آگاه:
«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَینَا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءَ الزَّکاةِ وَکانُوا لَنَا عَابِدِینَ» (الأنبیاء: ۷۳)
*و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت میکردند و کارهای نیک... را به آنان وحی کردیم.*
مقدمه: مسابقه دو امدادی در مسیر تاریخ
اگر به تاریخ مثل یک مسابقه «دو امدادی» نگاه کنیم، متوجه میشویم که حقیقت و راه درست، هیچوقت با رفتن یک نفر متوقف نمیشود. در دو امدادی، یک دونده با تمام توان میدود و وقتی به نقطه مشخصی رسید، چوب یا پرچم را با دقت به دست دونده بعدی میدهد تا او مسیر را با نفسی تازهتر ادامه دهد. آیه زیبایی که در ابتدا خواندیم، دقیقا به همین سنت خدا اشاره میکند؛ اینکه خدا همیشه رهبران و پیشوایانی قرار میدهد تا چراغ هدایت خاموش نشود.
انقلاب اسلامی ما هم دقیقا یک مسیر زنده و در جریان است. حالا که سالها از پیروزی انقلاب گذشته، بزرگترین سوال این است که این پرچم چطور قرار است دست به دست شود تا به قله برسد؟ جواب در یک کلمه خلاصه میشود: «تداوم».
قطبنمایی که هرگز خراب نمیشود
در نگاه ساده و زیبای اسلام، ما معتقدیم که جامعه بدون رهبر و راهنما، مثل یک کشتی در دریای طوفانی است که قطبنما ندارد. از زمان پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) تا امروز که در دوران غیبت هستیم، ماجرای «ولایت فقیه» چیزی جز همین قطبنما نیست. رهبری در جامعه اسلامی فقط یک مقام سیاسی یا نشستن روی صندلی قدرت نیست؛ بلکه یک مسئولیت سنگین برای مراقبت از مسیر است. قطبنما (یعنی اصول و ارزشهای ما مثل عدالت، استقلال و زیر بار زور نرفتن) همیشه ثابت است، اما ناخدای کشتی باید بداند که در هوای آفتابی چطور بادبان بکشد و در طوفان چطور کشتی را هدایت کند. این یعنی ما به رهبری نیاز داریم که هم اصول گذشته را محکم نگه دارد و هم زبان و شرایط دنیای جدید را بفهمد.
یک تجربه شیرین؛ از خرداد ۶۸ تا امروز
برای اینکه بفهمیم این دستبهدست شدن پرچم چقدر مهم است، کافی است به سال ۱۳۶۸ برگردیم. وقتی امام خمینی (ره) از میان ما رفتند، دشمنان در سراسر دنیا با خوشحالی منتظر بودند که کار انقلاب تمام شود. آنها فکر میکردند انقلاب فقط به یک شخص وابسته است. اما چه اتفاقی افتاد؟
پرچم با آرامش و قدرت به دست رهبر شهید امام خامنهای (ره) سپرده شد. ایشان نه تنها از آن میراث بزرگ مراقبت کردند، بلکه نهال انقلاب را به یک درخت تناور تبدیل کردند. در دوران ایشان، ایران در علم، امنیت و نفوذ در منطقه به جاهایی رسید که کسی باورش را نمیکرد. این تجربه تاریخی به ما و دنیا ثابت کرد که «مکتب انقلاب»، زنده است و توانایی دارد خودش را بازتولید کند و به مسیرش ادامه دهد. حالا این پرچم بعد از شهادت ایشان به رهبری بادرایت از نسل انقلابی سپرده شده.
خون تازه در رگهای انقلاب
امروزه ما در دنیای عجیبی زندگی میکنیم؛ دنیای اینترنت، هوش مصنوعی، رسانههای سریع و چالشهای جدید. برای مدیریت چنین دنیایی، ما به «رهبری جوان» نیاز داریم. اما وقتی میگوییم رهبری جوان، منظورمان چیست؟
منظور این نیست که تجربههای گذشته را دور بریزیم. اصلا! جوانی یعنی شجاعت در تصمیمگیری، انرژی برای کار خستگیناپذیر و فهم دقیق از دنیای مدرن. یک ذهن جوان و باانگیزه میتواند فرمولهای طلایی مکتب امامین انقلاب را بگیرد و آنها را به زبان امروزی ترجمه کند. وقتی سیستم مدیریت و رهبری جامعه با نشاط و جوانی گره بخورد، جلوی پیر شدن و خسته شدن ساختارها گرفته میشود و خون تازهای در رگهای کشور به جریان میافتد و انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای در تداوم همین مسیر انتخابی شایسته و هوشمندانه بود.
ما مردم؛ موتور محرک این قطار
اما یادمان نرود، هیچ ناخدایی بدون ملوانهایش نمیتواند کشتی را حرکت دهد. در فرهنگ اسلامی، رهبر و مردم مثل یک روح در دو بدن هستند. انتقال موفقیتآمیز این پرچم به نسل جدید، فقط کار یک شخص یا یک اداره نیست؛ این کار همه ماست.
گروههای مردمی، هیاتها، دانشگاهیان، مساجد و جوانان کوچه و بازار، همان حلقههای وصلی هستند که باید این مسیر را هموار کنند. دشمن همیشه سعی میکند با شایعه و دروغ در فضای مجازی، مردم را ناامید کند و بگوید: «دیگر تمام شد!» اما این ماییم که باید با آگاهی و امید، جلوی این جنگ روانی بایستیم و به همه نشان دهیم که مسیر روشن است.
حرف آخر
انقلاب اسلامی یک موجود زنده است. هر موجود زندهای برای اینکه زنده بماند، باید سلولهایش نو شوند. تداوم راه امام با حضور نسل جدید و رهبری جوان، یک عقبگرد یا ترس از آینده نیست؛ بلکه پرش به سمت آینده است. این پرچم روزی در جبهههای جنگ و مساجد دست پدران ما بود و امروز با افتخار در مسیر ساختن یک تمدن بزرگ اسلامی، به دست جوانترها سپرده میشود تا انشاءالله روزی به دست صاحب اصلیاش برسد.
نظر شما