آگاه: دهخدا مقدمات فارسی، عربی و درسهای دیگر را در مکتبخانههای قدیم فراگرفت و سپس، ۱۰سال در نزد معلمی به نام شیخ غلامحسین بروجردی، به یادگیری صرف و نحو عربی، اصول فقه و کلام اسلامی مشغول شد. دهخدا پس از پایان تحصیلات، برای کار در «وزارت خارجه» در نظر گرفته شد و همراه معاونالدوله غفاری، «وزیر مختار» ایران در کشورهای بالکان، بهعنوان منشی او، به وین رفت. او اندکی بیش از دو سال را در اروپا گذراند و «بر اثر بعضی ناملایمات به ایران برگشت» پس از بازگشت دهخدا، حاج حسینآقا امینالضرب مهدوی، که امور راهسازی خراسان را در مقاطعه داشت، او را بهعنوان مترجم مهندسان بلژیکی این طرح استخدام کرد اما اندکی بعد، پس از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدین شاه، دهخدا را در هیات تحریریه روزنامه صوراسرافیل مییابیم. این نشریه بهکوشش میرزا قاسمخان تبریزی و میرزا جهانگیرخان شیرازی نشر مییافت. مقالات طنزآمیز و نیشداری که دهخدا با عنوان «چرند پرند» با نام مستعار «دخو» (مخفف دهخدا، نک: دهخدا، لغتنامه، ذیل «دخو») در این روزنامه منتشر میکرد، سبب شهرت فوقالعاده آن و نویسنده آن شد.
پس از کودتای محمدعلیشاه، بعضی از مشروطهخواهان ازجمله میرزا جهانگیرخان اعدام شدند. گروهی از مشروطهخواهان هم، پس از تحصن در سفارتخانه انگلیس، سرانجام تبعید شدند و دهخدا یکی از آنها بود. او همراه با میرزاقاسمخان تبریزی و ابوالحسن پیرنیا (معاضدالسلطنه)، ابتدا در پاریس و سپس در ایوردن (Iverdon) سوئیس کوشیدند تا روزنامه صوراسرافیل را در تبعید منتشر کنند. اما تنها موفق به نشر سه شماره از این روزنامه شدند. دهخدا، سرانجام، به استانبول رفت و سردبیری روزنامهای به نام سروش را، که ناشر آثار و آرای مشروطهخواهان بود، برعهده گرفت. نخستین شماره آن در ۱۲جمادیالاخری ۱۳۲۷ق در آن شهر انتشار یافت. با فتح تهران به دست مجاهدین، سلطنت استبدادی محمدعلیشاه به پایان رسید. دهخدا هنوز در عثمانی بود که در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی، هم از تهران و هم، بهسبب دفاعی که از مردم کرمان در مقابل حاکم آن منطقه در دوره نخست مشروطه کرده بود، از این منطقه به نمایندگی برگزیده شد. او که در دوره نخست به دموکراتها پیوستگی داشت، در دوره دوم مشروطه در صف «اعتدالیون» جای گرفت. با نزدیک شدن شعلههای جنگ جهانی اول به مرزهای ایران و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنان به پایتخت، گروهی از آزادیخواهان به عثمانی و گروهی دیگر به میان ایلات و عشایر رفتند. دهخدا به میان بختیاریها رفت و دوسالونیم در چند بخش و روستای بختیارینشین سپری کرد. سپس به دعوت لطفعلیخان امیرمفخم ایلخانی و فرزندش، فتحعلیخان سردارمعظم، به روستایی در چهارمحالوبختیاری نزدیک شهرکرد رفت. امیرمفخم کتابخانه خوبی داشت و دهخدا از آن استفاده میکرد.
دهخدا پس از دوره دوم مجلس، از امور سیاسی کناره گرفت و به امور دیوانی پرداخت (ریاست دفتر وزارت معارف و ریاست تفتیش وزارت عدلیه) و در آغاز دهه ۱۳۰۰ش، ریاست مدرسه سیاسی را برعهده گرفت. این مدرسه در سال ۱۳۰۶ش با مدرسه حقوق ترکیب شد و در دهه بعد، با تشکیل دانشگاه تهران، به دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه تبدیل شد. اما در همه این تحولات، ریاست دهخدا، همچنان، تا سال ۱۳۲۰ش، که بازنشسته شد، پایدار ماند.
با آنکه پس از مقالات «چرند پرند» در صوراسرافیل، برخی نوشتههای او در روزنامههایی مانند ایران کنونی، آفتاب و شوری انتشار یافت، او بسیار زود، به پژوهشهای ادبی روی آورد. گردآوری بخش عمدهای از امثالوحکم (چهار جلد، تهران، ۱۳۰۸ـ۱۳۱۱ش؛ ۲۷۰۶ صفحه متن + ۱۸۰ صفحه فهرست) در ذیل ۳۰هزار عنوان مثل، حکمت، اصطلاح، زبانزد و کنایه، ۱۰هزار نظیر و برابر در عنوانها و مدخلها، و ۱۲هزار شاهد در نظم و نثر گویندگان و نویسندگان، ازجمله مهمترین فعالیتهای فرهنگی پس از انقلاب مشروطه است. دهخدا در راه گردآوری این کتاب از یاری برخی شاگردان و دوستان خود، ازجمله غلامعلی رعدی آذرخشی بهره گرفت. صادق هدایت که خود مجموعهای در حدود ۲۰۰صفحه در موضوع امثال و حکم گردآورده بود آن را در اختیار دهخدا گذارد.
اما مهمترین اثر دهخدا لغتنامه (۲۲۲بخش یا جزوه، تهران، ۱۳۱۸ـ۱۳۵۸ش) است که شامل همه واژهها و تعبیرها و اصطلاحهای فارسی و دخیل در فارسی و بخش عمدهای از اعلام ایرانی و غیرایرانی در نیمه دوم قرن بیستم است. حتی سالها بعد نیز این اثر همچنان مورد ستایش اهل ادب و تحقیق بوده است: «کار عظیم و مردانه استاد دهخدا درباره واژگان زبان فارسی از کارهای کارستانی است که توفیق انجام آن را باید موهبتی برای زبان فارسی و برای بنیادگذار آن به شمار آورد. تنها امثال و حکم او کافی است که مولفی را در زبان پارسی جاودانگی بخشد تا چه رسد به لغتنامه بزرگ او» (شفیعی کدکنی، ص۲۳).
علاوهبر این دو اثر بزرگ، از دهخدا اشعاری چند هم برجای مانده است. مسمط «ای مرغ سحر»، که شاعر، خود، آن را «وصیتنامه دوست یگانه من یا هدیه برادری بیوفا بهپیشگاه آن روح اقدس اعلی» خوانده است، مشهورترین شعر اوست. بهنظر میآید که طبع دهخدا، با وجود سرودهای مانند «ای مرغ سحر»، که آمیزهای از «تخیل و رقت» شاعرانه شناخته شده است، بیشتر متمایل به نثر است تا به نظم. او در این دوره، به روایت یکی از شاگردانش، میگفت «هر وقت میخواهم شعر بگویم، خندهام میگیرد و بیشتر میل دارم مطالب خود را به نثر بنویسم». بااینهمه، برخی ادیبان از انعکاس فرهنگ والای دهخدا در شعرهایش و سبک فخیم او با ستایش یاد کردهاند. دهخدا، خود، در اواخر عمر میگفت: «اگر به کار شاعری بیش میپرداختم، حالا شاعرکی میبودم.»
دهخدا انسانی بود میهندوست و ترقیخواه. او، علاوه بر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دورههای جوانی و میانی عمر، در اوایل اسفند ۱۳۲۹ش «جمعیت مبارزه با بیسوادی» را تاسیس کرد و در سال ۱۳۳۰ش که محمد مصدق به قدرت رسید و مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت اوج گرفت، دهخدا یکبار دیگر به سیاست روی آورد و به حمایت از او برخاست. ولی بعد از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق، به کلی از فعالیت سیاسی کناره گرفت و بقیه زندگی خود را وقف لغتنامه کرد.
دهخدا در هفتم اسفند ۱۳۳۴ش زندگی را بدرود گفت و در صبح روز بعد، با تشییع اهل ادب و فرهنگ، در ابنبابویه شهرری به خاک سپرده شد. مقالات دهخدا (دو جلد) در سالهای ۱۳۵۸ـ۱۳۶۴ش و دیوان او در سال ۱۳۶۰ش، هر دو به کوشش محمد دبیرسیاقی، گردآوری و منتشر شده است.
۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۳
کد خبر: ۱۱٬۲۱۶
هفتم اسفند سالگرد درگذشت علیاکبر دهخدا (۱۲۵۷-۱۳۳۴) است. کامیار عابدی در مقالهای درباره علیاکبر دهخدا مینویسد: دهخدا، ادیب، شاعر و منتقد اجتماعی معاصر در سال ۱۲۹۷ق/ ۱۲۵۷ش، در تهران، در کوچه قاسم علیخان محله سنگلج زاده شد.

نظر شما