نشان می‌دهد که رویای حمله نظامی به ایران با هدف ضربه به نظام بدون آسیب رسیدن به غیرنظامیان تنها یک توهم کودکانه در میان کاسبان جنگ است.
رئیس‌جمهور آمریکا به صراحت از آسیب دیدین مردم در حمله احتمالی به ایران سخن می‌گوید و به‌شهادت رسیدن جمع زیادی از شهروندان ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز گواهی بر تحقق قطعی این واقعیت تلخ است، اما در این میان جریان منتسب و نزدیک به رضا پهلوی حمله نظامی به ایران را نه یک خطر برای مردم که هدیه‌ای آزادی‌بخش برای جامعه معرفی می‌کنند. تفکیک قائل شدن میان مردم برای توجیه عمل غیرانسانی حمله نظامی به یک کشور آنچنان دور از واقعیت است که رئیس‌جمهور کشور مهاجم که روزگاری ادعای دفاع از مردم ایران را فریاد می‌زد نیز حاضر به پذیرش این دسته‌بندی نیست و کل جامعه ایرانی را تهدید می‌کند.

درک نادرست ترامپ از مردم ایران
اما رسانه‌های آمریکایی نیز به مواضع جنگ‌طلبانه ترامپ علیه مردم ایران واکنش نشان دادند؛ فارن پالیسی نوشت: ایالات متحده به طرز خطرناکی درک نادرستی از ایران دارد و واشنگتن می‌تواند آغازگر جنگ باشد اما نمی‌تواند از تشدید تنش جلوگیری کند. در بخشی از گزارش این نشریه آمریکایی، با اشاره به سیاست‌های جنگ افروزانه آمریکا آمده است: ایران یک بازیگر غیردولتی نیست که بتوان آن را با یک اقدام نظامی از بین برد. این رسانه ایران را کشوری بزرگ با قابلیت‌های گسترده توصیف کرد و نوشت: همین امر کنترل تشدید تنش‌ها را دشوار می‌کند. در بخش‌هایی از این گزارش تصور واشنگتن برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران به چالش کشیده شده و عنوان می‌شود که اگر این اقدام نظامی صورت گیرد، احتمالا منجر به چندین رویارویی نیمه‌ مستقل در جبهه‌های مختلف به جای یک درگیری منطقه‌ای واحد و سازمان‌یافته خواهد شد. مجله ریسپانسیبل استیت کرافت، بازوی رسانه‌ای اندیشکده آمریکایی کوئینسی نیز با اشاره به مذاکرات غیرمستقیم جاری بین ایران و آمریکا نوشت: اگر مذاکرات کنونی به حل اختلافات هسته‌ای منجر شد، این نشان می‌دهد که آمریکا درک کرده که اقدام نظامی علیه ایران به منزله جعبه سیاه هولناکی است که آمریکا هیچ تمایلی به باز کردن آن ندارد.
این رسانه با اشاره به اینکه رویکرد دولت آمریکا به مذاکرات، بازتاب درک فزاینده درون دولت ترامپ درباره این مسئله است که گزینه‌های واشنگتن محدود هستند، چنین استدلال کرد که اگر رئیس‌جمهور آمریکا واقعا معتقد بود که کشورش می‌تواند از نظر نظامی در برابر ایران پیروز شود آن هم در چارچوب زمانی، شکل و شدتی که خود انتخاب کند، این جنگ را آغاز کرده بود؛ همانطور که در عملیات ربودن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا انجام داد. به نوشته این رسانه آمریکایی آنچه بیش از هر عامل دیگری ترامپ را از اقدام نظامی علیه ایران باز داشته است توان واقعی و قابل ‌توجه ایران برای کشاندن ایالات متحده و کل منطقه به یک جنگ فرسایشی سخت و طولانی‌مدت است؛ جنگی که می‌تواند روند افول هژمونی جهانی آمریکا را به شیوه‌ای شتاب بخشد که تا پیش از این غیرقابل تصور تلقی می‌شد.
این مجله آمریکایی افزود: بدون شک، بن‌بست کنونی حاوی نکته جدیدی نیست. برعکس، تقریبا تمام ویژگی‌های تعیین‌کننده آن قبل از خروج ترامپ از برجام قابل شناخت یا قابل پیش‌بینی بودند. در واقع، پیگیری دیپلماسی هسته‌ای توسط باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا عمدتا توسط همان واقعیت‌های نظامی هدایت و دنبال می‌شد که تا به امروز ترامپ را به دنبال کردن دیپلماسی با ایران سوق داده است. این رسانه نوشت: ۹ سال پس از آنکه ترامپ برای اولین بار تصمیم به بازنویسی میراث توافق اوباما گرفت، مسیرهای موجود برای واشنگتن از هر زمان دیگری از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) روشن‌تر است؛ یک جنگ منطقه‌ای کامل که محدودیت‌های آن را واشنگتن تعیین نمی‌کند یا یک توافق هسته‌ای که اگرچه از دیدگاه ترامپ کامل نیست، اما ایالات متحده را از آستانه یک جنگ منطقه‌ای بی‌پایان و غیرقابل کنترل با ایران عقب می‌کشد. این رسانه اذعان کرد: اگر شکست مذاکرات، راه را برای یک جنگ تمام‌عیار دیگر هموار کند، ایالات متحده و رژیم اسرائیل با ایرانی بسیار متفاوت از حمله ماه ژوئن (خرداد) خواهند جنگید. زیرا به نظر می‌رسد ایران امروز با این نتیجه کنار آمده است که اگرچه یک نبرد قاطع با اسرائیل و ایالات متحده مطمئنا دردناک خواهد بود، اما نسبت به فرسایش مکرر جنگ‌های مکرر و آسیب‌پذیری استراتژیک مزمن که فقط دشمنان را برای هدف قرار دادن ایران و متحدان منطقه‌ای آن جسورتر می‌کند، ارجحیت خواهد داشت.
خروج یک‌جانبه واشنگتن از برجام، توافقی که جهان آن را جشن گرفت و شورای امنیت سازمان ملل آن را تثبیت کرد، ضربه‌ای بزرگ به اعتبار آمریکا بود به گونه‌ای که متحدان اروپایی این کشور هم از این تصمیم حمایت نکردند و ترامپ را به سبب این بدعهدی مورد انتقاد قرار دادند. آمریکا با این خروج اصل وفای به عهد در توافقات بین‌المللی را خدشه‌دار کرد و قدرت چانه‌زنی خود در نهادهای بین‌المللی را کاهش داد و ایران نه تنها به سمت محدود شدن فعالیت‌های هسته‌ای خود حرکت نکرد بلکه آنها را به شکل قابل توجهی گسترش داد. ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری خود، گزینه فشار حداکثری را با ژست دیپلماسی و مذاکره تداوم بخشید اما این ژست چندان دوام نیاورد و در میانه مذاکرات با رژیم اسرائیل همراه شد و به ایران حمله کرد. این حمله بسیاری از بنیان‌های حقوقی، سیاسی و حتی اخلاقی عرف بین‌الملل را از میان برد و اعتبار آمریکا را در جهان بیش از پیش زیر سوال برد.
در شرایط فعلی نیز در حالی که دورنمای یک رشته عملیات طولانی بمباران هوایی هنوز برای برخی سیاستمداران آمریکایی اغواکننده به نظر می‌رسد، الگوی جدید مداخله یعنی آنچه اخیرا در ونزوئلا رقم خورد، موج خطرناکی از اعتمادبه‌نفس کاذب در واشنگتن ایجاد کرده است؛ خطایی محاسباتی‌ که می‌تواند در نهایت به یک فاجعه تمام‌عیار در غرب آسیا منجر شود. ایران نه لیبی است، نه عراق و نه ونزوئلا و تلاش برای تحمیل الگوی هر یک از این کشورها بر تهران، در نهایت مسیر تاریک و آشفته‌ای را برای آینده منطقه رقم خواهد زد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.