۲۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۴
کد خبر: ۱۵٬۵۷۰

علیرضا داودنژاد قصد دارد بر اساس یک پرونده واقعی، فیلم سینمایی «مار در آستین» را بسازد. کارگردان «نیاز» و «مصائب شیرین»، در گفت‌وگویی خبر داد که در حال نوشتن فیلمنامه‌ای است که قصد دارد خودش آن را کارگردانی کند. 

علیرضا داودنژاد آماده ساخت «مار در آستین»

آگاه: او که پس از فیلم «مصائب شیرین ۲» در سال ۹۷ فیلمی نساخته است، می‌گوید که خودش «مار در آستین» را تهیه خواهد کرد اما اگر کسی متقاضی مشارکت و سرمایه‌گذاری در این فیلم باشد، استقبال می‌کند. پیش‌بینی علیرضا داودنژاد این است که این فیلم پاییز جلوی دوربین برود، فیلمی که گفته می‌شود در فضای فیلم «کلاس هنرپیشگی» خواهد بود.  این کارگردان درباره جزییات داستان این فیلم، می‌گوید: این پرونده‌ای واقعی‌ست و در مرحله فراخوانی شهود است و من با یاری وکیل پرونده مصمم به پیگیری، ثبت، ضبط، بازسازی سینمایی این ماجرا هستم. 
داودنژاد روایت این پرونده واقعی را اینگونه بیان می‌کند: بهرام کارش تعمیر و ساخت‌وساز است و کارگاهی در اطراف شهر راه انداخته است. «سرور» همسرش خانه را پر کرده از سفالینه‌های کوچک و بزرگی که همانجا در خانه می‌سازد. آنها در خانه‌ای روستایی مستاجر هستند. 
«مهرداد» پسر بزرگشان با معلمی پیانو و همراهی نامزدش «رویا»، خانه‌ای روستایی خریده‌اند و فعالیت گردشگری راه انداخته‌اند و برای ازدواج منتظر فروش زمین مادرشان هستند؛ زمینی که مادربزرگشان به «سرور» بخشیده، بنچاق و اسناد خرید و فروش قبلی را هم ضمیمه دارد و واگذاری آن به «سرور» به مهر و امضای شورای روستا رسیده است. سعید پسر کوچکتر «سرور» که ازدواج کرده و با همسرش «الهام» مراسم عقد و ازدواج راه می‌اندارند و عکاسی و فیلمبرداری را هم خودشان انجام می‌دهند و لنگ پول پیش اجاره یک باب مغازه هستند و برای زمین مادرشان مشتری پیدا کرده‌اند، عازم خانه مادر می‌شوند؛ آنها «مهرداد» و «رویا» را هم خبر کرده‌اند تا دور هم با پدر و مادر درباره مشتری، قیمت، فروش و شرایط معامله صحبت کنند. در خانه داد و بیداد «بهرام» و «سرور» درباره «پروانه» نامی که زن سرپرست خانواده بوده و مادر «سرور» او را زیر بال و پرگرفته در جریان است. از او در تامین خانه، زندگی و امرار معاش حمایت کردند و حالا با آن همه ناسپاسی و بی‌وفایی‌ها که از «پروانه» دیده ، امروز او بعد از گذشت سال‌ها از فوت مادر بزرگ آبرو وحیثیت او را هم به بازی گرفته است. «مهرداد»، «رویا»، «سجاد» و«الهام» با خبر خوش پیداکردن مشتری سر می‌رسند؛ اما پدر و مادر درهم و پریشانند و رساندن خبر خوش پیداشدن مشتری دست به نقد، بیشتر بهرام و سروش را به جان هم می اندازد؛ بچه‌ها دخالت و اعتراض می‌کنند و علت این اوضاع را جویا می شوند.‌.. 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.