حسین شرفخانلو
-
-
جنگنوشت
از خوی تا کربلا روایت یک شهید در شب تاسوعا
تا به امروز که دارم این چند خط را مینویسم، سه قطره خون از شهیدستان «خوی» ریخته پای درخت دفاع مقدسی که در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی در سرتاسر خاک ایران بزرگمان غرس شد.
-
جنگنوشت
با جانبازان
دیروز دومین شهید خوئی که در اثنای جنگ تحمیلی اسرائیل و در کرج بهشهادت رسیده بود را بدرقه کردیم تا بهشت. همسایه شد با آن افسر شهید از پدافند پایگاه دوم شکاری تبریز و گلزار مطهر شهدای خوی، آغوش ابدی برای زخمی که از جنگ صهاینه به تنِ ایران تحمیل شد. عصرش بهزاد زنگ زد که برویم عیادت جانبازی که شب اول حمله در رادار تبریز با ترکش بمب جنگنده عبری پای چپش را پیش فرستاده است تا بهشت.
-
جنگنوشت
هنوز وقت صبر و مقاومت است
آتشبس، صلح، توقف درگیری و هر عبارت دیگری که بخواهد حالِ الان و امروز صبحِ ما را توصیف کند، جواب خونهای به ناحق ریخته کودکان و زنان و مردان و دانشمندان و سرداران ایرانیای که در این ۱۲ روز به زمین ریخت، نیست.
-
جنگنوشت
از روزمرگی تا مقاومت
شد ۱۱ روز که جنگ دوم تحمیلی، عریان و وحشی، زندگی ما ایرانیها را تکانی داده که از روزمرگی در بیاییم. یعنی که «جنگ» «جهت» جدیدی به زندگی ایرانیها داده است.
-
-
-