۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۷
کد خبر: ۱۵٬۷۴۷

از رفتار فردی تا هویت جمعی

مسیر زایش فرهنگ

علی لرستانی ـ آگاه مسائل فرهنگی

فرهنگ همانند رود خروشانی است که می‌تواند سخت‌ترین صخره‌ها را در هم بشکند و مسیر جدیدی در حیات اجتماعی بگشاید. این رود، سرچشمه‌ای جز رفتار و اعمال مردم ندارد. پیوند میان عمل فردی و فرهنگ اجتماعی آن‌قدر عمیق است که هر عمل درست و ارزشمند، اگر به‌طور مکرر توسط مردم انجام گیرد، به مرور به «فرهنگ» بدل می‌شود. فرهنگی که نسل‌ها را تربیت می‌کند، هویت می‌سازد و حتی معادلات سیاسی و اجتماعی را دگرگون می‌سازد.

مسیر زایش فرهنگ

آگاه: در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ دینی و ملی ستون فقرات هویت جمعی به‌شمار می‌آید. ملت ما نشان داده که نه‌تنها حافظ این سرمایه است، بلکه حاضر است برای گسترش آن سختی‌های فراوان را نیز به جان بخرد. یکی از شاخص‌ترین نمونه‌ها، پیاده‌روی عظیم اربعین است؛ حرکتی که امروز از یک آیین مذهبی فراتر رفته و به نماد ایمان، معنویت، وحدت و مقاومت بدل شده است. سال‌به‌سال شمار بیشتری از مردم ایران و جهان اسلام به این جریان می‌پیوندند، گویی رود فرهنگ عاشورایی، هرچه می‌گذرد پرخروش‌تر می‌شود.

مسیر زایش فرهنگ

نقش نخبگان و الگوهای اجتماعی
فرآیند فرهنگ‌سازی بدون حضور الگوهای اجتماعی ممکن نیست. علما، اندیشمندان، نخبگان و حتی هنرمندان، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری فرهنگ دارند. جامعه به این چهره‌ها می‌نگرد و عمل آنان را ملاک می‌گیرد. پیاده‌روی اربعین نیز از همین مسیر بالید؛ ابتدا عالمان دین به این حرکت روی آوردند، سپس مردم با الهام از آنان به میدان آمدند و امروز این آیین به فرهنگی ریشه‌دار در زندگی ایرانیان تبدیل شده است. چنین الگویی نشان می‌دهد که برای تداوم و گسترش فرهنگ‌های ارزشمند، نقش افراد شاخص غیرقابل انکار است.

 گفتمان‌سازی؛ شرط ماندگاری فرهنگ
اما پرسش کلیدی آن است که یک فرهنگ چگونه ماندگار می‌شود؟ پاسخ در گفتمان‌سازی است. تا زمانی که یک رفتار یا اندیشه به گفتمان غالب جامعه بدل نشود، نمی‌تواند در عمق فرهنگ عمومی جای گیرد. گفتمان‌سازی، فراتر از تبلیغ است؛ یعنی ایجاد یک باور مشترک که مردم آن را بخشی از زندگی خود بدانند. برای این منظور، باید از ظرفیت‌های مردم، نیروهای آگاه و خلاق و به‌ویژه نسل جوان بهره گرفت.

راه‌های تحقق فرهنگ‌سازی
راه‌های متفاوتی برای نهادینه‌کردن فرهنگ در دسترس است ازجمله:
۱. تبیین اهداف و افق‌ها: هرگاه هدف یک حرکت به روشنی بیان شود و افق‌های بلند آن ترسیم شود، دل‌ها خودبه‌خود به سوی آن جذب می‌شوند. هدف روشن، بزرگ‌ترین مشوق فرهنگی است.
۲. ایجاد بستر مادی و معنوی: فرهنگ بدون حمایت عملی رشد نمی‌کند. اگر افراد بدانند در این مسیر هم رشد معنوی خواهند داشت و هم از حداقلی از پشتوانه مادی برخوردارند، با شور بیشتری به میدان می‌آیند.
۳. بهره‌گیری از ظرفیت‌های جهادی و بسیجی: سرمایه‌ای که انقلاب اسلامی در اختیار دارد، نیرویی است که برای خدا قدم برمی‌دارد. این ظرفیت عظیم می‌تواند موتور محرک بسیاری از حرکت‌های فرهنگی باشد.
فرهنگ؛ سرمایه اجتماعی و قدرت راهبردی: فرهنگ تنها یک مفهوم انتزاعی نیست؛ قدرت نرم یک ملت است. ملت‌هایی که فرهنگ غنی و پویا دارند، می‌توانند بر معادلات جهانی اثر بگذارند. امروز فرهنگ عاشورایی و فرهنگ اربعین، در کنار دیگر سرمایه‌های ملی و دینی، ایران اسلامی را به الگویی الهام‌بخش برای امت اسلام و حتی آزادگان جهان تبدیل کرده است. این فرهنگ، مرزها را درمی‌نوردد و پیام مقاومت، آزادی و کرامت انسانی را به گوش جهانیان می‌رساند.

رسالت امروز ما
اکنون وظیفه نسل ما روشن است. باید فرهنگ‌های حق‌طلب و عدالت‌خواه را از سطح یک عمل فردی، به گفتمان غالب اجتماعی برسانیم. باید نشان دهیم که فرهنگ تنها در آیین و مناسک خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند موتور محرک جامعه در مسیر پیشرفت و عدالت باشد. رسالت امروز ما، نه صرفا حفظ فرهنگ‌های موجود، بلکه گسترش، تعمیق و جهانی‌سازی آنهاست.

سخن پایانی
فرهنگ، امر فردی نیست؛ حقیقتی اجتماعی است که با رفتار جمعی ساخته می‌شود. اگر جامعه‌ای گفتمان حق و معنویت را به فرهنگ خود تبدیل کند، هیچ قدرتی توان حذف آن را نخواهدداشت. امروز، ایران اسلامی در آستانه تثبیت و جهانی‌سازی فرهنگی است که ریشه در عاشورا دارد و با اربعین تجلی می‌یابد.  چنین فرهنگی، آینده این ملت و امت را بیمه می‌کند و راه آزادی حقیقی را پیش پای بشریت می‌گذارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.