آقای شهیدم سلام

آگاه: با گذشت یک هفته از جنگ تحمیلی که رژیم صهیون و آمریکا راه انداخته‌اند، همدردی با مردم ایران فراتر از مرزها رفته و بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر خارجی در کنار هنرمندان داخل کشور جنایات دو رژیم سفاک را محکوم کردند. در ادامه برخی از آنها را می‌خوانید.
شعر شاعر تاجیک برای این روزهای ایران
به یقین می‌رسد از نو آن روز، که شود مردم ایران پیروز
کرامت‌الله عالمف، شاعر و رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان با محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، در رابطه با حمله به دبستان میناب و کشتار دانش‌آموزان شعر زیر را به مردم ایران تقدیم کرد:
این سحرگاه شدم شاهد ناخوش خبری
که ز بمبارد فرو ریخت دبستانی
که در آن دخترکان گلرخ
همه شادانه به درس آمده بودند
همه گل‌های گلستان ادب،
بی‌خبر از فلک شعبده‌باز،
ناگه از فتنه اوباش بزرگ دنیا
غرق در خون خودی گردیدند
مادران صبح همی بوسیدند
از جبین و ز رخ همچو صدف پاک و قشنگ،
بی‌خبر جمله ز مکر و حیل خون‌طلبان،
تشنه خون نو و تیر و تفنگ
تشنه خون سیه یعنی نفت
که ز حرص آمده در عرصه جنگ
جمله دنیا به جز از چند حریص
که سیاست‌بازند،
کز خرابی و ز کشتار بسی می‌نازند
غضب خلق جهان چون آتش
همه جا شعله‌فکن گردیدست،
نیست آن روز بعید،
که اهرمن‌های نوین
سوخته خاکستر بشوند زین آتش
روح آن بیگنه‌هان دخترکان شاد شود،
هر یکی اختر تابنده ایران گردد
به یقین می‌رسد از نو آن روز،
که شود مردم ایران پیروز،
بر جهالت، بر رذالت، بر جنگ
از سر مردی و حفظ شرف و دولت و ننگ
یانیس واروفاکیس، اقتصاددان یونانی و نویسنده:
یانیس واروفاکیس، اقتصاددان یونانی و نویسنده کتاب‌هایی چون «حرف‌هایی با دخترم درباره اقتصاد» ضمن محکومیت حمله نظامی به ایران، این جنگ را جنگ 
دو کشور یاغی جهان علیه بشریت خواند.
او درباره این جنگ نوشت: اسرائیل و آمریکا این جنگ را نه صرفا علیه ایران که علیه تمام بشریت آغاز کرده‌اند. ما با ایرانیان و با بشریت در برابر این طرز فکر که اسرائیل و آمریکا هرکسی را که دلشان خواست می‌توانند بمباران کنند، اعلام همبستگی می‌کنیم.
واروفاکیس همچنین ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ نیز چنین نوشته بود: به نظر می‌رسد حمله آمریکا به ایران قریب‌الوقوع است، چون هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکا به سمت شرق در حرکتند. آقای ترامپ! دست از سر ایران بردارید. او سپس خطاب به مخاطبان خود گفته بود: بیایید هرکاری که لازم است برای مخالفت با جنایات جنگی دیگری انجام دهیم.
محسن جسور، کارگردان سینما:
به نام خدای جلال و جلیل
پاره تن ما ایران در رویارویی با بی‌آبروهای جهان که دندان تیز کرده‌اند به طمع خاک؛ با شمشیری آغشته به خون حرامیان طعم خواری را می‌چشند این روزها و فرزندان برومند این مادر، برای ما آبرو می‌خرند هر روز در جهان و چراغ‌ها را یک به یک به روشنی می‌افروزند برای بیداری عالم در برابر باطل.   
آنها که خیال خام داشتند؛ با ریختن خون دخترکان معصوم ما و خشکاندن لبخند کودکانه فرزندان‌مان در میناب و ردای شهادت بر تن پیر فرزانه ما کردن؛ ما را بهراسانند و گام‌های‌مان را سست کنند؛ کور خوانده‌اند.
ما سرزمین ایرانیم. سرزمین دلیران و رادمندان پارسی و سلحشوران حسینی که از خون‌های ما لاله جوانه می‌زند. ما ایستاده می‌میریم اگر به وقت جنگ باشد و متجاوزین را پیش از مردن، زنده زنده دفن می‌کنیم!
ما خاک می‌خوریم و خاک نمی‌دهیم. خون می‌دهیم و خانه نمی‌دهیم. آنچه به دشمنان‌مان و خائنین به وطن خواهیم داد؛ همه خشم و خروش و کینه است و آنچه برای فرزندان‌مان هبه داریم؛ محبت و لبخند.
باشد که پیروزی را پیش از عید پارسیان فریاد خواهیم زد.
جاستین مشعوف، فیلمساز و مستندساز ایرانی-آمریکایی:
دخترعمویم، کتایون، روز سه‌شنبه در یک حمله هوایی در تهران کشته شد. او مادر و پزشکی دوست‌داشتنی و باهوش بود. ساختمانش از انفجار بمب‌ها لرزید و او در زیر آوار جان باخت. همسرش در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. این جنگ تبعیض قائل نمی‌شود. افراد بی‌گناه به خاطر اهداف توسعه‌طلبانه کشته می‌شوند. این جنگ درباره آزادی مردم یا دموکراسی نیست. آنها (آمریکا و اسرائیل) به وضوح نشان داده‌اند که مردم ایران برایشان بی‌اهمیت هستند. ما مردمی مقاوم هستیم اما جنگ می‌تواند بهترین‌های ما را از بین ببرد. برای ایران دعا کنید و هر آنچه در توان دارید برای توقف بمباران و حمله زمینی احتمالی که در راه است، انجام دهید. اعتراض کنید، رأی دهید، تحریم کنید.

آقای شهیدم سلام

مریلا زارعی، بازیگر سینما:

آقای شهیدم سلام
آقای شهیدم سلام
آقاجان، رفتنت را باور نمی‌کنم.
هفت روز و شب گذشت و من هر لحظه پلک‌هایم را به هم می‌فشارم بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده ... اما تلاش بیهوده‌ای است.
تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.
تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...
چه کسی تصور می‌کرد که بعد از آن شب‌های تلخ دی‌ که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت در میان هلهله‌های شادی 
فریب خوردگان رسانه‌های دشمن اینگونه حماسه‌آفرین شود؟
و هر چه می‌گذرد من غمگین‌تر می‌شوم؛ غمگین‌تر و شرمگین که تمام این سال‌ها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.
کاش شاعر بودم و در رثای این هجر می‌سرودم.
کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ، رنگ‌ها را بر بوم نقاشی‌ام بی‌رحمانه فرود می‌آوردم.
کاش می‌نواختم، بلکه می‌شد تمام این غم را از سر انگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین می‌شد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی می‌کند.
آقاجان هنوز خبر پر کشیدنت بر جانم تازه بود که داغ ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم مینابی امانم را برید. داغ پشت داغ و تا همین لحظه بی‌امان بر این جنایات علاوه می‌شود.
اما ملت غیور سرزمینم همه این داغ‌ها را به حماسه بدل کردند؛
از امدادگران جان برکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموس‌شان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمین‌شان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانه‌ای جرات پاره پاره کردن پرچم سه رنگ مقدس‌مان را به خود ندهد ...
آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.
من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد ...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.