آگاه: تا سخن از کودکان میشود، پیش از هرچیز باید از فاجعهای سخن گفت که در نهم اسفند قلب ایران را به درد آورد. حمله وحشیانه و جنایتبار رژیم آمریکایی- صهیونیستی به دبستان دخترانه شجره طیبه در شهرستان میناب، نه تنها نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه بود، بلکه نشاندهنده کینهتوزی دشمن نسبت به زیرساختهای فکری و آموزشی ایران اسلامی است. این مدرسه در ساعت ۱۰:۴۵ صبح هدف مستقیم موشکهای متجاوز قرار گرفت. در این جنایت جنگی، ۱۶۵ تن شامل دانشآموزان، کادر آموزشی و تعدادی از والدین به شهادت رسیدند. اسامی شهدای شناساییشده، ستارههایی هستند که در آسمان مقاومت ایران خواهند درخشید.
جنگ فعلی ایران و ضرورت مقاومت فرهنگی
جنگ سال ۱۴۰۴ که با تهاجمات غافلگیرانه به مراکز هستهای و نظامی ایران آغاز شد، ابعاد بیسابقهای یافته است. از یک سو جنگ ۱۲روزه در تیر ۱۴۰۴ که به آتشبسی شکننده منجر شد و از سوی دیگر، موج جدید حملات در اسفند که منجر به شهادت رهبر انقلاب و بسیاری از غیرنظامیان شد، جامعه را در وضعیتی از آمادهباش دائم قرار داده است.
در چنین اتمسفری، کودکان تنها بینندگان خبرها نیستند، بلکه آنها در معرض مستقیم ترس از فقدان و اضطراب ناشی از ناامنی قرار دارند. نگاه فرهنگی در اینجا به معنای استفاده از «کلمه» به جای «گلوله» برای ترمیم روح کودک است. دشمن با هدف قرار دادن مدارس، در پی تخریب امید به آینده است و پاسخ فرهنگی ما باید بازسازی این امید از طریق ادبیات و هنر باشد.
قصه؛ پل ارتباطی با جهان امن کودک
مواجهه فرهنگی با کودک در جنگ، بر این اصل استوار است که کودک نباید در برابر واقعیت عریان و خشن جنگ تنها بماند. ادبیات کودک و نوجوان در ایران، ریشه در ارزشهایی دارد که در آن دفاع، یک ضرورت اخلاقی و شهادت، یک کمال معنوی است.
بر اساس تحقیقات روانشناختی، قصهگویی یکی از موثرترین روشها برای کاهش علائم اضطراب و هراس در کودکان است. قصه به کودک اجازه میدهد تا از طریق همذاتپنداری با قهرمانان داستان، بر ترسهای خود غلبه کند. در شرایطی که موشک و بمباران آرامش را از کوچهها میگیرد، کتابخوانی در پناهگاهها میتواند نظمی ذهنی ایجاد کند که از فروپاشی روانی کودک جلوگیری میکند.
نویسندههای کودک و نوجوان چه میگویند؟
برای درک بهتر شیوه برخورد فرهنگی با کودکان، باید به سراغ نویسندگانی رفت که دههها برای این نسل قلم زدهاند و خود ،تجربهگر بحرانهای بزرگ بودهاند.
مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده پیشکسوت بر این باور است که ادبیات جنگ برای کودکان نباید به ورطه شعارهای سیاسی سقوط کند. او میگوید: «ما نمیخواستیم جنگ کنیم اما جنگ به خانهمان آمد. نویسنده نمیتواند نسبت به بچهای که همکلاسیاش بیپدر شده یا مدرسهاش ویران شده، بیتفاوت باشد.»
رحماندوست معتقد است که وظیفه نویسنده در زمان جنگ، فراهم کردن بستر آرامش است. او با تاکید بر ترانههای نوازش و لالاییها، سعی دارد حس تعلق و امنیت را در کودکان تقویت کند. از نظر او، قصهگویی باید به یک مهارت خانوادگی تبدیل شود تا مادران در دل بحران با صدای گرم خود چتری از آرامش بر سر فرزندانشان بگسترند. او همچنین بر این نکته تاکید دارد که باید از زاویه دید بچهها به پدیدهها نگریست؛ مثلا مرگ را میتوان به عنوان یک سفر برای کودک تبیین کرد تا از شدت تروما کاسته شود.
همچنین، فرهاد حسنزاده از شناختهشدهترین نویسندههای کودک و نوجوان که خود فرزند خاک پاک آبادان است و طعم تلخ جنگزدگی را چشیده، معتقد است که رمان برخلاف تاریخ، حقیقتهای عاطفی را ثبت میکند. او که نامزد جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن شده، در آثارش از عنصر «طنز» برای تلطیف واقعیتهای تلخ استفاده میکند.
حسنزاده در ارتباط با این موضوع میگوید: «کشوری که ادبیات ندارد، باغی است که آفتاب ندارد.» او بر این باور است که در زمان جنگ، ادبیات باید کنشگر باشد؛ یعنی به کودک یاد بدهد که حتی در سختترین شرایط، چگونه پرسشگر بماند و از هویت خود دفاع کند. او در آثار خود به بازنمایی زندگی طبقات فرودست و کودکان درگیر بحران میپردازد تا به آنها نشان دهد که در رنج خود تنها نیستند.
راهبردهای فرهنگی برای والدین و مربیان
در برخورد با کودکان در شرایط جنگ فعلی، رعایت چند اصل فرهنگی ضروری است:
صداقت مدیریتشده؛ به جای پنهانکاری، باید واقعیتها را با زبان داستانی و متناسب با سن کودک بیان کرد. مفاهیم اخلاقی باید به صورت غیرمستقیم و در لفافه هنری بیان شوند تا تاثیرگذار باشند.
کتابخوانی جمعی: تشکیل گروههای کوچک کتابخوانی در محلات یا پناهگاهها میتواند حس انزوا را در کودکان از بین ببرد و تابآوری آنها را افزایش دهد.
نمادسازی از ایثار: استفاده از عناصر طبیعت یا اشیا برای تبیین مفهوم مقاومت، به کودک کمک میکند تا بدون درگیری با خشونت عریان، جوهره حماسه را درک کند.
ادبیات به مثابه پاسدار جهان کودکان
جنگ فعلی ایران با جبهه استکبار، تنها نبرد در مرزها نیست، بلکه جنگی بر سر تصاحب تخیل و روح کودکان ماست. حادثه جانسوز میناب نشان داد که دشمن از ریختن خون دانشآموزان ابایی ندارد. در چنین شرایطی، برخورد فرهنگی با کودک یعنی مجهز کردن او به سلاح آگاهی و امید. ما موظفیم با بهرهگیری از شیوههای نوین یا سنتی قصهگویی و حمایت از تولیدات نویسندگان دغدغهمند، اتمسفری ایجاد کنیم که در آن کودک ایرانی، خود را نه یک قربانی منفعل، بلکه بخشی از یک تاریخ پرافتخار و حماسهای ناتمام ببیند. یاد و خاطره شهدای دانشآموز دبستان شجره طیبه میناب، همواره در صفحات کتابهای ما زنده خواهد ماند تا نسلهای بعد بدانند که امنیت امروز حاصل ایثار چه شکوفههایی بوده است. صیانت از روان کودک در جنگ، بزرگترین، سرمایهگذاری برای آینده ایران اسلامی است.

هستی / نوشته فرهاد حسنزاده: ایــــــن رمــــــان داستانی از بلوغ و پایداری یک دختر نوجوان در روزهـــای آغازین جنگ است که با نگاهی انسانی و به دور از کلیشهها، به تقویت هویت ملی و حس مسئولیتپذیری کمک میکند.

عاشقانههای یونس در شکم ماهی / نوشته جمشید خانیان: اثری هنرمندانه و نمادین که به عمق احساسات انسانی در میانه آشوب میپردازد و از طریق زبانی فاخر، تاملات عمیقی را در ذهن نوجوان ایجاد میکند.

گنبد آبی / نوشته رؤیا حسینی: این کتاب روایت مقــاومــت و مفهوم دفاع از حــــق را از زبان حیوانات بیان میکند. استــــفــاده از نمـادهـــایی مانند پروانهها در مقابل کلاغها، مفهوم حماسه را برای خردسالان ملموس و شیرین میسازد.

پاککن جادویی /بازنویسی محمد الدوره: داستانی نمادین درباره پاککن کوچکی که بر ترس خود غلبه کرده و با کمک دوستانش حماســهای خـلـق میکند. ایـــــن اثــر بدون نمایش خشونت، مفهوم مبارزه حق و باطل را به کودک میآموزد.

دشـمن/ نـــــوشته دیـوید کــالـی،
ترجـمه رضـی هیرمندی: این کتاب تصویری برجسته، بــــــا نگاهی متفاوت به پدیده جنگ، به کودک میآموزد که در جبهه مقابل نیز انسانهایی با احساسات و خانوادههای مشابه وجود دارند و در نهایت صلح و همدلی را ستایش میکند.

جنگی که نجاتم داد / نوشته کیمبرلی بروبیکر بردلی، ترجمه مرضیه ورشوساز: روایــــتــــی تاثـــیــرگــذار از رشدشخــصی و رهــــایی یــک کودک در دل ویرانـــــــیهــــای جنــگ. این کتاب بــــه کـــودکــــان کمک میکند تــــا مفاهیمی مثل آوارگی و ترومای جنگ را درک کرده و قدرت درونی خود را بازیابند.
نظر شما