۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۰
کد خبر: ۲۰٬۹۶۵

آگاه: 

یکم) انسداد گفتمانی جریان تجدیدنظرطلب
طی دهه‌های متمادی، تاریخ سیاسی ایران شاهد تکاپوی جریانی غرب‌گرا و مبتلا به تصلب نئولیبرالی بوده است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های عملیات روانی و جنگ روایی، تلاش می‌کرد تا پروژه تغییر ریل در سیاست‌های کلان انقلاب اسلامی را پیش ببرد. هدف غایی این جریان، تبدیل اندیشه‌های پویای بنیان‌گذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، به دکترین‌های بایگانی‌شده و دلبخواه خود بود. آنها برای تحمیل این استحاله هویتی به امام شهید انقلاب اسلامی، از هیچ ابزاری فروگذار نکردند؛ از فشارهای سیاسی و بمباران رسانه‌ای تا طراحی آشوب‌ها و اغتشاشات خیابانی.

دوم) تغییر فاز عملیاتی: استراتژی تصاحب از درون
با اثبات نفوذناپذیری و ایستادگی تاریخی رهبر شهیدمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در برابر این انحرافات، جریان مذکور با یک چرخش استراتژیک، راهبرد تصاحب نرم نهاد ولایت فقیه و دگردیسی در مکانیسم‌های آن را در دستور کار قرار داد. کانون این تحرک، تلاش برای تصفیه و حذف نیروهای اصیل و پیشران انقلاب از مجلس خبرگان رهبری بود. در این تقاطع تاریخی، دستگاه تخریب رسانه‌ای داخلی و خارجی با ترور شخصیت و ترور سرمایه‌های نمادین انقلاب همچون آیات عظام یزدی، مصباح، اعرافی و...، سعی در مهندسی ترکیب خبرگان داشتند تا در بزنگاه موعود، یک دگردیسی در ساختار نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی داشته باشند.

سوم) شکست پروژه گذار و تجلی ولایت
این استراتژی براندازانه که در روزهای پس از شهادت امام انقلاب، با پشتیبانی همه‌جانبه و لجستیک خارجی وارد فاز عملیاتی و سخت خود شده بود، با کنشگری پیش‌دستانه، انقلابی و مبتنی بر بصیرت مجلس خبرگان در انتخاب به‌هنگام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم انقلاب، کاملا خنثی شد.
دلیل این شکست محاسباتی دشمن، عدم درک ماهیت پیوستگی گفتمانی در نهاد ولایت است. رهبری سوم انقلاب، امتداد و تکامل مسیر ولی موسس (امام خمینی) و ولی شهید (امام خامنه‌ای) است. زیست‌بوم سیاسی و جهان‌بینی ایشان در کوران هم‌نشینی و تلمذ در مکتب امام شهید شکل گرفته است. در اندیشه شیعه، امامت و ولایت قطعاتی منقطع و جزایر منفک از یکدیگر نیستند، امامت و ولایت یک زنجیره تکاملی، روبه‌جلو و هم‌افزا در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی‌اند. بر همین اساس، رهبر سوم در حقیقت، رهبر جوان‌شده گفتمان امامین انقلاب است که با همان صلابت، بر عدم تجدیدنظر در مقاصد عالیه انقلاب پافشاری می‌کند.

چهارم) نقش اجتماعات مردمی، خیابانی و نهادهای مدنی در تثبیت این مسیر
در این گذار تاریخی، نباید از مؤلفه حیاتی سرمایه اجتماعی و نقش بی‌بدیل آن غفلت کرد. تداوم ساختاری و نخبگانی ولایت، زمانی به یک مسیر بلامنازع تبدیل می‌شود که با کنشگری میدانی نهادهای واسط اجتماعی و حضور پرشور مردمی در کف خیابان‌ها پیوند بخورد. اجتماعات خیابانی مومنانه و انقلابی، کارکردی تثبیت‌کننده و بازدارنده دارد. این حضور رزمایش‌گونه، در کنار شبکه‌سازی نهادهای اجتماعی و هیات‌های مذهبی به عنوان حلقه‌های میانی، ضمن خنثی‌سازی مارپیچ سکوت و جنگ شناختی دشمن، مشروعیت و مقبولیت نظام را بازتولید و نمایان کرده و پشتوانه ثبات در دوران گذار محسوب می‌شود.

پنجم) افق پیش‌رو: از بسط آرمان‌ها تا تحقق گام دوم و غلبه تمدنی
باید با نگاهی آسیب‌شناسانه پذیرفت که در طول ۴۷ سال گذشته، برخی از اندیشه‌ها و ایده‌آل‌های امامین انقلاب، در هزارتوی بوروکراسی و موانع ساختاری دچار تعلیق شده‌اند. دوران زعامت رهبر سوم، ظرفیتی بکر و نوین برای آزادسازی این پتانسیل‌های محبوس است. مسیر انقلاب که از تاسیس و شالوده‌ریزی (عصر امام راحل) به تثبیت و بسط (عصر امام شهید) تکامل یافته، اینک در آستانه ورود به فاز «اعتلا و غلبه تمدنی» قرار دارد.
حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) با اشراف کامل بر منظومه فکری سلف خویش، پرچمدار تحقق عملیاتی بیانیه گام دوم انقلاب خواهند بود. پیش‌بینی می‌شود با رویکرد ایشان در گشایش فضای کارگزاری، منطق چرخش نخبگانی و جوان‌سازی حاکمیت با شتابی فزاینده اجرایی شود. این تزریق خون تازه از نخبگان متخصص و انقلابی به شریان‌های حاکمیت، ضمن جبران تعلیق‌ها، نویدبخش دمیده شدن روح امید، کارآمدی و استقرار قاطعانه ارزش‌های والای اسلامی در گستره جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.