سومین جنگ تحمیلی علیه ایران، ۹ اسفند سال جاری آغاز شد. دشمن متجاوز بر این باور بود ظرف چهار روز یا در نهایت یک هفته می‌تواند جشن تجزیه ایران را برگزار کند اما نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند مردم این مرز و بوم هیچگاه تسلیم نمی‌شوند. حال پرسشی که مطرح می‌شود این است: «چرا باید بجنگیم؟» آن هم در دوره‌ای که آمریکا و رژیم صهیونیستی عزم خود را جزم کرده تا ایران را وادار به تسلیم کنند. به گذاره‌های متعددی می‌توان اشاره کرد که در این مجمل، علی عبداللهی، آگاه مسائل بین‌الملل در یادداشتی اختصاصی به چهار عامل کلیدی پرداخت. نکات دیگر نیز در شمارگان آتی روزنامه بررسی خواهد شد.

خطای محاسباتی مجدد آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران

آگاه: درست چند ساعت پس از حمله اسرائیل و آمریکا نیروی مسلح ایران با ۳۵۰ موشک بالستیک و ۲۹۴ پهپاد انتحاری به این حمله پاسخ دادند و اهداف متعددی در پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای منطقه و همینطور مراکز نظامی اسرائیل مورد هجوم قرار گرفت. از همان ابتدا مشخص شد ایران نه تنها غافلگیر نشده بلکه در چند ماه پس از جنگ ۱۲ روزه به خوبی مشغول بازسازی توان رزم و برطرف کردن نقاط ضعف خود بوده چرا که این حملات بسیار دقیق و حساب شده انجام گرفتند، نه احساسی و از سر خشم. به طوری‌که وقتی مجموعه این حملات را  بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم از یک استراتژی کلان‌تر و از پیش تعیین شده تبعیت می‌کند. به نحوی که ابتدا با حملات نقطه‌زن و تمرکز روی رادارهای برد بلند که در واقع چشم ارتش آمریکا در منطقه هستند و تاسیسات شنود و جاسوسی و همینطور سامانه‌های گران و پیشرفته پدافندی مانند تاد قصد دارند برتری آمریکا را از آن سلب کنند تا موشک‌های اصلی بی‌دردسر به بانک اهداف اصابت کنند. در واقع اگر ایران به دلیل نداشتن پوشش پدافندی کامل دچار ضعف در برابر موشک‌های آمریکا و اسرائیل است پس متقابلا آنها هم باید از پدافند بی‌بهره باشند. همینطور در روزهای بعدی جنگ ایران به جای شلیک با نرخ بالای موشک‌های بالستیک بیشتر از پهپادهای ارزان انتحاری استفاده می‌کند چرا که خودش را برای یک جنگ بلند مدت فرسایشی آماده می‌کند، درست همان چیزی که نقطه ضعف دشمن است. چراکه اقتصاد جنگ به اندازه سلاح‌ها در تعیین سرنوشت جنگ موثر است. این موضوع وقتی بهتر درک می‌شود که بدانیم قیمت هر پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ حدود ۳۰ هزار دلار است در حالی که برای انهدام آن باید از موشک‌های حدودا سه تا ۲۸ میلیون دلاری استفاده کرد که بسته به نوع موشک رهگیر قیمت آن نیز متغیر است (با فرض اینکه با موشک اول بتوان پهپاد را منهدم کرد یا اصلا بتوان آن را رهگیری کرد.)
درباره حملات موشکی نیز ایران به سرعت شروع به افزایش تولید لانچرهای جدید کرد و برخی گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که هواپیماهای پهن‌پیکر که در آن ایام به کرات در فرودگاه‌های ایران فرود می‌آمدند حامل لانچرهای پرتاب موشک بالستیک بودند تا جایگزین لانچرهای از دست رفته شوند. اما تاکتیکی که ایران به خرج داده این بود که از محل‌های شناخته شده قبلی شلیک انجام نمی‌دهد و زمان آماده‌سازی شلیک موشک‌ها به‌خصوص موشک‌های سوخت مایع را کاهش داده تا دشمن فرصت کافی برای کشف و انهدام آنها را نداشته باشد. همچنین پدافند نیز اولویت خود را بر امن نگه داشتن مناطق شلیک موشک قرار دادند.
در بعد دیگر به نظر می‌رسد ایران برای عبور از تور پدافندی چند لایه اسرائیل در موشک‌های خود به روزرسانی‌هایی انجام داده باشد که از تجربه جنگ ۱۲ روزه به دست آمده‌اند. ‌طوری که نرخ اصابت‌ها بیشتر شده و آمارها نشان می‌دهد آژیرهای هشدار حمله موشکی بسیار بیشتر از جنگ ۱۲ روزه در اسرائیل به صدا درمی‌آیند. همینطور می‌توان اضافه کرد که اسرائیل و کشورهای منطقه که پایگاه‌های آمریکایی در آنها مبدأ حمله به ایران بودند هر نوع فیلمبرداری و انتشار تصویر از حملات موفق ایران را جرم‌انگاری کردند و جریمه نقدی سنگین و حبس‌های طویل‌المدت برای انتشاردهندگان فیلم در نظر گرفتند. تا جایی که حتی خبرگزاری‌های رسمی بین‌المللی حاضر در این مناطق اجازه تصویربرداری از اماکن محل اصابت موشک‌ها ندارند.
اما در داخل کشور نیز نه تنها شاهد آشوب و فعال ‌شدن هسته‌های اغتشاشات نبودیم بلکه مردم ایران با مشاهده شهادت مظلومانه و داوطلبانه رهبرشان متوجه شدند مطالبی که علیه رهبر شهید انقلاب توسط رسانه‌های معاند مطرح می‌شد چیزی جز افترا نبود. این موضوع وقتی اهمیت پیدا می‌کند که اندکی با فرهنگ شیعی و ایرانی مردم ایران آشنا باشیم. فرهنگی از دل تاریخ ریشه‌دار که همواره مقاومت در آن یک ارزش بوده و وقتی کسی در انتهای آن مقاومت می‌میرد، مرگ آن یک اتفاق ساده نیست بلکه شهید محسوب می‌شود و به یک جایگاه معنوی و قدیسی غیر قابل نقد و انکار می‌رسد که دیگر در اذهان به عنوان یک قهرمان جاوید ثبت می‌شود. در این فرهنگ خون بر شمشیر پیروز است و ایستاده مردن یک افتخار است و شخصی که اینگونه از دنیا می‌رود برای ابد یک اسطوره باقی می‌ماند.
امروز در وضعیتی قرار داریم که هزینه‌های جنگ برای آمریکا به‌صورت تصاعدی در حال افزایش است و طبق ادعای منابع آمریکایی تا کنون از عدد ۱۱ میلیارد دلار عبور کرده است. جنگی که قرار بود چند روزه تمام شود الان هیچ افق روشنی برای پایان آن وجود ندارد و با وجود اینکه ایران نیز دچار آسیب‌های زیادی شده اما در مجموع زمان به نفع ایران در حال سپری شدن است، چرا که اسرائیل با جغرافیای کوچک و آمریکا با چالش‌هایی نظیر جنگ اوکراین توان یک جنگ طولانی مدت منطقه‌ای و فرسایشی را ندارند. اساسا ارتش آنها با سلاح‌های گران‌قیمت که نرخ تولید آنها نیز بسیار کند است می‌جنگند و از همین الان کارشناسان در خصوص کمبود سلاح‌ها خصوصا موشک‌های پدافندی هشدار می‌دهند. قیمت انرژی نیز با بستن تنگه هرمز و تسلط ایران بر آن و فاصله گرفتن ناوگان آمریکایی که ترامپ ادعا می‌کرد برای جلوگیری از اختلال عبور نفتکش‌ها اقدام خواهند کرد  به دو برابر زمان قبل از شروع جنگ افزایش پیدا کرد که تبعات اقتصادی ویرانگری در سطح جهانی دارد. فقط یکی از تبعات منفی بسته شدن تنگه هرمز افزایش قیمت بنزین در آمریکا و به تبع آن کاهش بی‌سابقه محبوبیت ترامپ در آستانه انتخابات آمریکاست. به نظر نمی‌رسد این جنگ آنطور که آمریکا و اسرائیل دوست داشتند به پایان برسد؛ ترامپ هیچ  راهبردی برای خروج بی‌دردسر از جنگ ندارد و اکنون بهتر می‌فهمد چرا هفت رئیس‌جمهور قبلی آمریکا زیر بار حمله به ایران نرفتند. این در حالی است که مسئولان ایرانی تاکید کردند بعد از دو بار حمله نظامی به ایران در حین مذاکرات دیگر خبری از میز مذاکره و آتش‌بس نیست و به این جنگ به عنوان جنگی موجودیتی نگاه می‌کنند و فرماندهان نظامی ایران نیز از شگفتانه‌های جدید در حملات آتی خبر می‌دهند. فراموش نکنیم این در حالی است که ایران هنوز از بسیاری از کارت‌های خود نظیر توان موشکی یمن و بستن تنگه باب‌المندب توسط انصارالله یا حمله زمینی حزب‌الله به مرزهای اسرائیل استفاده نکرده است! باید منتظر ماند و دید سرانجام این نبرد به کجا ختم می‌شود اما آنچه بعید به نظر می‌رسد تسلیم ایران است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.