۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۳
کد خبر: ۲۰٬۹۶۰

ایران کشوری است که از سنتی غنی برخوردار است. این سنت، نرم‌افزاری پیشرفته از فرهنگ ایرانی و اسلامی است. از یک سو ایرانیان ملتی هستند که دارای تاریخی چند هزار ساله هستند و از سوی دیگر با پذیرش اسلام و به طور مشخص مذهب تشیع شکلی استثنایی پیدا کردند.

آگاه: شاهنامه به عنوان سندی ملی، تصویری است از تلاش ایرانیان برای یافتن شاه آرمانی. شاه آرمانی پیوند عالم ماده و معنا است. از یک طرف دارای فره ایزدی است و از طرف دیگر در میان مردم محبوب است، عادل است و بخشنده. نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد ایرانیان مردمانی حق‌طلب و خداجو بوده‌اند و از این جهت بود که بر درستی دین اسلام گردن نهادند. پس می‌توانیم فلسفه تاریخ ایران را ببینیم که مردمانی در جست‌وجوی شاه آرمانی هستند تا راستی و درستی را حاکم کنند و شاه آرمانی به قول فردوسی کسی است که «داد و دهش» می‌کند:
فریدون فرخ، فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر فرشته نبود
ز «داد» و «دهش» یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
در طرف دیگر در فرهنگ شیعه مشخصا از «امام» سخن به میان می‌آید. به تعبیر رهبر شهید امامت یعنی امام رسالت خود را در دل مردم، در اندیشه مردم و در عمل و کارکرد مردم اجرا کند. از این رو می‌توان یک شکل از تربیت را در فلسفه تاریخ شیعه جست که مشخصا بر عهده امام است. در این چارچوب می‌توان بررسی کرد که اهل بیت چگونه با توجه به ایرانیان و درک ضمیر مستعد ایشان، رسالت خود را در ایشان نهادینه کردند. در رأس این اقدامات می‌توان از هجرت تاریخی امام رضا (ع) نام برد. این هجرت تاریخی زمینه‌ای بود که ایرانیان برای اولین بار محضر یک امام معصوم را درک کنند، راهی که ایشان تا توس پیمودند مسیر ولایت نام گرفت و شهر مشهد با شهادت ایشان به وجود آمد و مرکزیت خراسان را تغییر داد. به یک معنا حرکت تاریخی امام رضا حرکتی تمدنی بود که منجر به امتزاج آفاق فلسفه تاریخ ایران و تشیع شد. پس از آن با کوچیدن شیعیان به ایران شاهد گسترش این فرهنگ در سراسر ایران هستیم. موضوع تنها به هجرت امام رضا خلاصه نمی‌شود. با شهادت امام رضا، ایجاد مشهد و توجه مردم مسئله ابعاد سیاسی هم پیدا می‌کند. صفویه مذهب رسمی را تشیع اعلام می‌کند و شاه عباس صفوی به شهادت تاریخ چند بار با پای پیاده به زیارت حضرت امام رضا می‌رود که همه نشان از اهمیت این نکته است.
در دوره قاجار هم می‌توان پیوند مبارزات اسلامی با ملی را جست‌وجو کرد. از جنگ‌های ایران و روس که با فتوا و حضور برخی علما پیوند خورد تا نهضت تنباکو در عهد ناصری. کمال این مبارزات اما در انقلاب اسلامی ایران رخ داد؛ جایی که رهبری این حرکت عظیم بر عهده امام خمینی قرار گرفت. انقلاب، کانون پیوند تام و تمام فلسفه تاریخ شیعه با فلسفه تاریخ ایران بود که حاصل آن انقلاب شکوهمند اسلامی بود. به تعبیر حاج‌قاسم سلیمانی هنر امام ممزوج کردن دین، ملیت و قومیت بود که به بهترین شکل در انقلاب ظاهر شد. در واقع امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب با درکی عمیق از تاریخ و سنت پا به میدان گذاشت و بحث‌های طولانی مدت فقهای شیعه درباره جانشینی امام زمان ارواحنا فداه را در قالب نظریه مترقی «ولایت فقیه» سامان بخشید. می‌توان گفت ولایت فقیه همان چیزی بود که فقدان آن موجب شکست تمام جنبش‌های اجتماعی ایران شده بود. ولایت فقیه اما تنها کارکردی متمم‌گونه نداشت. ولایت فقیه ارتقای وجودی نهضت و پیوند قدسی نهضت مردم مسلمان ایران با غیب بود. با توجه به این نکات می‌توان فهمید که چرا انقلاب ایران و نظام برآمده آن یعنی جمهوری اسلامی با ایران پیوندی وجودی دارد.
و امروز باید گفت در نقطه مهمی (شاید مهم‌ترین) از تاریخ ایران قرار گرفته‌ایم. پس از وعده صادق یک بود که ایران چهره تمدنی خود را برای اولین بار پس از انقلاب به رخ کشید. امام شهید این عملیات (وعده صادق یک) را نقطه‌ای می‌دانست که تاریخ را به پیش و پس از خودش تقسیم می‌کند. شهادت امام شهیدمان را باید در این فلسفه تاریخ- که اکنون فلسفه تاریخ انقلاب اسلامی است- درک کرد. ایران دوره امام خمینی، ایران انقلاب و جنگ هشت ساله بود جایی که تمامیت ارضی ایران حفظ شد. دوره ولایت امام شهید که دوره تثبیت امنیت ایران، نبرد با گروه‌های دست‌ساز آمریکا مثل داعش و تبدیل شدن ایران به قدرت منطقه‌ای بود و دوره امام جوان انقلاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای که به فضل الهی دوره تبدیل شدن ایران به قدرتی جهانی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.