حمید ملک‌زاده-پژوهشگر اندیشه‌های سیاسی: برای اینکه بتوانیم به شکل معناداری به طرح پرسش درباره موضوعاتی که جامعه ما به آنها مبتلا شده است بپردازیم، باید قبل از هر چیز به بازاندیشی درباره مفاهیمی که ممکن است در گفتار روزمره یا در جستارهای سیاسی و اجتماعی خود به کار می‌بریم، پرداخته باشیم. دقت در معنای اصطلاحاتی که به کار می‌بریم بخش مهمی از مسیری که بعد از پیش‌کشیدن آن دنبال خواهیم کرد را برای ما تعیین می‌کند.

امت؛ واحد سیاسی که باید ساخته شود

آگاه: ما عموما در ایران نسبت به این مسئله حیاتی بی‌توجه هستیم. یعنی معمولا بدون اینکه پروای معنا یا دقت در معانی مختلفی که به اصطلاحات گوناگون حمل می‌شود را در نظر بگیریم، دست‌ودل بازانه از این مفاهیم استفاده می‌کنیم. مفهوم امت، یکی از این مفاهیم است. مرسوم است که مفهوم امت را در مقابل مفهوم ملت قرار می‌دهند؛ اگرچه ممکن است در برخی از کاربردهای قدیمی‌تر از مفهوم امت بتوانیم به شکل معناداری از این برابرنهاد دفاع کنیم. با این وجود، این‌طور به نظر می‌رسد که صورت‌های جدیدتری از این مفهوم، مخصوصا در معنای سیاسی خاصی که در گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی ایران می‌شود آن را پیدا کرد، هستند که حیثیتی فراتر از معنای فرهنگی و قدیمی‌تر آن دارند. صورت‌های جدیدتری که هم از معنایی سیاسی برخوردار هستند و به شکل بنیادینی با مفهوم ملت، به‌عنوان مفهومی که واحدهای جدید سیاسی را نمایندگی می‌کند پیوند خورده است. من در این یادداشت کوتاه سعی می‌کنم به این معنای جدید از مفهوم امت بپردازم.

امت به‌عنوان یک مفهوم سیاسی
مرسوم است که مفهوم امت را در مقابل ملت قرار می‌دهند و این‌طور ادعا می‌کنند که یک دولت در جهان جدید باید بر ملت تمرکز کند. این خط تحلیلی بر دوپایه اساسی استوار شده است: الف. امت مفهومی سیاسی نیست، یا حداقل در معنای جدید کلمه نمی‌توان آن را به‌عنوان مفهومی سیاسی در نظر گرفت؛ ب. منافع ملت ضرورتاً با منافع امت در تعارض قرار دارد. این گزاره اخیر این‌طور فرض می‌کند که مفهوم امت بر رابطه شخصی و غیرسیاسی میان مسلمانان استوار گذاشته شده است. از این جهت بحث درباره مفهوم امت بحثی غیردولتی، یا حتی ضددولتی است که بر نوعی پیوستگی فرهنگی یا مذهبی خاص، و بدون توجه به الزامات سیاست در جهان جدید دلالت می‌کند. این گزاره بر فهمی سنتی‌تر از مفهوم امت بنا گذاشته شده است. گزاره‌هایی که درباره آنها صحبت می‌کنیم دو موضوع اساسی را در نظر نمی‌گیرند: الف. امت مفهومی سیاسی است که از باورهای مذهبی ریشه می‌گیرد؛ ب. امت اسلامی چیزی از پیش موجود نیست، بلکه چیزی است که باید «ساخته شود» و اگر دقیق‌تر بگویم باید به شکلی سیاسی ساخته شود. من در ادامه این یادداشت تلاش می‌کنم تا این مفهوم سیاسی از امت را توضیح دهم.
مسئله مهمی که در درجه نخست باید به آن توجه کنیم این است که اعضای تشکیل‌دهنده ایده امت اسلامی نه تک‌تکِ افراد مسلمان، بلکه دولت‌های مسلمان، یا دولت‌های حاکم بر ملت‌های مسلمان هستند. یعنی کوچک‌ترین واحد تشکیل‌دهنده مفهوم امت سیاسی نه فرد مسلمان، بلکه دولتی است که اعضای یک ملت با جمعیت غالب مسلمان را تشکیل می‌دهند. یعنی در ادبیات جمهوری اسلامی ایران وقتی از امت مسلمان به‌عنوان اعضای یک واحد سیاسی عام صحبت می‌کنیم صحبت از مجموعه دولت‌های مسلمان است که هرکدام به نحوی ملت‌های خود را، که از اکثریت مسلمانان تشکیل شده‌اند نمایندگی می‌کنند. 
در این معنا امت مفهومی است که اگرچه مبنا و ریشه‌ای اسلامی و دینی دارد، اما صورتی سیاسی پیدا می‌کند. از این جهت بازیگران عمده‌ای که ذیل عنوان امت قرار می‌گیرند دولت‌ها هستند. اهمیت این موضع برای ما وقتی روشن‌تر می‌شود که می‌بینیم آنچه امروز به‌عنوان گروه‌های مقاومت اسلامی معرفی می‌کنیم نه مجامع خاص از مؤمنان، بلکه گروه‌هایی سیاسی با هویت دینی هستند که در محدوده سرزمین‌های سیاسی خاصی که به آنها تعلق دارند و در پاسخ به معضلات سیاسی ویژه هرکدام از این واحدهای سیاسی تأسیسی شده‌اند. حماس، حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی و دیگر گروه‌های مقاومت عراقی، انصارالله در یمن و دیگر گروه‌های مقاومت اسلامی، هر کدام قبل و بیش از هر چیز نهادهایی سیاسی هستند که در پاسخ به معضلات سیاسی موجود در واحدهای سرزمینی خود، و برای فراهم‌کردن شکلی از مقاومت سیاسی در جهت حفظ و پایداری از ملت‌های خودشان عمل می‌کنند. سابقه فعالیت‌های سیاسی و غیرسیاسی این گروه‌ها و احزاب سیاسی به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا باید آنها را به‌عنوان نهادهایی سیاسی در پیوند با وجوه ممیزه ملی خاص هر کدام از آنها در نظر بگیریم. 
ویژگی سیاسی و پیوندهای گروه‌های مقاومت با امر ملی نباید ما را در تله ناسیونالیسم، به معنایی که در قرن نوزدهم رواج پیدا کرده بود، بیندازد. موضوع مهمی که در فهم سیاسی از ایده امت اسلامی باید در نظر داشته باشیم این مسئله است که مبنای وجودشناختی اسلامی اعضای تشکیل‌دهنده امت و الزامات ژئوپلیتیک ناشی از همسایگی در زیست ملت‌های مسلمان در یک جغرافیای واحد، که زمینه نوعی گشودگی نسبت به ملت‌های دیگر را در ایده امت اسلامی ایجاد کرده است را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. این پیوند معنوی و مسائل ناشی از همسایگی جغرافیایی نهایتا به‌نوعی رابطه مبنی بر الزامات ژئوپلیتیکی منتهی می‌شود که سرنوشت سیاسی اعضای امت اسلامی را به یکدیگر پیوند زده و آنها را به رفتار مسئولانه نسبت به یکدیگر سوق می‌دهند. این پیوستگی مادی و معنوی که مبنایی وجودشناختی از نظر سیاسی دارد، مسائل دولت/ملت‌های حاضر در امت اسلامی را به هم گره می‌زند. این پیوندی واقعی در زمین واقعی سیاست است. پیوندی واقعی که نادیده‌گرفتن آن از سوی ملت‌های مسلمان نهایتا به فروپاشی و اضمحلال همه آنها منتهی می‌شود؛ یا ازاین‌جهت که قدرت آنها در محیط بین‌الملل را کاهش داده و به انزوای ایشان منتهی می‌گردد یا از این جهت که مبانی معنوی و عناصر اساسی هویت ملی آنها را به مخاطراتی اساسی از جنس بحران ناکارآمدی در سیاست داخلی و بین‌المللی دچار خواهد کرد.

امت به‌عنوان چیزی که باید ساخته شود
یکی دیگر از مسائلی که درباره مفهوم امت اسلامی عموما نادیده گرفته می‌شود این مسئله اساسی است که اصطلاح «امت اسلامی» به چیزی موجود دلالت نمی‌کند. یعنی برخلاف آن چیزی که عموما در نظر گرفته می‌شود در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، امت اسلامی چیزی است که باید در طول زمان، و به اعتبار هستی سیاسی ویژه ملت‌های مسلمان و دولت‌هایی که آنها را نمایندگی می‌کنند، ساخته شود. این موضوع بیش از هر جای دیگری در خطبه فارسی نماز جمعه نصر به چشم می‌آید. جایی که رهبر انقلاب اسلامی توضیح می‌دهند که امت اسلامی به اعتبار دشمن مشترک سیاسی باید فهمیده شود. دشمن سیاسی مشترکی که هر کدام ازملت‌های مسلمان به نحوی در معرض سیاست‌های خصمانه‌ای از سمت او قرار گرفته‌اند؛ سیاست‌های خصمانه‌ای که بنیان هویت سیاسی آنها را مورد هدف قرار داده است. از این جهت اولا امت چیزی است که در حال ساخته‌شدن است، یعنی از پیش موجود نیست؛ ثانیاً حدود امت به اعتبار دشمنی مشترک ملت‌هایی که عضو آن هستند، تعریف می‌شود. به بیان روشن‌تر، حدود امت، حدودی سیاسی هستند؛ حدودی سیاسی که از منبعی دینی ریشه می‌گیرند، یا به اعتبار آن تعریف می‌شوند. نکته قابل‌توجهی که باید در این زمینه در نظر بگیریم این موضوع اساسی است که در تعریفی که از امت در مقام یک واحد سیاسی ارائه می‌شود، حلقه وصل ملت‌های مسلمان از عنصر بسیار عام دشمن مشترک نیرو می‌گیرد. 
یعنی در این روایت ویژگی‌های منحصربه‌فرد ملی برای هر کدام از ملت‌ها که نمایندگی‌کردن آنها بر عهده دولت‌های ملی است به‌صورت پیش‌فرض حفظ شده، و همبستگی و پیوستگی از جهت جبهه مشترک در مقابل دشمن مشترک تعریف شده است. در این روایت سیاسی از مفهوم امت، مسائل وجودشناختی ملت‌های مسلمان به شکل بنیادینی به یکدیگر پیوسته است. هر تهاجم وجودشناختی به یکی از ملت‌های مسلمان تهدیدی وجودشناختی برای همه اعضای امت به‌حساب می‌آید. به همین دلیل است که بسیج نیروهای اعضای امت برای یاری‌رساندن به هر کدام از اعضای در مقابل تهدیدهای وجودشناختی‌اش در واقع چیزی نیست جز بسیج نیروها برای دفاع از سرحدات ملت، اگر چه اقدامی که در این زمینه اتفاق می‌افتد کیلومترها دورتر از مرزهای هرکدام از دولت‌های ملی تشکیل‌دهنده امت اسلامی جریان پیدا کند. ضرورت دفاع از جنبش‌های مقاومت و همکاری برای حل مشکلات موجود در جغرافیای امت اسلامی را تنها در این معناست که می‌توانیم به‌عنوان نمونه‌ای از عقلانیت سیاسی بین‌الدولی در میان دولت‌های مسلمان بفهمیم. چه حمایت همه‌جانبه‌ای از مقاومت فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی باشد، چه کمک برای بازسازی زیرساخت‌ها در کشور مسلمانی که از زخم‌های جنگی تحمیلی توسط دشمنان خارجی رنج می‌برد. در نهایت این فهم سیاسی از امت، به‌عنوان یک هستی سیاسی در حال شکل‌گرفتن می‌تواند مبنای درک روشن‌تری از سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، و پایه‌ای برای شکل‌گیری نهادهای منطقه‌ای کارسازی در جهت رفع مسائل و مشکلات ناشی از تفرقه در جهان اسلام به‌حساب بیاید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.