آگاه: علیاکبر دهخدا بیشک از خبرهترین و فعالترین استادان روزگار معاصر بود که بزرگترین خدمت را به زبان و ادب پارسی کرد. او را بهپاس سالها تلاش بیوقفه و خلق آثاری بیمانند، پدر واژهنامهنویسی معاصر ایران مینامند. دهخدا فردی بود که عمر پربار خویش را فدای اعتلای فرهنگ ملی و مبارزه با جهل و استعمار کرد. قلم او در دورانی که جامعه با شرایطی اندوهبار دستوپنجه نرم میکرد، نه تنها روحیه انفعال را ترویج نداد، بلکه با قدرتی شگرف اندیشهها را تحریک کرد و مردم را به بیداری و پویایی فراخواند.
از سنگلج تا تبعید
علیاکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در محله سنگلج تهران متولد شد، در حالی که اصالت خانوادهاش به قزوین بازمیگشت و پدرش از ملاکان متوسطی بود که پیش از تولد او به پایتخت مهاجرت کرده بود. سرنوشت از همان سالهای نخستین، او را با کورههای سختی آزمود؛ در ۹ سالگی پدرش را از دست داد و اندکی بعد با مرگ قیم خود، از میراث و ثروت پدری نیز محروم ماند. با این حال، با هدایتهای مادرش به فراگیری علوم قدیمه نزد استادانی چون شیخ غلامحسین بروجردی و حاج شیخ هادی نجمآبادی پرداخت و سپس با ورود به مدرسه سیاسی تهران، در کنار زبان فرانسه، دانشهای نوین دیپلماتیک، حقوق و تاریخ را آموخت.
درخشش واقعی او با آغاز انقلاب مشروطیت و پایهگذاری روزنامه «صور اسرافیل» با همکاری جهانگیرخان شیرازی رقم خورد. دهخدا با نام مستعار «دخو» مقالات طنز انتقادی «چرند و پرند» را خلق کرد و با زبانی ساده، زنده اما به شدت گزنده، استبداد، خرافات و جهالت را هدف قرار داد و روزنامه را به محبوبترین نشریه مردمی تبدیل کرد. پس از به توپ بسته شدن مجلس و کشته شدن دلخراش جهانگیرخان شیرازی، او به اروپا رفت و انتشار روزنامه را با تحمل رنجهای فراوان در سوئیس ادامه داد. دهخدا در نهایت به ایران بازگشت و پس از دورهای حضور در مجلس شورای ملی، مسیر زندگیاش به سوی یک رسالت بزرگتر، یعنی تدوین فرهنگ جامع زبان فارسی تغییر یافت.
تبعیدی که به نقطه صفر یک معجزه تبدیل شد
داستان خلق لغتنامه دهخدا، در حقیقت روایتی از تبدیل یک تهدید بزرگ و انزوای سیاسی به یک معجزه فرهنگی است. در دوران جنگ جهانی اول و با پیشروی نیروهای روس به سمت پایتخت و فروپاشی شیرازه امور، دهخدا ناگزیر به ترک تهران شد و به مدت دو سال و نیم در مناطق کوهستانی بختیاری پناه گرفت. او بخش عمدهای از این دوران تبعید ناخواسته را در «قلعه دزک» که عمارتی باشکوه متعلق به لطفعلیخان امیرمفخم بختیاری بود، سپری کرد.
این قلعه تاریخی دارای کتابخانهای بسیار غنی از نسخههای خطی و چاپ سنگی بود که توسط خوانین منطقه گردآوری شده بود. دهخدا حدود ۶ ماه در یکی از اتاقهای طبقه دوم قلعه دزک موسوم به سه دری که در شمال غربی سردر قلعه قرار داشت و ایوان جلوی آن مشرف به حیاط درونی قلعه بود، زندگی میکرد و اتاق کوچکی که بین اتاق آینه و سه دری مذکور به نام گوشواره موجود بود، جهت استراحت و محل اثاثیه او در نظر گرفته شده بود. او به دور از هیاهوی ویرانگر جنگ و تنشهای بیثمر سیاسی، با مطالعه عمیق این متون کهن، ایده اولیه تدوین یک واژهنامه جامع و بینقص در ذهنش شکل گرفت. او متوجه شد که زبان فارسی در برابر هجوم بیگانگان نیازمند گنجینهای است که نهتنها معنای کلمات، بلکه ریشه، شواهد شعری و اطلاعات دقیق دایرهالمعارفی آنها را ثبت و ضبط کند. این اقامت اجباری در دل کوههای چهارمحال و بختیاری، دقیقا نقطه صفر آفرینش لغتنامه بود.
نیمقرن بیداری برای جاودانگی کلمه
با پایان یافتن جنگ و بازگشت به تهران، دهخدا رسما ماموریت تاریخی و طاقتفرسای خود را آغاز کرد. ماموریتی که بالغ بر ۴۵ تا ۵۰ سال از عمر او را به صورت شبانهروزی به خود اختصاص داد و از نظر گستردگی حتی از زمان سرایش شاهنامه فردوسی نیز فراتر رفت. او متون کهن ادبی، تاریخی، فقهی و علمی را کلمه به کلمه میخواند و برای هر واژه فیش برداری میکرد. دهخدا برای چاپ این اثر عظیم با چالشهای مالی و بیمهریهای دولتی شدیدی مواجه بود؛ تا جایی که در یکی از نامهنگاریهای خود به دولت وقت، با کنایهای تلخ درخواست کرد که دستکم برای تامین هزینه چاپ لغتنامه، از درآمد فروش فضولات و پهن اسبهای اصطبل سلطنتی استفاده کنند. در نهایت با پیگیریهای فراوان و تصویب مجلس، دانشگاه تهران متولی ادامه این امر شد.
امانتی که در بستر مرگ سپرده شد
در سالهای پایانی عمر، بیماری و کهولت سن، جسم دهخدا را به شدت فرسوده کرده بود، اما ذهن پویای او همچنان میان فیشها و واژگان در حرکت بود. او که به خوبی میدانست عمرش برای اتمام حروفچینی و چاپ تمام مجلدات کفاف نمیدهد، در بستر بیماری وصیتنامه تاریخی خود را بر تکه کاغذی کوچک نوشت. دهخدا در این وصیت، تمام فیشهای چاپ نشده را که بالغ بر یک میلیون برگه از الف تا یا بود، به دوست و همکار معتمدش، دکتر محمد معین سپرد. او با تاکید و وسواس همیشگیاش از معین، سیدمحمد دبیرسیاقی و سیدجعفر شهیدی خواست که در پیشنویسهای او «نه یک کلمه بیفزایند و نه یک کلمه بکاهند» و قضاوت درباره درستی یا نادرستی لغات را به نسلهای آینده واگذار کنند. سرانجام در هفتم اسفند ۱۳۳۴، این قلم جاودانه از حرکت ایستاد و پیکر او در گورستان ابنبابویه شهرری آرام گرفت اما لغتنامه او با همت و وفاداری شاگردانش تا چند دهه بعد تکمیل و منتشر شد.
موسسه دهخدا
لغتنامهای که دهخدا بیش از ۴۰ سال، یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرد، از پایه سه چهار میلیون فیشی بنیان یافته که دهخدا شب و روز به جمعآوری آنها مشغول بوده است. مقدمات تألیف و سپس انتشار لغتنامه دهخدا از اواخر دهه ۱۳۰۰ هجری شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و نخستین قراردادها برای این منظور سالهای ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علیاکبر دهخدا منعقد شد. نخستین مجلد لغتنامه در سال ۱۳۱۹ هجری شمسی، در چاپخانه بانک ملی شروع و یک جلد آن در ۴۶۸ صفحه چاپ شد، ولی به علت جنگ جهانی دوم و ارتباط آن با ایران، چاپ آن متوقف شد. در ۲۵ دی سال ۱۳۲۴ هجری شمسی، مجلس شورای ملی، به پیشنهاد جمعی از نویسندگان، هزینه چاپ آن را پذیرفت و آن را تحت عنوان «فرهنگ- دایرهالمعارف آقای دهخدا» نام نهاده و تصویب کرد. «مجلس شورای ملی در طرح اصلی ماده واحدهای در ۱۳۲۴ بدان نام «دایرهالمعارف فارسی» و «دایرهالمعارف آقای علیاکبر دهخدا»، یا «فرهنگ آقای دهخدا» داده است. اما مرحوم دهخدا از اطلاق این نامها خودداری کرد و چون نخستین فرهنگ موجود فارسی فرهنگ اسدی است و مؤلف بدان نام «لغتنامه» داده بود، بدین مناسبت مرحوم دهخدا به دوره لغت خویش نام «لغتنامه دهخدا» دادند.
نخستین مجلد لغتنامه در پنج هزار صفحه در سال ۱۳۲۵ منتشر و از آن به بعد در جزوههای ۱۰۰ صفحهای بهطور مستمر، چاپ شد. بعد از آن دانشگاه تهران این وظیفه را برعهده گرفت و چاپخانه دانشگاه به تنهایی عهدهدار چاپ شد که هماکنون هم ادامه دارد. علاوه بر علیاکبر دهخدا و همکاران اولیه او، گروهی از پژوهندگان زبان و ادب فارسی طی بیش از ۶۰ سال در هیات مؤلفان لغتنامه دهخدا عضویت داشتهاند و به تهیه مواد و تنظیم آنها و نیز تدوین و تألیف مواد گرد آمده برای لغتنامه مشغول بودند. دهخدا خود دریافته بود که تدوین و تکمیل کتاب عظیمی که بدینگونه فراهم آمده، کار یک نفر نیست و در یادداشتهایی که از او بهجا مانده و برخی از آنها در مقدمه لغتنامه چاپ شده، سهم دیگران را معلوم کرده است «...آنچه را که خواننده این کتاب میبیند، نتیجه یک عمر نیست، بلکه نتیجه عمرهاست.»
استقامت افسانهای مردی که تنها چهار روز استراحت کرد
شخصیت علیاکبر دهخدا آمیزهای شگفتانگیز از نبوغ علمی، تعهد ملی و ریاضت خودخواسته بود. برای درک عظمت کار او، کافی است به این حقیقت تاریخی توجه کنیم که این مرد در طول نیم قرن تلاش مستمر برای تدوین لغتنامه، تنها چهار روز قلم بر زمین گذاشت و استراحت کرد؛ دو روز به دلیل سوگ عمیق از دست دادن مادرش و دو روز دیگر به خاطر یک بیماری سخت و ناتوانکننده. به جز این چهار روز، او در تمام روزهای سال، بدون هیچ تعطیلی، مشغول فیشبرداری بود. این تعهد به حدی بود که حتی خواب راحت شبانه را نیز از او گرفته بود. نزدیکانش روایت کردهاند که دهخدا شبها در فاصله میان خواب و بیداری به ریشه کلمات فکر میکرد و بارها پیش میآمد که در نیمههای شب از بستر برمیخاست، چراغ نفتی را روشن میکرد و کلمه یا نکتهای را که به ذهنش رسیده بود، همان لحظه روی برگههایش یادداشت میکرد تا مبادا تا فردا صبح از خاطرش برود.
این پشتکار حیرتانگیز همواره با وسواس و دقت علمی بینظیری همراه بود. زمانی که او اثر ارزشمند «امثال و حکم» را در چهار مجلد آماده چاپ کرد، خوانندگان با شگفتی متوجه شدند که این کتاب جامع، هیچ مقدمهای برای تعریف دقیق کلمه «مثل» ندارد. هنگامی که دلیل این امر را از او جویا شدند، دهخدا پاسخ داد که در زبان فرانسه ۱۷ واژه مختلف پیدا کرده است که همگی در فارسی و عربی صرفا به «مثل» ترجمه میشوند. او برای درک تفاوتهای ظریف معنایی میان این ۱۷ واژه، حتی دست به نامهنگاری با فرهنگستان فرانسه زد اما چون پاسخهای آکادمیک آنها ذهن کمالگرای او را کاملا قانع نکرد، ترجیح داد کتاب را بدون مقدمه منتشر کند تا مبادا تعریف غیردقیقی از خود بر جای بگذارد. این حد از احتیاط علمی، استقامت فیزیکی و از خودگذشتگی، دهخدا را از یک پژوهشگر ساده فراتر برد و به اسطورهای بیتکرار در تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران تبدیل کرد.
نظر شما