آگاه: بررسی یکسال نخست فعالیت دولت چهاردهم نشان میدهد که گرچه برخی اقدامات مثبت صورت گرفته، اما اقتصاد فرهنگ هنوز جای رشد فراوان دارد و بسیاری از ظرفیتهای بالقوه بلااستفاده ماندهاند. بودجه فرهنگی در این دوره رشد نسبی داشته، اما عمدتا به پروژههای رسمی اختصاص یافته و تمرکز بر جشنوارهها، رسانههای داخلی و برنامههای کوتاهمدت بوده است. در عین حال، بخش خصوصی و گروههای مردمی که میتوانستند نقش کلیدی در فعالسازی زیستبوم فرهنگی داشته باشند، با محدودیتهای قانونی و منابع مالی مواجه بودهاند و همین امر نشان میدهد که اقتصاد فرهنگ هنوز به یک سامانه ارزشآفرین و خودگردان تبدیل نشده است. با وجود این محدودیتها، چند اقدام اثرگذار نیز مشاهده شده است. حمایت از گروههای هنری محلی، تخصیص بخشی از بودجه به پروژههای آموزشی و ایجاد فضاهای نمایشگاهی مستقل نمونههایی از تلاش برای تقویت زیستبوم فرهنگی هستند. این اقدامات نه تنها موجب افزایش دسترسی مردم به فعالیتهای فرهنگی شد، بلکه زمینه را برای توسعه ظرفیتهای نوآورانه فراهم کرد و مسیر تولیدات فرهنگی، گردشگری و اقتصاد خلاق را روشن ساخت. اما هنوز مشکلات جدی باقی است؛ نخست ناهماهنگی میان دستگاهها و نبود راهبرد کلان باعث پراکندگی منابع شده است. دوم، محدودیت بودجههای مستقل مردمی، انگیزه فعالان فرهنگی را کاهش داده و امکان مشارکت واقعی را محدود کرده است. سوم، نگاه کوتاهمدت به بازده اقتصادی فرهنگ باعث شده بسیاری از پروژهها، بهرغم اهمیت بلندمدتشان، کمتر موردتوجه قرار گیرند و اثربخشی واقعی آنها نادیده گرفته شود. علاوه بر این، ضعف در سنجش دقیق اثرگذاری برنامهها و نبود شاخصهای مشخص، مانع تحلیل درست موفقیتها و شکستها شده است و تصمیمگیری راهبردی را دشوار میکند. برای رفع این چالشها، چند راهبرد ضروری به نظر میرسد. ایجاد سازوکارهای مشارکتی میان دولت، بخش خصوصی و مردم میتواند بودجهریزی و سیاستگذاری فرهنگی را شفافتر و مؤثرتر کند. تعریف شاخصهای اقتصادی - فرهنگی به سنجش دقیق اثرگذاری برنامهها کمک کرده و امکان تصمیمگیری بهتر را فراهم میآورد. تمرکز بر حمایت بلندمدت از پروژهها و برنامههایی که ارزش فرهنگی و اقتصادی بالایی دارند، به جای اقدامات کوتاهمدت، میتواند پایداری زیستبوم فرهنگی را تضمین کند. همچنین توسعه فضاهای آموزشی، نمایشگاهی و نوآورانه که هم اقتصادی و هم فرهنگی باشند، زمینه را برای خلق فرصتهای جدید و جذب سرمایههای مردمی فراهم خواهد کرد. آموزش جامعه برای درک ارزش اقتصادی فرهنگ نیز مهم است؛ مشارکت مردم به عنوان سرمایهگذار و فعال فرهنگی، نه صرفا مصرفکننده، میتواند موتور محرک توسعه اجتماعی و فرهنگی کشور باشد. نتایج یکسال نخست نشان میدهد که اقتصاد فرهنگ هنوز در مرحله گذار است و بدون راهبرد کلان و هماهنگی میان نهادها، بسیاری از ظرفیتها بلااستفاده باقی میمانند. اقدامات کوچک، اگر چه مثبت و اثرگذار نمیتوانند جایگزین یک برنامه بلندمدت و منسجم شوند. برای آنکه اقتصاد فرهنگ به موتور واقعی توسعه اجتماعی و هویتی ایران تبدیل شود، لازم است بودجه، سرمایه مردمی و بخش خصوصی همافزا شده و نگاه بلندمدت اتخاذ شود. تنها در این صورت است که فرهنگ میتواند فراتر از یک حوزه فرعی، به سرمایه اصلی کشور برای انسجام ملی و پیشرفت تمدنی بدل شود.
۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۲
کد خبر: ۱۵٬۷۴۶
یوسف پورجم، آگاه مسائل سیاسی : فرهنگ و اقتصاد دو ضلع پیوسته در توسعه ملی هستند و هرگونه بیتوجهی به پیوند میان آنها، میتواند فرصتهای استراتژیک را از دست دهد. در نگاه عمومی، فرهنگ اغلب محدود به هنر و سرگرمی تلقی میشود، اما واقعیت آن است که این حوزه زیربنای هویت ملی، سرمایه اجتماعی و انسجام جامعه است.
نظر شما